مارس 30، 2010 توسط admin
مکالمات بی حد و حصر
فوریه 15، 2010، واشنگتن، دی سی
برجسته به عنوان یک کاتولیک در رود آیلند، استفانی Soper تجربه یک ارتباط قوی با خدا که باعث شد او را به پیوستن به کلیسای بیست سال پیش است. از آن زمان به بعد، او هدیه خود را از برقراری ارتباط با خدا در حال توسعه و استفاده از این هدیه به ارائه خوانش بصری و کار شفا هیجانی برای دیگران در کلیسای.
ارتباط خود را با خدا چگونه آغاز شد؟
من واقعا مطمئن است که من تا به حال ارتباط با خدا در حال رشد به عنوان یک کاتولیک نیست. من به او معتقد بودند، اما او این دور، شخص مرموز که تا به حال هیچ ارتباطی به من در همه بود. در کلیسای کاتولیک، من به نماز بسیار صدای موج عادت کرده بود و من نمی دانستم ما در واقع می تواند به خدا تا زمانی که در اواخر دهه بیست سالگی صحبت من سربار یک دوست پسر دعا به خدا به عنوان اگر او در داشتن یک مکالمه.
حدود یک سال بعد، من در داشتن یک بحران تمام عناصر زندگی من خوب به نظر می رسید، اما یک پوچی عمیق در من وجود دارد و من تا به حال هیچ ایده چگونه به پر کردن آن. یک شب، من آماده برای رفتن به یک مهمانی کاری بود، و من شروع به صحبت کردن به خدا که من دیده بود دوست پسر سابق من کنم. من ریخت و احساسات من است. من آن را درک نمی کنند، اما من در مورد آن رفت بسیار به همان شیوه که مورمون ها آموزش داده می شود به انجام این کار: من او را برای من نعمت از ایشان تشکر شده است و او را برای آنچه نیاز داشتم، خواستم. همانطور که من به حزب راند، من نماز در ذهن من ادامه داد. هنگامی که من در محل حزب پس از رسیدن، من می دانستم که من نیاز به تمام کردن نماز، اما من فقط به حال عادت نماز کاتولیک، و کلمات مناسب برای پایان دادن به نماز غیر استاندارد را نمی دانم. من به سادگی گفت: "تو انجام خواهد شد." وقتی که من این کلمات را گفت، من متوجه شدم که من واقعا آنها را به معنای. این برای من خیلی روشن است که تصمیمات خود من در مورد زندگی من مرا خوشحال نمی بود، و من واقعا مایل به انجام هر چه خدا به من گفت که انجام شد. که در آن لحظه تحقق، با خودم فکر کردم: "اگر من هستم رفتن به اراده خدا انجام دهم، من باید آنچه در آن است." و بنابراین من پرسید، "چه باید من انجام دهد؟" من شنیده صدای بسیار روشن در ذهن من می گویند ، "تاریخ کلیسای مورمون است."
در این نقطه، چقدر شما در مورد کلیسای مورمون می دانستید؟
خب، چند اتفاقاتی که در این لحظه اقدام وجود دارد. اول از همه، من یک پرستار بچه در ایتالیا در اوایل دهه بیست سالگی من بود، و من در نزدیکی یک دختر آمریکایی که به تازگی کلیسای مورمون ها پیوسته بودند، زندگی می کردند. من یک کمی در مورد کلیسا از طریق مثال او آموخته است. او به من کتاب مورمون که من هرگز خواندن، و من به یاد داشته باشید جلسه مبلغان مورمون برای اولین بار بر روی پشت بام Duomo در میلان. سپس، حدود یک سال بعد، من در وین با زنی که تا به حال دوست پسر مورمون و در نهایت تبدیل زندگی می کردند. او تلاش آشکار به من انجیل تدریس را ندارد، اما او شخص دیگری که من با کلیسای LDS آشنا بود.
