فوریه 3RD، 2010 توسط admin
از کنسرت به همبستگی
ژانویه 18، 2010، سالت لیک سیتی، دانشگاه تهران
پیانیست جوان و با استعداد، روت شده توسط حرفه ای های موسیقی به در نظر گرفتن یک حرفه ای کنسرت تشویق شد. اما برکت پدر در سن 16 سالگی به روت گفت که خداوند برنامه های دیگر در فروشگاه برای او بود. در عوض، روت به جوانترین فردی به نام به تابلوهای کلی کلیسای بود و به عنوان رئیس عمومی زنان جوان از سال 1972 تا 1978 خدمت کرده است.
پیانو تمام زندگی من از سن بسیار جوان بود. موسیقی به من هویت. من متفاوت بود، من پس از آن، من به رسمیت شناخته شده بود، دنبال شد، من برجسته بود. من تا به حال همه نعمت که به آن وضعیت متصل است.
من هرگز قادر به دور ماندن از پیانو. من فقط به چند ساعت خواب در هر شب، به طوری که من اغلب در ساعات اولیه صبح روز تمرین. خانواده من و سه برادر فقیر کوچک من تا به حال برای زنده ماندن موسیقی شنیدن تمام وقت. پدرم فکر آن را آسمانی بود.
وقتی که من فقط چهار ساله بود، ما تا به حال یک پیانو بازیکن. پدرم به من گفت، "روت، زمانی که شما قادر به بازی مندلسون 'روندو Capriccioso (که او را بسیار دوست داشتم) من به شما یک پیانو بزرگ دریافت کنید." بنابراین من تمرین سخت. او خریداری بالدوین بزرگ پیانو و من پرشور در مورد تماشای آن و گوش دادن به آن و تلاش برای گرفتن کلید به عنوان آنها مندلسون توسط خود را به بازی بود. من برای اولین بار انجام روندو Capriccioso زمانی که من تنها چهارده سال داشت، و بعد از آن، آن را قطعه امضا من شد.
من بسیاری از داستان های فوق العاده مرتبط با آن قطعه. عمه من، آلیس لوئیس رینولدز، اغلب سرگرم مهمانان مهم است، و او به ارمغان آورد و هلن کلر به خانه ما یک بار. البته خانم کلر هر دو کر و کور بود، اما او به پیانو راه می رفت، قرار دادن دست خود را بر روی چوب و گوش به بازی من از طریق لمس او.
در طول سال سن من نوجوان من چند درس با لئوپولد Godowsky، پیانیست مشهور، که تا به حال دوستی با معلم من و سالت لیک سیتی در چند مناسبت بازدید بود. او را تشویق من به دنبال یک حرفه ای کنسرت و برای تحصیل در هنرستان هنرهای زیبا در شرق. ما فکر کردیم که طولانی و سخت در مورد این امکان. پدرم گفت: او به من یک برکت و رحمت به من بدهید، بنابراین من می دانم آنچه که من باید انجام دهید. با پدر و مادرم، ما قبل از برکت روزه. مادر در اتاق آمد، و پدر من به من برکت: "پدر خود را در بهشت می خواهد شما را به ادامه کار خود را بر روی پیانو است، اما به عنوان یک حرفه ای کنسرت، او چیزهای دیگر در ذهن شما" راه زندگی من گشوده، همه چیز در آن برکت و رحمت استوار بود.
من تا به حال چند بار دیگر این فرصت را به دنبال معلمان بزرگ و راه اندازی حرفه ای از خود من، اما من همیشه به بازگشت به آن برکت. من انجام و تدریس و پیانو در زندگی من نگه داشته. در واقع، هنگامی که ما به خانه ما نقل مکان کرد - خانه من هنوز هم در 64 سال بعد زندگی می کنند این است که! - ما یک پیانو قبل از ما حتی رو تخت. من را از طریق دانشکده دندانپزشکی به جای دنبال پیانو حرفه ای کار کرده بود و شوهرم را قرار داده، به طوری که هدیه خود را به من بود به من Steinway خود من قبل از هر چیز دیگری رسیدیم. آن وجود دارد هنوز هم در همان محل آن را همواره شوید.
امروز، من هیچ احساس در نوک انگشتان من. من کور در حال حاضر، سمعک هستم ... من نمی توانم بازی کنم. تنها زمانی که من در مورد پیر گریه زمانی که من در اتاق نشیمن بروید و ببینید که پیانو، بنابراین من به ندرت در آن وجود دارد بروید.
