2010 مارس 17 توسط admin

17 نظرات

مادران غیر مترقبه

مادران غیر مترقبه

تیفانی پترسون

در یک نگاه

2010 مارس 17، سالت لیک سیتی، UT

به عنوان یک واحد 34 ساله، تیفانی به دنبال مشاوره خود را پدرسالاری برکت را برای به دست گرفتن فرصت های ارائه شده به او، و در نتیجه زندگی پر از فرصت های شغلی، ماجراهای سفر و برجسته معنوی است. اما پس از آن، هنگامی که خواهر خود را با مسئولیت های مادران مجرد غرق شد، تیفانی کشف و ضبط یک نوع متفاوت از فرصت: او بازداشت قانونی از برادر یا خواهر نه ساله اش به عهده گرفت و مادر به کودک در سن مدرسه ابتدایی یک شبه تبدیل شد.

مذاکرات برکت پدرسالارانه من در مورد آموزش و پرورش و داشتن دانش از چیزهایی که در مورد من و اطراف من هستند. احساس می کنم که وکیل به قلب صورت گرفته است. اگر زندگی است همه چیز در مورد تجربیات، پس ما فقط نیاز به عمل می کنند. و اگر فرصت ارائه شده است و احساس می کند مانند یک چیز خوب انجام دهد و قطعی دریافت به جلو حرکت کند، پس ما باید فقط به جلو، حتی اگر آن را ترسناک است و یا شاید نه آنچه که ما در ذهن خود داشته و یا برنامه ی ما نیست. اوضاع برای یک دلیل اتفاق می افتد و ما قطعا فرصت هایی که به ما کمک کند رشد داده شده است.

برخی از تجربیات سازنده خود را که شهادت از این اصل به شما چه بود؟

پدر و مادر من بسیار دلگرم کننده و در کمک به من آگاهی از محیط زیست من به دست آوردن حمایت بوده است. ما زمان زیادی را از سفر وقتی که من جوان بود. این ایده واقعا با من گیر کرده است. وقتی که من 19 بود، من به روسیه به ریاست کردن به مدت شش ماه برای آموزش زبان انگلیسی. من یک روح را نمی دانم اما من احساس می کردم باید یک تجربه به دور از خانواده و دوستان من به ببینید که چه کسی من و آنچه من می خواهم انجام دهد زمانی که هیچ کس دیگری در اطراف بود.

من با یک خانواده که انگلیسی نمی ماند و من یک شاخه در مسکو با اعضای جدید کلیسا حضور داشتند. من کتاب مورمون در تمامیت خود را برای اولین بار به عنوان خوانده شده و به حال بسیاری از تجارب که چشم من به جهان باز کرد. من یاد گرفتم که مردم در سراسر جهان می خواهند همین. همه ما می خواهیم شاد باشند، همه ما می خواهیم خانواده های ما نزدیک. همه ما می خواهیم خانواده های ما که شاد باشد. ما فقط در موقعیت های مختلف و مبارزات متفاوت است.

اگر زندگی است همه چیز در مورد تجربیات، پس ما فقط نیاز به عمل می کنند. و اگر فرصت ارائه شده است و احساس می کند مانند یک چیز خوب انجام دهد و قطعی دریافت به جلو حرکت کند، پس ما باید فقط به جلو بروید.

وقتی که من به خانه از روسیه بازگشت، من به اسرائیل دو ماه بعد از آن با مطالعه دانشگاه بریگهام یانگ در خارج از کشور برنامه دارد. این تجربه فوق العاده دیگری بود. من عهد عتیق و عهد جدید مورد مطالعه و ما به دریای جلیله رفت. آنجا بود که من امروز تصمیم گرفتم یک ماموریت.

پس از چهار ماه از بودن در خانه، من تصمیم گرفتم که من یک ماموریت در خدمت اما من می خواستم در مورد آن دعا چون من برکت پدرسالاری من تا چند بار خوانده بود و آن را به هر چیزی در مورد خدمت به یک ماموریت می گویند نیست. پس من دعا کردم و بلافاصله احساس تایید است که بله، در واقع، من قرار بود برای رفتن.
Mormon_woman_photo_Peterson2

من برای خدمت در پاراگوئه، جنوب امریکا نامیده می شد و من تا به حال تجربه افسانه. من زبان را دوست داشت. من این کشور را دوست داشت. من تا به حال اصحاب فوق العاده و رئيس جمهور ماموریت من و همسر خود را مانند پدر و مادر به من بود.