همچنین، در ماه قبل از این ارتباط با خدا اتفاق افتاد، من به طور ناگهانی می تواند قهوه یا الکل را تحمل نخواهد کرد. پس از زندگی در ایتالیا و اتریش، هر دو از کسانی که همه چیز بخشی از زندگی من بوده است. ، اما برای برخی از این دلیل، من ناراحت کننده با وحشت از قهوه شد، و من فقدان کنترل بر خود که با نوشیدن الکل مراسم سوگند خوردن انجام می شود، این مراسم را از آنچه که هست هم ننگ آلود تر. بنابراین، یک زن و شوهر از چیزهایی که می توانست از موانع بزرگ به من تبدیل به کلیسای مورمون ها در حال حاضر مراقبت از گرفته شد. در آن زمان، من نمی دانم که چرا این اتفاق می افتد، اما پس از آن، متوجه شدم که من در حال تهیه شد.
بنابراین، آنچه پس از آن لحظه احساس مثل شما نیاز به پیوستن به کلیسای مورمون ها در کنار اتفاق افتاده است؟
این احمقانه به نظر میرسد، اما در آن لحظه، من در ذهن من تبدیل شد. من به حزب رفت، و آنها در خدمت شراب، آبجو، نوشابه رژیمی، و آب است. من می دانستم که مورمون شراب و آبجو می نوشند، پس از من اجتناب کسانی که. فهمیدم که من از نظر فنی مورمون، چون من نیاز به غسل تعمید-I می شود که بسیار می دانستند اما من هم می دانستم که اگر من نوشید، من تقلب. من نمی دانستم قوانین مورمون در مورد کک، بنابراین من فقط آب نوشید.
صبح روز بعد، روز دوشنبه، من دوست من که من در اتریش شناخته شده بود نامیده می شود. او نام کلیسا به من گفت، بنابراین من می تواند آن را در دفترچه تلفن نگاه، تا آن زمان، من تا به حال هیچ ایده "کلیسای عیسی مسیح قدیسان روز." من به نام اسقف، که به من جهت نامیده می شد به ساختمان کلیسا، و من به کلیسا، یکشنبه پس رفت. من هنوز هم می توانید به یاد داشته باشید آنچه که من آن روز به سر داشت و جایی که من ماشین من در پارکینگ پارک شده. من به یاد داشته باشید بالا رفتن از ماشین من و گفت: به خودم: "در حال حاضر من شروع یک زندگی جدید است." من می دانستم که پله از ماشین و رفتن به نمازخانه واقعا بزرگ بود. من در درب جلو کلیسا رفت و دیدم مبلغان. من گفتم: "من استفانی Soper هستم و من می خواهم به بحث، بنابراین من می توانید غسل تعمید، لطفا."
من را از طریق یک دهه بسیار اشوبگرانه در دهه بیست سالگی من زنده بود، من در برابر دختر خوب من در دوران نوجوانی من بود شورش بود. من بسیار افتخار خودم را برای بسیاری از آن نیست، و پس از آن کمک به پیوستن به کلیسا. در یکی از یکشنبه کلاس اول مدرسه برای تبدیل جدید، من با این واقعیت است که من با یک دسته از افراد طبیعی که دوست داشت در مورد خدا صحبت بود شگفت زده شد. این فوق العاده بود.
انجیل خطاب به سؤالات من شده فکر کردن برای یک مدت طولانی، مانند، "چرا ما باید پیامبران" اگر وجود داشت همیشه یک زمان است که ما به آنها نیاز، آن را در حال حاضر بود! من هم با این سوال دست و پنجه نرم کرده بود، "چگونه می توان از آن باشد، اگر خدا همه ما را دوست دارد، که غسل تعمید لازم (که من باور) است، و در عین حال، با تصادف که در آن و زمانی که شما به دنیا آمده اند، شما ممکن است دریافت نمی شود غسل تعمید "این به نظر می رسید خیلی دلخواه، آن را فقط به نظر نمی رسد که خدا می تواند این باشد که راه. هنگامی که من در مورد تعمید برای مرده آموخته، آن را حس کامل.
