نوامبر 3RD، 2009 توسط admin
از دست رفته در آموزش
در یک نگاه
آگوست 13، 2009، Newbury، کارشناسی ارشد
به عنوان یک نوجوان در صوفیه، بلغارستان، اوا حقیقت به دنبال و یافت انجیل دوباره. در حال حاضر مادر در ایالات متحده سه زندگی، شور و شوق برای یادگیری اوا در ادامه به رانندگی حرفه شخصی و حرفه ای او: "گمشده در آموزش"، او به تازگی منتشر رساله عکاسی هنر خوب، ویژگی های نسخه های خطی اصلی و اشیاء مورد استفاده توسط کاشفان بزرگ جهان که آنها نیز برای حقیقت به دنبال. کار او شده است توسط موسسات از جمله کتابخانه کنگره ایالات متحده (مجموعه دائمی)، کتابخانه بریتانیا، کتابخانه ماریوت (دانشگاه یوتا)، و موزه آلبرت ویکتوریا (کتابخانه هنر ملی) جمع آوری شده است. همراه با شوهرش homeschools و اوا کودکان خود را به طوری که آنها می توانند در جستجوی خود را برای دانش به اشتراک بگذارید.
وقتی که من پانزده و در حال رشد در صوفیه، بلغارستان بود، من واقعا می خواستم برای پیدا کردن خدا در زندگی من است. من شور و شوق بود برای خدا و حقیقت و من به حدود هفت کلیساها مختلف رفت. اما من هرگز راضی شد. هرگز یکی بود. چیزی از دست رفته، چیزی خالی بود که همیشه وجود دارد. کلیساها خوب است، اما کامل نیست، کاملا کامل نیست. یک روز من از مبلغان ملاقات کرد. آنها دو بزرگان، یکی از ایالت یوتا، یکی از کالیفرنیا بودند. آنها در واقع یک خیابان علامت هیئت مدیره بود. در اروپا انجام می دهند که زیادی است، جایی که در اطراف آنها بروید و صحبت در مورد تصاویر آنها در هیئت مدیره ارسال شده ایم. من plucked تا تمام شجاعت من به انگلیسی من را امتحان کنید و از آنها بخواهید که در آن آنها و از آنچه آنها انجام می دهند. آنها فقط ایستاده بود: آنها در پارک، آنها تخته های عکس خود را به حال. این فقط متفاوت بود. آنها به من یک کارت که گفت: که در آن و زمانی که آنها ملاقات کرد.
آنچه در آن در مورد انجیل است که شما را متقاعد حقیقت بود؟
من به یاد داشته باشید حضور در نشست سوگندی که یکشنبه آینده برای اولین بار. ما در بالای یک استادیوم در یک اتاق اجاره ای کمی ملاقات کرد. این تصویر دیل پارسونز از نجات دهنده ضبط بر روی دیوار بود. هیچ چیز مانند آنهایی که کلیساهای کوچک یوتا فانتزی - اما پس از آن شگفت انگیز بود چون من احساس همان روح - واقعا، من احساس چنین حس قریب به اتفاق از صلح. درست بود به عنوان مبلغان عبور سوگندی که احساس کردم این حس قوی از صلح، مثل این جای مناسب برای من بود. من هرگز چیزی مانند آن قبل از در زندگی من احساس کردم، در هر یک از کلیساهای دیگر من می خواهم به شده است. این بود مثل من می تواند به خدا صحبت کنید. درست بود. من کامل بود. من هنوز هم می تواند به وضوح به یاد داشته باشید که احساس گرفتن سوگندی برای اولین بار.
ما کلیسا در سال 1992، پس از تنها چهار هفته از حضور پیوست. تمام خانواده من. پدر و مادر بیش از حد. این یک معجزه بود: آنها ترک سیگار و نوشیدن. همه ما روح احساس و همه ما غسل تعمید شد.
پس چگونه کلیسا بعد از غسل تعمید خود را تغییر دهید زندگی خانواده خود را؟
من لذت می برد به اشتراک گذاری انجیل با دیگران هر چند احساس می کنم مثل یک بیت از یک رانده در دبیرستان من، مانند هر کس ممکن است که تنها عضو در مدرسه خود است. اما بزرگترین تغییر کرد زمانی که من در مورد از دبیرستان فارغ التحصیل شد. من یک خواهر مبلغ، Saren ایر، در صوفیه که خانواده ارائه شده به حمایت از من برای آمدن به آمریکا ملاقات کرد. هر دو Eyres و مایکل و سلیا بلکبرن در حمایت از آموزش و پرورش من و آمدن به ایالت یوتا بسیار سخاوتمندانه بود.