هنگامی که من تصمیم به رفتن در یک ماموریت، شروع کردم به توجه به الگوی مصرف فرصت زمانی که آنها به وجود آمد. اگر یک فرصت برای رشد وجود دارد، من می خواستم به بخشی از آن و تجربه می تواند از آن آمده است.

آیا شما را با تمام فرصت های یادگیری متوالی در کشورهای خارجی است که شما در یک سفر معنوی و روحانی بود، حتی اگر شاید شما متوجه آن نیست احساس می کنید؟

بله ... قطعا! با هر فرصت و هر تجربه، من چیزی کمی در مورد خودم و که من می خواستم به مختلف یاد گرفت. و نه فقط از دیدگاه شخصیت اما از دیدگاه معنوی نیز هست.

وقتی که من از ماموریت من بازگشت، من برای رفتن به چین برای یک ترم برای آموزش زبان انگلیسی نزدیک شد. چین هرگز در رادار من بود! اما من به پایان رسید تا رفتن و من برای تدریس شایان ستایش بچه های کوچک چینی که خیلی شاد و پر از زندگی بود کردم. من هم رو به صرف 4 ماه با برخی از دختران شگفت انگیز است که ماموریت های در نظر گرفتند و آنها را به خوردن تا داستان ماموریت من. این عالی بود برای من به سهم قادر تجربیات من با مخاطبان حاضر پس از دوستان من و خانواده به اندازه کافی به خانه داشت! این تجربه بزرگ دیگری بود.

آیا تمایل خود را به طور مداوم یادگیری انتخاب حرفه ای خود را تحت تاثیر قرار، و آن برای شما مهم بود که زندگی حرفه ای؟

نکته جالب برکت پدرسالاری من گفت که برای به دست آوردن دانش و آماده به از خودم مراقبت کنم. بنابراین به دلیل است که من نمی خواستم برای انجام درست هر چیزی، من می خواستم به احساس می کنم مثل من موفق و یک کارمند ارزشمند است. من با درجه اقتصاد فارغ التحصیل شد و بعد از کار برای یک شرکت وام مسکن، بلافاصله بعد از اتمام دانشگاه، من به پایان رسید تا کار برای مورگان استنلی، برای اولین بار در مشتری خدمات به مشتریان، و پس از آن در یک بخش جدید ارائه خدمات جدید است.

در نهایت، گلدمن ساکس باز کردن دفتر در سالت لیک سیتی، بنابراین من سر من به آنها ارسال می شود و آغاز مرحله مصاحبه را. گلدمن ساکس درجه بود، با مردم هوشمند و تعداد زیادی از فرصت ها. روند مصاحبه به طول انجامید پنج ماه طولانی، با یک توقف استخدام و مصاحبه 15. من به پایان رسید تا گرفتن کار با آنها بود که در ابتدا آنچه که من علاقه مند بود، اما در عرض سه دقیقه از ملاقات با مدیر آینده من، من می دانستم که من می خواستم برای او کار می کنند. شخصیت های ما فقط "کلیک."

من به مدت یک ماه به شهر نیویورک رفت و پس از آن بخش به شهر سالت لیک منتقل شد. من به عنوان تنها کسی در این تیم آغاز شده و برای مدت چهار سال و نیم زمان جذاب ترین و به چالش کشیدن آن بود. من یک برنامه آموزشی را با هم و در سراسر جهان به دفاتر مختلف و فروشندگان آموزش دیده سفر کرد. من اساسا کردم برای ساخت شرح شغل خود من است.

Mormon_woman_photo_Peterson3 بود کار بسیار باید انجام شود و هر کس شروع به پریدن کرد در، که بسیار متفاوت از کار گذشته بود. من واقعا رونق. من احساس می کنم می تواند تفاوت ایجاد و اگر همه چیز قرار بود به راحت ترین شکل آنها می توانند، من می تواند ارائه دهد تا پیشنهادات و مردم گوش دهید. این احساس بسیار خلاق و بسیار رضایت بخش است.

من فکر کردم که زمانی که من ازدواج کردم این امر می تواند آسان به ترک چون من می خواستم به ازدواج می شود و بچه ها. اما دیگر من کار می کرد و بیشتر من در مورد آن فکر کردم، بیشتر متوجه شدم این امر می تواند سخت به انجام. من یک معاون رئيس جمهور بود. من کار من را دوست داشت و من در آن خوب بود! مردم به من آمد و از من راهنمایی می خواست و من در جلسات به مبادله می خواستم.