من چنین علاقه وافری به موسیقی من بود. تا به امروز، من به شور و شوق برای آن، به همین دلیل است که وضعیت فعلی من خیلی بی رحمه. شور و شوق من برای موسیقی زمانی که جوان بودم، آنقدر بزرگ است که آن را به مصرف هر فکر دیگر بود. من متوجه شدم بیشتر و بیشتر چگونه من به سادگی هرگز نمی تواند به کار گرفته حرفه ای کنسرت بالا و یک خانواده. بعد از من ازدواج کرده، من می توانم آن شور و شوق را نمی دهد به موسیقی و به شور و شوق من به شوهر من می خواستم. من می خواستم به قادر به ارائه تمام من به شوهرم. من دیوانه وار عاشق شوهرم بود و من دیوانه وار در عشق با پیانو بود. من تا به حال را انتخاب کنید.
وقتی که من رئیس جمهور در زنان جوان، هارولد ب لی، که پس از آن در خط به پیامبر بعدی بود، مسئولیت بررسی همه مواد کلیسای داده شد. این "همبستگی" نامیده می شد. من به رئیس کمیته لی نامیده می شد. پیامبر ما، رئیس جمهور توماس S. Monson، در آن کمیته بیش از حد نامیده می شد، اما او فقط یک پسر کمی پس از آن و در او به من گزارش!
من بستگی به مدت 10 سال تحت سالمند لی خدمت کرده است، و سپس من رئیس کمیته به بازنویسی کتابچه های راهنمای درس کلیسای ساخته شده است. سپس، هنگامی که پیامبر (ص) سالمند لی ساخته شده بود، او به نام من به رئیس جمهور زنان جوان. من در آن موقعیت هفت سال از سال 1972 تا 1978 بود.
تو از چیست؟ ترین افتخار انجام در این هفت سال؟
قبل از من، مردان جوان و زنان جوان از کلیسا جدا شد. که بهبود متقابل انجمن [MIA برنامه بود. من به شدت احساس مانند آنها باید خیلی بیشتر با هم انجام دهید. ما یک برنامه کاملا جدید، با شروع از ابتدا، که منجر به برنامه زنان جوان ما امروز داریم. من تا به حال مردم کاملا متفاوت در هیئت مدیره من: آنها متفکران و زنان از متون به جای کارشناسان در جشن ها و فستیوال های مختلف موسیقی و جشنواره های رقص بودند ... ما هنوز هم تا به حال کسانی که چیزهای سرگرم کننده، اما ما سعی به تمرکز برنامه بیشتر در مورد دکترین و متون مقدس و توسعه شهادت زنان جوان. هنگامی که پرزیدنت لی به نام من به رئیس جمهور زنان جوان، شوهر من علامت گذاری به عنوان پرزیدنت لی گفت: "وقتی که من روت ازدواج کرده، من می دانستم که من که قرار بود به او اشتراک گذاشتن با جهان است." و او انجام داد. من در سراسر جهان در کار من برای کلیسای سفر کرد و آن را موجود شگفت انگیزی بود.
چه شما به زنان جوان نشان می دهد در حال حاضر که با ازدواج و خانواده مواجه شده، اما همچنین با چیزهایی که آنها دوست دارند به انجام؟
شما باید برای رفتن به خداوند. من با خداوند آلا: "به من راهنمای راه که می خواهید من برای رفتن." شما باید به خودتان می دانید، و پس از آن به خداوند برای روشن کردن تصمیمات خود را. چیزی که من را انتخاب است که برای همه نیست. من فکر می کنم اکثر مردم می توانند برای رسیدن به تعادل در زندگی خود و آنها می توانند یک خانواده انجام دهید و به دنبال احساسات و مشاغل. من اعتدال در عشق من را ندارد. من می دانم که بسیاری از زنان فوق العاده که اعتدال در زندگی خود می دهند و بسیاری از چیزهای جالب است.
من یک هادی خوب شد. من به دبیرستان شرق رفت و صدها نفر از دانش آموزان وجود دارد را آموخت. من می تواند انجام این کار، و آن را با خانواده ام به هیچ وجه دخالت نمی کنیم. من زندگی ام تلاش به طور مداوم خداوند به مشورت و یادگیری آنچه که او برای من می خواهد، و متعادل کننده در برابر تمایلات طبیعی خود من.
من می توانم و در مورد معجزات در زندگی من، اما اگر آن را برای برکت پدرم نبوده است وقتی که من 16 سالم بود آن را گرفته اند نه راه شگفت انگیز است که این کار را کرد. من سوار شده است - و یا نفرین! - تنها با نیاز به چند ساعت خواب شب. من قادر به تمرین پیانو بیشتر به دلیل آن بود. حالا که من نمی توانم هر یک از چیزهایی که من دوست دارم انجام دهد، آن است که واقعا یک چیز وحشتناک برای مقابله با.