رویای قلب من، از آنجایی که من سه ساله بود و می تواند از آن چه که در اطرافم می گذرد. برای رفتن به امریکا بود. مردم را در من باز هم بخندی. ما تا به حال هیچ پول، و ما در یک کشور کمونیستی بود! شما نمی تواند کشور را ترک کنند. اما من تا به حال این امید و این ایمان است که آن اتفاق می افتد. و این کار را کرد! با خدا همه چیز امکان پذیر است. من عاشق پدر و مادر ضامن من، ریچارد و لیندا ایر. آنها پدر و مادر من ملاقات کرد و قول داد آنها می خواهم مراقبت از من را. البته از آنجایی که من تنها فرزند آنها هستم پدر و مادر من در مورد اجازه دادن به من در سن 18 سالگی، نگران بودند.
من به کالج Ricks رفت [در حال حاضر دانشگاه بریگهام یانگ - آیداهو] و پس از یک سال در Ricks من به دانشگاه یوتا منتقل و با Eyres به زندگی می کردند. سپس من یک ماموریت به شهر نیویورک خدمت کرد.
از نظر قانونی چه شما باید انجام دهید به ترک کشور؟
من تا به حال برای به دست آوردن ویزای دانشجویی و TOEFL آزمون زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی]. این واقعیت که من گذشت که خود یک معجزه بود چرا که من زبان انگلیسی را نه به طور رسمی. من فقط با مبلغان به سر برد و به سینما رفت. من فقط با آن رفت. من در آن غوطه ور شد. من آن را دوست داشت. من آن را خواب. در هر ثانیه من تا به حال من به صدای برنامه های رادیو آمریکا و بی بی سی [شرکت پخش بریتانیا] گوش. زمانی که شما واقعا یک شور و شوق چیزی است که آن را دوست ندارم "خوردن سبزیجات خود را. یادگیری این. "آموزش زبان انگلیسی تمام زندگی من شد. من می خواهم 3 × 5 کارت توجه داشته باشید من به فیلم با من در تاریکی به ارمغان بیاورد و من نوشتن هر کلمه جدید من شنیده ام. من یک فرهنگ لغت برای روز تولد من، یک فرهنگ لغت زبان عامیانه آمریکایی شدم. من هرگز شادتر در زندگی من بود!
اجازه دهید به عکاسی شما. تأثیرات که منجر به شما به عنوان یک عکاس چه بود؟
در حال رشد در بلغارستان، یک کشور قدیمی، من در تاریخ از مردان باور نکردنی غوطه ور شد. تاریخچه همیشه شور و شوق معدن - تاریخ باستان و قرون وسطی به خصوص، مانند اسکندر کبیر و داوینچی. عامل دیگری بود که پدرم یک هنرمند آماتور بود. او بیتلز به عنوان یک نقاشی دیواری بر روی دیوار آشپزخانه ما نقاشی شده است. کل باند، با موهای بلند و همه چیز! که کاملا در برابر نظام بود، منظورم این است که، ما می توانست در زندان برای آن بوده است! او کار خودکار بدن برای زندگی اما او تا به حال یک استودیوی کوچک در خانه ما و در طول هر استراحت از کار خود را به او می شاهکارهای ایجاد. بنابراین هنر بخشی از زندگی من به خاطر پدرم بود. و در طول تاریخ در زندگی من است چون کشور من بود. همه با هم می آید از طریق عکاسی من.
تمرکز خود را همیشه بر روی اشیاء تاریخی بوده است؟
نه همیشه. تصاویر بسیاری از چیزهای مختلف گرفته شده است. اما عکاسی همان چیزی است که باعث می شود قلب من واقعا شروع به ضرب و شتم سریع. من دارای سه اصل است که زندگی من و هنر من راهنمایی: "کشف"، "نور" و "زندگی". در زندگی من، این اصول منجر به انجیل و من دعا کردم و برای یک مدت طولانی بمب چگونه من می توانم از این اصول در عکاسی من را منعکس. در نهایت، آن را به من آمد که من و خانواده ام در آکسفورد، انگلستان زندگی می کردند.
صرف زمان وجود دارد در پردیس دانشگاه آکسفورد من میرسند، با گرفتاری تمام مشغول در یک پروژه به عکاسی همه 39 کالج مشغول بود. برخی از آن کار معماری برخی از درایو های شخصی من به عنوان یک هنرمند فقط راه اندازی شد، اما آن را بزرگ بود که من دسترسی به بسیاری از مکان های عمومی نمی تواند بود. من برای دیدن است که در آن ذهن های بزرگ زندگی می کردند و مشغول به کار مانند CS لوئیس و تالکین.