شما تقریبا سه سال پیش ولی قانونی از برادر یا خواهر خود را تبدیل شد. چه شرایطی باعث شد شما را که انتخاب؟

وقتی پیج متولد شد، یک ارتباط فوری بین ما وجود دارد. من و خواهرم همیشه نزدیک بوده و پیج برای اولین بار در خانه من خواب زمانی که او شش هفته بود. پیج زمان زیادی را با من به سر برد. او من بود خروجی-I خواهد بود سخت کار می کند، اما در تعطیلات آخر هفته که می توانم او را بالا برود و او در طول خواهد آمد و ما فقط می خندید. من هم با این دختر کوچک را که پر از زندگی و مردم اظهار نظر بود، "او کوچک من شما ... شما نگاه کنند و عمل می کنند به طور یکسان!" من مطمئن هستم که اگر علت این است که پیج شد اقدام های قدیمی تر و یا به خاطر من بود اقدام مانند من پنج بود! بود قطعا یک ارتباط و پیوند میان ما وجود دارد.

وضعیت خواهر من کمی پر سر و صدا، او یک مادر تنها در تلاش برای پرداخت اجاره بها و ارائه برای بچه ها او بود و او از گرفتن غرق شد. در سال 2007، من با خواهرم در مورد برخی از تغییرات که او می تواند در وضعیت زندگی او سخن گفت. او 2 بچه های بزرگتر از ازدواج قبلی در با پدر و مادر من نقل مکان کرده بود را به پایان برساند دبیرستان و I پیج تا با من زندگی می کنند برای سال تحصیلی دعوت کرد. خواهر من در منطقه ای که به حال مدرسه در طول سال زندگی می کردند و آن را به مسیر سخت نگهداری برنامه و تنظیم نگهداری و چیزهای دیگر بود. جایی که من زندگی می کردند، این سیستم آموزشی در برنامه های سنتی (سپتامبر.-ژوئن.) با یک برنامه بزرگ بعد از مدرسه بود. من می خواستم برای کمک به پایدار برای برادر یا خواهر من در حالی که وضعیت خواهرم بهبود نگه داشتن چیزهای.

به منظور انجام این کار من نیاز به وکالت و من نیاز به قیم قانونی پیج. روز قبل من رفتم به انتخاب او را به بالا، من احساس بسیار به شدت شد که آن را به یک چیز کوتاه مدت است. من نمی دانم که چرا، چرا که ما توافق کرده بودند آن فقط برای سال تحصیلی باشد، اما من تا به حال این حس که اگر من رفتم به انتخاب او را به بالا، آن را برای خوب باشد.

چگونه شما در مورد آن احساس شد؟ و چگونه بود که رابطه خود را با خواهر خود را تحت تاثیر قرار دهد؟

این واقعا طاقت فرسا بود. گریه کردم. من تعجب آنچه من انجام شده بود. من می دانستم که همه چیز را تغییر دهید. من تنها بود، مشغول به کار در شرکت های بزرگ امریکا؛ من دوستان همه از آن بود. من 34 سال سن داشت.

من و خواهرم در طول صحبت کردیم و ما همواره نزدیک بوده است و من گفتم: "نگاه کن، من نمی دانم چرا و چطور در این وضعیت کردم اما درست همانند چیزی که حق انجام احساس می کند. من شما را دوست دارم. من از شما حمایت و من عاشق بچه ها خود را. و من هر چه من می توانم برای کمک به آنها انجام دهد. و به شما کمک کند. "

من نمی دانم چرا، زیرا [خواهر و من من] موافقت کرده است آن را تنها برای سال تحصیلی باشد، اما من تا به حال این حس که اگر من رفتم به انتخاب [خواهر زاده من]، پس برای خوب باشد.

من به خواهر من یک تن از اعتبار برای به رسمیت شناختن است که در آن زمان، من می توانم پیج، برادر یا خواهر من، چیزی که او قادر به او را، که ثبات و فرصت برای رفتن به کلیسا بود به من بدهید. خواهر من غیر فعال و مایل به بازگشت به کلیسا اما تلاش بود. پیج به اولیه و خاموش اما هیچ چیز سازگار در مورد آن وجود دارد.

خواهر من به اندازه کافی فروتن برای تحقق بخشیدن به این بود که چیزی بیش از این برای پیج آنجا بود و او در یک موقعیت به دادن که به او.