در حال حاضر، من نمی توانم بدون واکر راه برود. من به قبول کمک. من ده ها تن از مردم برای کمک به ... با ازدواج، چه باید بکنید با حرفه ای خود را به من می آیند ... من به آنها بگویید که چقدر ارزشمند آن است که به نگه دارید تا با مهارت های خود و در حرفه خود به قوی تر ماندن. من نمی توانم خودم بسیار دیگر، اما من سعی می کنم برای انجام تمام من می توانم به تشویق جوانان به پیش بروید با آنچه آنها دوست دارند.
در یک نگاه
روت هاردی فانک
محل سکونت: سالت لیک سیتی، UT
سن: 94
وضعیت تاهل: بیوه
کودکان: چهار
شغل، تخصص: پیانیست سابق، مدیر سرایندگی، معلم موسیقی مدرسه بالا. زنان جوان رئیس جمهور از 1972-1978.
مصاحبه توسط Neylan McBaine، با کمک از نانسی فانک Pulsipher. عکس توسط Neylan McBaine.
به اشتراک گذاری این مقاله:





















































10:10 صبح 4TH فوریه، 2010
این یک داستان زیبا زن روشنفکر و شگفت انگیز است. من از اینکه او چگونه آف تجارت در زندگی خود به کار گرفته تا به لطف تحت تاثیر قرار گرفته، و چگونه او سخاوتمندانه در توصیه های خود به دیگران است. چه به عنوان مثال بزرگ!
من به خصوص عاشق مشاوره: که شما باید برای رفتن به پروردگار در جهت شخصی و وحی، درخواست او، "من راهنمای راه که می خواهید من برای رفتن. شما باید به خودتان می دانید، و سپس به خداوند برای روشن کردن تصمیمات خود را. "
11:14 در فوریه 4TH، 2010
آه این فوق العاده بود! چه الهام بخش خوب، زن، خوب. من عاشق چشم انداز خود را.
13:00 در: 5TH فوریه، 2010
من آرزو می کنم داستان های بیشتر از زنان مثل این سراسر برنامه درسی کلیسا به اشتراک گذاشته شد. داستان او الهام بخش است چرا که او توصیف سوالات، احساسات، و آموزش و پرورش که من می تواند مربوط. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاشتن این مصاحبه.
15:29 در فوریه 6th، 2010
زیبا. احساس می کنم و به اشتراک ضرورت پیام او: "شما باید برای رفتن به خداوند. من با خداوند آلا: "به من راهنمای راه که می خواهید من برای رفتن." شما باید به خودتان می دانید، و پس از آن به خداوند برای روشن کردن تصمیمات خود را ".
من فکر می کنم بیش از حد اغلب ما انتظار داریم که موسسه برای روشن انتخاب ما. در پایان، فقط خدا می تواند انجام دهد، و ما باید اعتماد به نفس است که او خواهد.
06:55 در تاریخ 7th، 2010
تشکر فانک خواهر! perspecting چاشنی خود را در توازن کار و خانواده است که واقعا الهام بخش است.
07:13 در مارس 29، 2010
شما برکت خواهر عزیز من. من می توانم درک داشتن شور و شوق برای موسیقی برای myfelf نیز از سن بسیار جوان مثل شما عاشق پیانو. تو زندگی ما در زمان از مسیرهای بسیار متفاوت است من می تواند شور و شوق خود را احساس می کنید که من داستان خود را می خوانند. آن را به من می دهد نزد از releave و تمایل به ادامه درس پیانو من یک سال پیش آغاز شد. شما یک زن شگفت انگیز است. شما پادشاهی تقلا کردن انتخاب شده و همه چیز دیگر شده اند در این زندگی به شما اضافه شده است. شما به آگاهانه از شادی شما زندگی می کردند. این خوب است که اجازه مراقبت از دیگران برای شما در حال حاضر. این پدران آسمانی راه برای گفتن به شما، شما دختر مورد علاقه خود را. مجددا Tahk می کنم.
9:37 بعد از ظهر در تاریخ 7th، 2011
با تشکر از شما برای تغییر جهان یک زن جوان در یک زمان. شما یک خدمتکار خداوند.