یک شب، من در خواندن کاشفان توسط دانیل بورستین و نماز من پاسخ داده شد. من در مورد Mundi اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید که یک نسخه خطی توسط یک ستاره شناس فرانسوی، پیر D'Ailly، که تا حد زیادی تحت تاثیر قرار کلمبوس محاسبه سفر خود را به دنیای جدید بود به عنوان خوانده شده. این گفت که دست کلمبوس یادداشت کتبی در حاشیه است و به عنوان من در مورد خواندن مقاله من در آتش بود. من می دانستم که من تا به حال برای پیدا کردن و عکاسی که نسخه خطی.
کجا بود؟
آنها یک کپی های فاکس از کتاب در یک کالج در یک ایالت دیگر، که من قادر به گرفتن نگه دارید از عکاسی بود. این آغاز پروژه من، گمشده در آموزش بود. این پروژه مجموعه ای از 30 قاب عکس سیاه و سفید نشان دادن اسناد و نسخ خطی کلمبوس، اسحاق نیوتن، گالیلئو گالیله، هندل، لئوناردو داوینچی، و دیگران سفر است.
این پروژه تا به من گرفته شش سال برای تکمیل، و بیشتر از آن زمان در هنگام عکسبرداری می رفتم در استودیو من در طبقه سوم و قفل کردن درب و روح الهام بخش را دنبال کنید. من می خواهم به مدت یک ساعت ساقه، گاهی اوقات دو و پایین آمدن از ساقه خسته و خشک، اما دانستن اینکه چیزی شگفت انگیز در ساخت وجود دارد. تمام تجربه از ایجاد این تصاویر در طبیعت بسیار معنوی بود و من اغلب احساس هدایت در کار من.
شما در استودیوی خود را به تنهایی بود؟
در بیشتر قسمت ها، من تنها به ضرب گلوله کشته ام، هر چند کار کردن با این ابزار و کتاب که خیلی از تاریخ من قطعا احساس ارتباط نزدیک با این چهره های باور نکردنی که زندگی و آثار من مستند تعریف کرده اند.
یکی از چیزهای مورد علاقه من در مورد این پروژه این است که چگونه به نظر می رسید تاریخ برای زنده آمده است هنگامی که در از یک زاویه جدید و یا از طریق لنز دیگری نگاه کرد. این چیزی است که آن را منحصر به فرد می سازد - آن را نه فقط "در اینجا این کتاب، در اینجا تصویری از این پسر است." من گاهی اوقات که دو کتاب با هم قرار داده و آن را یک داستان متفاوت می شود.
من واقعا می خواهم مردم را به نگاه عمیق تر به این افراد، برای دیدن نوع "carpe دیم" شور و شوق آنها برای زندگی بود. از آنجا من امیدوارم که مردم در داخل خود نگاه کنید و متوجه می شوند که همان خوبی از الهام خلاق. آن را در همه ما است. این افراد تخیل، خلاقیت داشت. آنها می خواستند به شکل از همه چیز، تجربه. و این دقیقا همان راه ما زمانی که ما به دنیا آمد. این چیزی است که کودکان کار 24/7. ما تمام کاشفان متولد به عنوان کودکان کوچک هستید و آن را بسیار مهم برای پرورش و برگرداند که روح در طول زندگی ما.
پس چگونه به شما در بالا بردن سه تا بچه رو در حالی که انجام این کار؟
شوهر من بسیار حمایت از اشتیاق من برای عکاسی و اشتیاق من برای زندگی است. او همیشه به من با توجه به زمان است. من می توانم از او سپاسگزارم کافی نیست. او با این نسخهها کار تمام وقت و سپس به خانه می آید و اطمینان حاصل می کند وقت من خواهم داشت. بدون او هیچ یک از این امکان پذیر خواهد بود.
ما homeschool سه تا از بچه ها ما به دلیل این اشتیاق ذاتی برای یادگیری است به طوری که برای ما مهم است و ما می خواهیم آنها را به رایگان به یاد چه چیزی می خواهید به یادگیری است. به این ترتیب ما تمایل به یادگیری و آموزش و پرورش و نه به طور گسترده، چیزی بیشتر از "مدرسه". من شش ساله می داند بیشتر در مورد داوینچی از من وقتی که من در کالج بود! از آنجا که او می بیند من آن را انجام. او می بیند من تیراندازی داوینچی. بنابراین او می گوید، "مامان، چه این کتاب همه چیز در مورد؟" داشتن بچه ها دیدن و کار کردن و پرسیدن سؤالات آن را با آنها باقی می ماند و به آنها یک پلت فرم برای ایجاد دانش در سراسر زندگی خود را.