پیج نقل مکان کرد، ما او را برای مدرسه ثبت نام کرده است، او کلاس چهارم آغاز شده و او مادر او دیدار کرد. ما مورد بحث است که همه در مورد این بود که این بهترین مکان برای پیج این بود و من او را از مادر خود را در گرفتن نیست و مادر او بود "به" او به من. این بود که ما در مورد پیج فکر و این بهترین سناریو برای او بود.

و او در پاسخ به که بود؟

او بسیار پاسخگو به آن بود. ما به دیدن یک کودک، روانشناس چند بار، فقط از طریق احساسات است که پیج احساس صحبت کنید و به بیان آنچه در داخل بود. بعد از حدود شش ماه، خواهر من تصمیم به طلاق از شوهرش. من در مورد پیج که در مورد طلاق آنها گرفتار نگران است. بنابراین بعد از صحبت با خواهر و برادر در قانون من، من با استخدام یک وکیل و کمک به خواهر من طلاق آماده شده است. اما من در طلاق مداخله و درخواست حضانت کامل از پیج.

بودند بسیاری از نماز وجود دارد. من می خواستم به آن را به عنوان حداقل آسیب زا که ممکن است، زیرا آخرین چیزی که من می خواستم به نوعی از جنگ در دادگاه بود. همه ما توافق کردیم که آن را به بهترین سناریو برای پیج بود.

من می خواستم برای کمک به از عشق به خواهر من و خواهر زاده من. اما افزایش و مصرف کنند که اقدامی در روحانی باعث بود.
Mormon_woman_photo_Peterson4

با در نظر گرفتن حضانت کامل از پیج واقعا هرگز احساس انتخابی، آن چیزی که من نیاز به انجام بود. و از آن روز، از ساخت است که یک تصمیم، صدها چیز را به محل سقوط کرده و مشغول به کار شده است. و ما در حال نگه داشتن پیج در حال حرکت رو به جلو و برداشتن از حداقل مقدار از بار که ممکن است در طول راه. پیج گفت: "من خیلی خوشحالم که من با شما هیچ جرم در برابر مادرم یا پدرم زندگی می کنند، اما من فقط احساس می کنم مثل این است که من قرار است به." پس از آن شده است یک تجربه شگفت انگیز است.

چه بوده است پاسخ به وضعیت خود را از اعضای کلیسا و رهبران کلیسا؟

آنها پیج دانم قبل از پس از آن الهام بخش است که آنها تا باز و پذیرش می باشد. نه بسیاری از مردم در مورد وضعیت بپرسید و چگونه از آن اتفاق افتاد اما زمانی که آنها را بپرسید من خوشحال به آنها بگویید چون من فکر می کنم هیچ وجود دارد "وضعیت طبیعی است." هر کس چیزی هم وجود دارد که باعث می شود آنها احساس می کنند در خارج از دارد هنجار شده است. در حال باز و صحبت کردن در مورد آن شده است واقعا مفید بوده است.

چند ماه قبل از پیج نقل مکان کرد و در من یک خانه با برخی از دوستان در یک بخش خاص اجاره کرده بود. در طی یک سال قرارداد اجاره ما احساس کردم واقعا به شدت که من می خواستم به در آن منطقه خاص باقی بماند. زمانی که قرارداد بود تا معجزه اتفاق افتاده بود و یک خانه برای فروش وجود دارد یکی از خیابان های دور که من باید قادر به پرداخت هزینه نمی شده است اما قیمت کاهش یافته است در آخرین لحظه. فقط چهار خیابان در بخش من وجود دارد، پس از آن شعاع زیادی از خانه های را انتخاب کنید نیست. من می دانم که بود باعث. این محله و بخش، باز و استقبال بوده است. آنها پیج احساس "عادی" و وضعیت فوق العاده است. معلم به خانه ما شخص وفادار است! او به دیدار هر ماه و به ارمغان می آورد درس از دوست برای پیج. او را در کلیسا می بیند و می گوید: "وجود دارد معلم خانه ما!" او احساس تا شامل و در خانه در بخش.

برخی از ابزار است که شما را در از ایمان را به خود کشیده به شما کمک کند در یک وضعیت تا حدودی غیر متعارف در فرهنگ ما چیست؟

این همه در مورد داشتن یک زندگی انجیل محور و انجام کارهای سخت ... گرفتن تا هر یکشنبه و رفتن به کلیسا و خواندن متون مقدس است. این خیلی آسان تر به انجام این کارها را ندارد، اما آن را تغییر مردم برای بهتر، که آیا شما نه یا 10 یا 30 یا 80 ساله هستند.