چگونه ارتباط خود را با خدا را پس از آن تجربه اولیه توسعه؟
این اولین تجربه من در صحبت با خداوند بود و من پاسخ دریافت کرد. پاسخ درست است. این تجربه ساخته شده من فکر می کنم در حالی که من تا به حال آن همه نمیفهمد: شما دعا می کنم، و شما بلافاصله جواب دریافت کنید. این است که واقعا چگونه آن را همیشه کار می کند، گاهی اوقات، شما نیاز به کشف کردن چیزهایی برای خودتان.
اما این آغاز درک است که ما واقعا می تواند در دریافت پاسخ به نماز بود. من می شنوم به طوری که اغلب از پیام منبر مانند، "روح به ندرت به شما صحبت می کند در کلمات. سوختن در آغوش." من گاهی اوقات نگران وقتی که من می شنوم که چون ما پاسخ به طرق مختلف دریافت، و من فکر می کنم این واقعیت است که می گویند این شنیده شده است به طوری که اغلب باعث می شود برخی از مردم بی اعتمادی است که آنها را شنیده ام آنچه که آنها شنیده ام. بسیاری از مشتریان من آموخته اند به شک پاسخ آنها در نماز، و یا حتی جلوگیری از به دنبال آنها. و پس از آن، البته، آنها را از جا در رفته در خدا برای ترک آنها. همچنین، من گاهی اوقات می شنویم مردم می گویند، "شما باید از خدا بخواهید در مورد X، Y و Z." اما من فکر نمی کنم که درست است یا. من فکر می کنم ما محدودیت های بسیاری در مورد چگونگی ما می شنویم پاسخ، که باعث می شود مردم بی اعتمادی غرایز خود قرار داده است. به آنها گفته دوباره و دوباره که "فقط از آن می کند که راه کار نمی کند" و که آنها "باید از خداوند می خواهم در مورد چیزهای خاص نیست." اما پدر ما خدا است، و در طول سال، یک حس قوی در من توسعه یافته که این رابطه پدرانه است عمیقا تحت اللفظی: پدر آسمانی من واقعا می خواهد با من صحبت می کنید، و او می خواهد با من صحبت کنید و نه فقط به من به او صحبت کنید.
شما به نظر می رسد که هدیه ای برای برقراری ارتباط با خدا. چگونه می توانم به شما توصیه می که دیگران توسعه توانایی های خود را به ارتباط با خدا؟
سه چیز است که به ذهن می آیند وجود دارد. اول، من فکر می کنم آن کمک می کند تا برای نشستن به دعا، به جای زانو زدن است، چرا که تنها وجود دارد تا زمانی که شما می توانید به راحتی زانو زدن است. هنگامی که شما یک گفتگو با همسر یا دوست شما، شما زانو زدن نیست! من می دانم که زانو است تا حدی ژست فروتنی و احترام، اما من بیشتر احتمال دارد که یک گفتگوی سازنده با پدر آسمانی اگر من می توانم آن را در حالی که برای حفظ، و به همین ترتیب من نشسته است.
همچنین، من را ساخته اند تلاش در سال های اخیر به تماس را به ذهن و قلب من حس بودن با خدا وقتی که من به او صحبت می کنید. اگر چه من نمی توانم او را ببیند، حضور او قدرتمند است. این باعث می شود من احساس می کنم مثل آن است که یک مکالمه است و نه فقط من ترک صوتی، آن را به من یادآوری می کند که من صحبت کردن به کسی که واقعی است. این به طور چشمگیری تغییر محتوای عاطفی از نماز من آن را می سازد من بسیار فروتن تر و صادقانه تر است.