البته پیدا کردن زمان این است که همیشه ساده نیست. گاهی اوقات من تا قبل از بچه ها انجام می دهند. گاهی اوقات من اواخر ساعت انجام دهد. گاهی اوقات من حتی سعی خواهم کرد شامل بچه های من، به ویژه قدیمی ترین، من شش سال سن، به خاطر چیدن همه چیز را تا به سرعت در حال حاضر. او طول می کشد تصاویر درست در کنار من و من می توانم او را به آنچه من انجام می دهند نشان می دهد، نه تنها او را در مورد آن بگویید. او نمی ترسم، او ممکن است اشتباه کنند، اما او در سمت راست وجود دارد با من. من آنها را در معرض آنچه که من انجام می دهند، با آنها صحبت کنید، به آنها توضیح. فقط این چیز مخفی که من انجام می دهند نیست. آنها واقعا بخش بزرگی از کار من است. من آنها را به استودیو من با من را، من آنها را از اشیاء عکسبرداری هستم و آموزش بچه ها من در مورد همین دلیل آنها مهم هستید نشان می دهد.
هرگز لحظه کسل کننده در خانه من! من دوست دارم که مشغول است و در میان چیزهایی. طبیعتا، من عاشق صلح بیش از حد، و من سعی می کنم به زندگی نزدیک به اقیانوس. من احساس می کنم مثل من به معبد زمانی که من به اقیانوس برود و صرف چند ساعت تماشای امواج و تعمق در مورد نعمت های خدا در زندگی من است. هنگامی که من صرف زمان در اقیانوس من دوباره شارژ شده و به این خاطر که به او بگویید: دوست من، "بله! خوب، در حال حاضر ما می تواند بر روی بروید. "
در یک نگاه
اوا Koleva تیموتی
محل سکونت: Newbury، کارشناسی ارشد
سن: 33
وضعیت تاهل: متاهل 10 سال
کودکان: سه (سنین 6، 4، 2)
شغل: عکاس
تبدیل به کلیسای: 1992
دانشکده ها با حضور: Ricks کالج، دانشگاه یوتا، دانشکده آکسفورد عکاسی
زبان در خانه صحبت: زبان انگلیسی و بلغاری
در وب سایت: عکاسی اوا و در پروژه آموزش به فراموش کرده LostInLearning.com و Illumea.com
مصاحبه توسط Neylan McBaine. عکس با اجازه استفاده می شود.
به اشتراک گذاری این مقاله:
2 نظرات
پاسخ دهید لغو پاسخ

خواهران در خارج از کشور: مصاحبه از پروژه مورمون زنان است در حال حاضر در دسترس در Amazon.com، با معرفی ویژه توسط سیلویا H. Allred. پشتیبانی از MWP و خرید کپی خود را امروز!
کمک به MWP
پروژه مورمون زنان واجد شرایط بخش 501 (ج) (3) سازمان های خیریه است. همه کمک های مالی به طور مستقیم به این سازمان ساخته شده است معافیت مالیاتی هستند تا حدی که قانون برای آنها فراهم میکند را، بیشتر از. ما را ببینید صفحه کمک های مالی برای یادگیری در مورد چگونگی استفاده از پول خود را.
است.
راهنما کار در مورد MWP گسترش ما با قرار دادن یکی از مدالها لوگو ما را در وبلاگ شخصی خود را یافتن نشانهای ما در اینجا



















































19:48 در اوت 7، 2010
ما چقدر عاشق اوا! او به خانواده ما خیلی در مورد چگونه می شود شاد و درخشش با نور انجیل است آموزش داده می شود. نبوغ او می آید مستقیما از پدر آسمانی. چگونه پر برکت ما به او را می دانم!
04:47 در جولای 16، 2011
من هم دوست داشتم به خواندن در مورد داستان اوا و نیز فلسفه خود را در مورد یادگیری است. آن طراوت در مورد یکی دیگر از مادر سنت روز دوم است که او نیز می خواهد برای ارائه به کودکان او زندگی به یاد بگیرند که آنها را انتخاب کنید به عنوان خوانده شده. منزل است خیلی بیشتر از یک کلیشه است! با تشکر برای نگاه دیگری به زندگی یک زن فوق العاده LDS و چشم انداز.