تا آنجا که من ممکن است فکر کردم که من در نماز و خداوند متکی به هدایت و مستقیم تصمیم به پیج حرکت در با من، مسئول بودن برای او تقویت شده است که به شدید که من تصور امکان پذیر نیست. گاهی اوقات نماز من، "چه چیز نیاز به برای او انجام دهید؟ چه او نیاز دارید؟ "پیج من بسیاری از مسائل را می گوید اما او نیز به من بسیاری از مسائل را نمی گوید. من احساس می کنم نیاز به کمک بیشتر به خاطر من به هنگام تولد به او نمی دهد و از نوزاد بالا بردن او، اما زمانی که من نیاز است که الهام بخش، آن را همیشه می آید. همیشه می آید.

برای من، آن چیزی است که زندگی واقعا همه چیز در مورد. شما می توانید در مورد زندگی و کار خود را و انجام مکالمه خود را افزایش و بچه های خود را و انجام مسائل محله خود و واقعا نمی از رشد آن را واقعا دریافت تمام تجربه خارج از آن. و من فکر می کنم تجربه می آید از درخواست، "چه می توانم انجام دهم؟ باید چه کار کنم؟ "از آنجا که بیشتر ما می تواند انجام وجود دارد. به پتانسیل برای رشد و می دانم که در آن بیشتری داده شده است، بسیار مورد نیاز است باز می شود.

چگونه کار خود را به عنوان یک نتیجه از مصرف در برادر یا خواهر خود را تحت تاثیر قرار؟

قبل از همه این اتفاق افتاده است، من منتقل شده است و در شهر نیویورک مشغول به کار بود. مادر من بیمار بود، بنابراین من نقل مکان کرد و به خانه چون من می خواستم به صرف آن زمان با او. پس در گلدمن ساکس برای مدت طولانی و دانستن بسیاری از مردم بوده است، من مربی فوق العاده و مدیران که خم به عقب برای کمک به من به یوتا حرکت و کار دیگری بود. این راه برای من در یک موقعیت را در خواهر زاده من، و همچنین به صرف زمان با مادرم که چند ماه بعد در گذشت هموار کرد.

این گذشته ممکن است با این حال، من تصمیم به ترک کار من است. من احساس بسیار به شدت که من نیاز به انجام چیزی متفاوت ... من نیاز به تمرکز و زمان دیگر من نیاز به متفاوت صرف می شود. دو سال و نیم پیش، من تصمیم به رفتن انتخاب کنید تا پیج و او تا به حال جا در اطراف لبه های زندگی من است. اما زمان بیشتری را با او و الهام بخش من برای خواسته صرف، بیشتر احساس کردم که پیج من مورد نیاز است. با این حال، کار من در گرفتن بهترین من. من به بهترین از من در محل کار و سپس به خانه خسته می شدند و در عجله برای گرفتن پیج به بستر من تا به حال کار بیشتر انجام دهد.

من احساس می کنم نیاز به کمک بیشتر به خاطر من به هنگام تولد به او نمی دهد و از نوزاد بالا بردن او، اما زمانی که من نیاز است که الهام بخش، آن را همیشه می آید. همیشه می آید.

من تا به حال یکی دیگر از باعث که من نیاز به ترک شغل من و مسئولیت بیشتر در خانه. من آماده شده بود (من تا به حال برخی از پس انداز). و من احساس اعتماد به نفس بود که من تصمیم به غیر منطقی چرا که من هنوز هم می تواند ارائه نمی دهد. من فکر کردم که در سه یا چهار ماه من چهره ای از آنچه که قرار بود در و ببینید که اگر من نیاز به یک کار پاره وقت و یا چیزی متفاوت است.

شده است نه ماه و من مجبور نیستند تا در مورد مسایل مالی نگران است یک بار. من فقط به یک کار زمان نیمه کامل را برای چند هفته از بین رفته و همه چیز را نگه می دارد در حال سقوط را به محل. این یک یادآوری خوب است که آن را واقعا مهم است حال و احساسی و فیزیکی موجود را هم برای راهنمایی و هدایت و آموزش است. توسعه پیج و یادگیری مهم است. این بار او است و او نمی خواهد که تا به حال این بار دوباره به خیس خوردن تا احساس روح و شناخت نعمت خود را داشته باشد. من نمی دانم آنچه که در فروشگاه برای او، اما او باید برای هر آنچه در آن است آماده می شود.

آیا شما نگاه کن در طول زندگی خود و خدا را ببیند آماده سازی شما برای این تجربه بسیار؟

بله ... در صد راه مختلف! حتی کوچکترین چیزی که در مورد آن کار من تا به حال و چه مدت من در آن کار شده بود و بود رئیس من بازتابی از این است. من رئیس من گفت که خواهر زاده من که قرار بود به حرکت در با من و این امر می آچار در زمان کار من در حالی که برای پرتاب (I مورد نیاز را به پیج به مدرسه، بنابراین من نمی تواند در تا بعد از 8:00 و من آمده تا به حال به انتخاب خود در 6:00). این طرز فکر بسیار متفاوت است! رئیس من "پاسخ آن را در چشم انداز قرار داده است. او گفت: "شما باید به آنچه که شما رو به انجام است، بنابراین آن را." من می دانم که هر کسی نمی خواهد پاسخ همان داشته اند و به همین ترتیب حمایت بوده است. این باور نکردنی است که ببینیم چگونه خوش شانس من بود که این وضعیت اتفاق افتاده است.

چه شما به زنانی که به این انتخاب خارج از عرف مواجه می گویند؟

هنگامی که شما متوجه است که promptings معنوی شما به دنبال حق است، آن را می سازد می خواهید این کار را دوباره، چرا که شما احساس خیلی خوب! من نمی خواهم به دست هر فرصت چرا که آنها احساس خوب و شما رشد می کنند بسیار است.

این پیامی است که من سعی می کنم به در در بخش من و با دوستان من است. شما می توانید در شرایط مردم نگاه کنید و فکر می کنم، "چرا در جهان را انجام می دهند که؟" یا "چه خبر است وجود دارد؟" اما همیشه چیزی عمیق تر وجود دارد.

ما همه فرزندان خدا. همه ما نقش ها و همه ما باید تکالیف که ما داده شد. ما واقعا می تواند در هر کسی نگاه و قضاوت آنچه آنها انجام می دهند و یا چرا آنها انجام می دهند همه چیز یک روش خاص. ما فقط نیاز به شرایط که شاید یک شانس ما می توانیم در تجربه خود شرکت و یا آنها می توانند در ما شرکت وجود دارد. است وجود دارد یک جعبه، هیچ یک راه برای همه چیز باید انجام شود و هیچ فرمول وجود دارد. اگر یکی از چیزهایی که من آموخته اند وجود دارد، آن است که هرگز به تصویب یک فرصت است چرا که مانند "عادی" چیزی که برای انجام به نظر می رسد نیست.

در یک نگاه

تیفانی پترسون


Mormon_woman_photo_PetersonCOLOR
محل سکونت: شهر سالت لیک، UT

سن: 36

وضعیت تاهل: هرگز ازدواج شده است

کودکان: پیج، سن 11

شغل: معلم، عامل املاک و مستغلات (تقریبا)

مدارس با حضور: دانشگاه یوتا

زبان در خانه صحبت: انگلیسی

سرود مورد علاقه: "من پایه همه شگفت زده"

کنونی تلفن کلیسای: معلم ابتدایی

مصاحبه های سالمند لوئیس تولید می شود. عکس با اجازه استفاده می شود.

17 نظرات

  1. رابین
    05:18 در 2010 مارس 17

    تیفانی-شما داستان من الهام بخش به دنبال روح بیشتر از نزدیک و شجاع در زندگی می شود! تشکر.

  2. Myrna Castellar
    17:28 در 2010 مارس 17

    من دوست دارم قدرت خود و عشق خود را برای خانواده خود را. I، نیز ام بسیاری از challaenges در زندگی من من 34 36 ساله داشته اند دانستن آن را برای ثبات عاطفی از برادر کوچک خود را به بهترین نحو 6 سال قبل costudy از آنها. این تجربیات آنها را تدریس می شود مهربان تر و دوست داشتنی تر به عنوان آنها رشد می کنند و معنوی و در اندازه خانواده. همانطور که برای من، من همیشه به این سوال که چه هنجار است؟ امروز من در صلح با تصمیم بچه ها از مصرف costudy از برادر کوچک خود را و آنها در حال دریافت چیزهای الهی و معنوی آنها نیاز دارم. شما راست عزیزم، وجود ندارد یکی از راه انجام کارها، اما ما با این امید که خداوند می داند نیازهای ما پر شده است و چه بهتر است برای کودکان خود را به کسب بیشترین potencials خود را. این است که چرا او anels مثل شما بچه ها خدمت نزد کودکان هفتم از مردان است. من از شما سپاسگزارم برای ساخت diffence و برای عشق شما بیان foryour خانواده.

  3. Chrysula Winegar
    19:30 در 2010 مارس 17

    تیفانی، با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری داستان خود را و به خصوص کلمات نتیجه گیری خود را، که من با قدرت و قدرت ضربه. می رسد که شما و پیج یک بازی کامل و به معنای واقعی کلمه، یک هدیه از خدا به یکدیگر می باشد.

  4. ان
    22:04 در 2010 مارس 21

    براوو. با تشکر برای به اشتراک گذاری تجربیات زندگی خود و چیزهایی که شما در تصمیم گیری های خود را هدایت کرده اند. چه زیبا داستان. عادی فقط یک تنظیم در خشک کن (است:

  5. دختر خانم
    09:34 در 2010 مارس 22

    این باور نکردنی بود. من احساس روح از یک میلیون بار به عنوان من فقط از طریق این برای سومین بار در طول به عنوان خوانده شده. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری داستان خود را، برای باز کردن و دادن افکار خود را به خوانندگان خود.

    همیشه بیش از آنچه در خارج به تصویر می کشد وجود دارد. و چه طرز فکر سالم به قبل از سوال که چرا یک نفر کاری می کند داشته باشد. با تشکر از شما دوباره.

  6. الیزا
    12:33 در 2010 مارس 23

    داستان شگفت انگیز. از شما بسیار سپاسگزارم برای این. من عاشق lines- بسته شدن خود را

    "ما واقعا می تواند در هر کسی نگاه و قضاوت آنچه آنها انجام می دهند و یا چرا آنها انجام می دهند همه چیز یک روش خاص. ما فقط نیاز به شرایط که شاید یک شانس ما می توانیم در تجربه خود شرکت و یا آنها می توانند در ما شرکت وجود دارد. است وجود دارد یک جعبه، هیچ یک راه برای همه چیز باید انجام شود و هیچ فرمول وجود دارد. اگر یک چیز وجود دارد من آموخته اند، آن است که هرگز به تصویب یک فرصت است چرا که مانند "عادی" چیزی که برای انجام به نظر نمی رسد. "

    زیبا.

    من هم دوست دارم خط دیدگاه در "عادی است فقط یک تنظیم در خشک کن."

    برای تشکر از روشنگری بعد از ظهر امروز. این سخت است، اما دادن دیگران به نفع شک همیشه در جاده ها بالا است. من بهترین را به شما و خواهر زاده شیرین خود را.

  7. راشل
    05:40 در 2010 مارس 24

    از شما بسیار سپاسگزارم برای داستان خود را. من شده است با دعا در مورد چیزی برای چند ماه در حال حاضر و من باور دارم که آنچه را که روح من از طریق بند پایانی خود را آموزش داده، پاسخ به نماز من بود. بنابراین شما فراتر از آنچه هر یک از عبارات همیشه می تواند احتمالا توصیف تشکر می کنم.

  8. کریس راکر
    08:54 در 2010 مارس 29

    این پسر عموی من است و من باید بگویم ... با اشک شوق در چشمان من "من همه شگفت زده شوی"!

  9. میشل
    10:47 در 2010 آوریل 5

    داستان قدرتمند.

  10. قمر سالن
    17:41 در 2010 آوریل 8

    داستان بزرگ. من خلوص خود را در مورد آن همه قدردانی میکنیم. شما الهام بخش.

  11. پاتریشیا جوزف
    18:40 در 2010 آوریل 11

    من واقعا دوست دارم دوم خود را به آخرین پاراگراف. من مرتب از بیش از مسئولیت مراقبت از نوه من او انجام نمی خوبی در مدرسه صورت گرفت. او در خانه من به دنیا آمد، مادر او را نقل مکان کرد و با او هنگامی که او 4 ساله بود، او به من آمد هر آخر هفته، ما به کلیسا پیوست و او خوشحال است، او را دوست اولیه، اما همیشه احساس غمگین بود چرا که او مجبور به بازگشت به مادر او روز دوشنبه، هیچ شب به خانه خانواده به مورد، هیچ کس برای گفتن آنچه او در ابتدایی آموخته بود وجود دارد، پس از آن متوجه شدم که او کلاس اول شکست خورده بود و ترویج نمی شود، من ساخته شده ایستاده، اجازه دهید او با من بماند و رفتن به مدرسه و یا من باید او را به طور کامل. من نمی خواهم برای دیدن درد در چهره اش وقتی که من او را در روزهای دوشنبه و جو در زمان بازگشت به مدرسه در کویینز، درد من نمی خواهم برای دیدن دیگر بود. مادر او موافقت کرد و او آمد تا با من زندگی می کنند، مثل شما من نمی خواستم به او را از مادر او، من هرگز برای سرپرستی و یا هر چیزی خواست، که من در جامعه من با او شناخته شده بود، او در مدرسه و پذیرفته شد برنامه afterschool، او در حال انجام بزرگ در حال حاضر. من همیشه او پرسید، "چرا که شما در آن مسئولیت را؟"، پاسخ من، چرا باید او را ترک I به طریق شکاف در جامعه قرار می گیرند، این را همه خوشحال، این است که تصمیم من، او خوشحال است، او در حال آماده سازی برای غسل تعمید در حال حاضر که او تبدیل 8؟

    با تشکر برای به اشتراک گذاری، من می دانم که کسی از وجود مانند من، من تنها نیستم وجود دارد.

  12. کریستین
    05:43 در 2010 آوریل 22

    با تشکر بسیار برای به اشتراک گذاری داستان خود را. من یک وضعیت من در حال حاضر، که در آن من شده است توسط روح را وادار به عمل در راه است که فقط در برابر دانه می رود، و آن را کمی سخت به شرایط. exeperience شما به من کمک کرد تا ببینید که با پیروی از promptings I دریافت، راه آماده خواهد شد و برکت خواهد آمد.

    برای شجاع بودن و به اشتراک گذاری داستان خود را.

  13. تاتیانا
    10:47 در 2010 آوریل 26

    این خیلی عالی! من یک مادر تنها، بیش از حد، که هرگز ازدواج نکرده است اما یک پسر به تصویب رسید که من 44 بود و او 14. بود من بیش از حد به دنبال promptings از روح و من بیش از حد شده اند فوق العاده از آن پر برکت! من هم به راهنمایی در پاسخ به ترک شغل من، در مورد من به دلیل لوپوس، بلکه آنقدر بزرگ با پسر من به خانه بودن آن بود. وقتی که من متن این ارسال خوانده من حفظ nodding سر من قصد بله، بله، بله! ما به خوبی توسط کلیسا من و در محل کار پذیرفته شده است. خانواده من در حالی که برای مطمئن بود اما اکنون آنها بیش از حد شرایط و عشق پسر من است.

    گاهی اوقات آرزو می کنم که ما می توانیم با هم در معبد به عنوان مادر و پسر مهر و موم شده اما من دعا کردم و متوجه شدم که پدر و مادر آسمانی ما خواهد شد مراقبت از همه از آن را و اگر ما هر دو می خواهند به خانواده ابدی و واجد شرایط به خانواده ابدی پس از آن ما خواهد بود . من استفاده می شود برای به دست آوردن angsty در مورد داشتن هر خانواده ابدی نیست، از آنجایی که من تنها هستم و تنها در خانواده من تبدیل، اما نه بیشتر. من می دانم که تمام ضرر و زیان خواهد شد بازسازی و فاقد تا پر ساخته شده است. من که شاهد از پدر و مادر آسمانی من.

    داستان شما برای من خیلی الهام بخش است. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری آن را با ما.

  14. تیفانی پترسون
    11:16 در 2010 آوریل 27

    من خیلی برای نظر و عشق و حمایت شما سپاسگزارم. من شده اند کار را با مصاحبه ها و نظرات شما زنان فوق العاده الهام گرفته است. با تشکر از پروژه زنان مورمون برای آوردن ما با هم بنابراین ما می توانیم در طول این سفر به نام زندگی به اشتراک بگذارید!

  15. تیفانی W.
    05:44 در 2011 ژانویه 15

    WOW! چه شجاعت و قدرت شما داشته باشد. شما الهام بخش من برای گوش دادن بهتر و همچنین به دنبال promptings دشوار است.
    برادر یا خواهر خود را بسیار پر برکت برای تو است.

  16. Corine
    15:31 در 2011 ژوئن 2

    وای! چه روح شگفت انگیز شما! : D من لذت خواندن این و گرفتن یک نگاه اجمالی به قلب و ذهن یک خواهر روح من ... :)

    راه زندگی می کنند! هر چند، آن است که در حال حاضر برای من واضح است که خداوند در حال حاضر فکر و از شما و پیج، شما هر دو در نماز من است. من تعجب می کنم که برادر خوش شانس خواهد بود! ؛)

    Corine : D

  17. انجی
    19:12 در 2011 اوت 23

    با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری این مطلب. من واقعا آن مورد نیاز است.

پاسخ دهید

SEO صفحه پلاتین جستجوگرها از Techblissonline