در نهایت، من نمی توانم هیچ شرایطی در زندگی من فکر می کنم که در آن می تواند مفید باشد برای به دست آوردن حمایت پدر آسمانی و راهنمایی. من فقط محدودیت در آنچه که آن را خوب است از او بخواهید در مورد تنظیم نشده است. برای مثال، من یک بار در مورد ساخت کیک دعا. دوستان واقعا از من خواست به پخت یک کیک تولد برای پنجاهمین سالگرد تولد خود را. او از من پرسید این کار را انجام سه ماه قبل، و از من خواست تا نوع کیک پوند که پدر او همیشه برای او ساخته شده بود. این کیک با بسیاری از این معنی که برای او مملو بود.
ما مرتب به روز و زمان برای او انتخاب کنید تا به کیک در زمان برای حزب او. در آن روز، من تا به حال تعداد زیادی در جریان است و تنها یک پنجره محدود از زمان است که در آن به پخت کیک بود. قبل از اینکه من شروع شد، من گفت: نماز است که این امر می تواند با عشق و دوست من که عشق را احساس پخته. همانطور که من در ترکیب مواد تشکیل دهنده، من به طور تصادفی به اضافه پنجاه درصد بیشتر شیر تبخیر از من برای اضافه کردن قرار بود. من می دانستم که من کیک خراب شده بود، و من هم برای خرید مواد تشکیل دهنده و شروع به بیش از قبل دوست من وارد ندارد. من دعا کردم دوباره، گفت: «شما می دانید که چقدر دوست من این کیک را می خواهد، و شما می دانید که چقدر دوست دارم این دوست. من اغلب نه برای معجزه بپرسید، اما من نیاز به یک معجزه. من باید شما به من بگویید که چگونه به پخت این کیک به طوری که آن را معلوم خوب "به من جهت بسیار خاص چگونه به پخت این کیک داده شده است: چه مدت و در چه درجه حرارت در 20 دقیقه افزایش درجه حرارت متفاوت است. و آن را کامل بود، آن را به بهترین کیک من تا کنون ساخته شده بود.
در چه نقطه در فرایند خود را توسعه توانایی خود را برای برقراری ارتباط با خدا آیا شما متوجه شما می توانید هدیه خود را به کمک به افراد دیگر از طریق خوانش بصری و کار بهبود عاطفی استفاده کنید؟
در ده سال اول عضویت در کلیسای من، من یک زندگی نماز واقعا فوق العاده بود. من اغلب دعا کردیم و بسیاری از موارد جایی که من پاسخ واقعا معجزه آسا وجود دارد. هر چیزی که شما را به طور منظم و با قصد خوب، شما بهتر دریافت کنید. من همواره بسیار بصری است، و بیشتر از آن که من و بعد فورا رفت واز ام. من همیشه معتقد اند که افکار ملموس قدرت که بعد که ما را کاملا درک نمی وجود دارد.
من در ابتدا آموخته است که چگونه به انجام این کار بصری از یک کتاب. من در ابتدا شک و تردید بود، من فکر نمی کنم من خواهد بود قادر به استفاده از توانایی های حسی من در اراده. این کتاب به من آموخت که چگونه به "متمرکز" می شود و هنوز هم گوش دادن که آن هم چه مورمون ها آموزش داده می شود به انجام با نماز. برای به دست آوردن متمرکز است، من در نماز می پرسند که من انرژی راه است که خدا می خواهد من را به دریافت است که فرد دریافت خواندن خواهد شد در پرسش ها و پاسخ های روح خود را هدایت، و که من هر اطلاعاتی که می کنید آنها باید در برخی دیگر راه را از طریق یک برکت و رحمت، نماز خود را، و یا تجربه و یا حتی در تمام دریافت خواهید کرد. در آن زمان من انجام دعا، من که عمیقا آرام، فضای محور هستم، و من نیازی به از طریق هر فرآیند دیگر برای دریافت در مرکز. من متوجه شدم که با دعوت روح که با تو باشم یک راه متمرکز بود و در لحن.
همانطور که من یاد گرفتم که چگونه به انجام این کار شفا عاطفی، که بسیار کفاره محور است، من در ابتدا یک فرآیند آموزش داده شد: مرحله اول، مرحله دوم، و غیره این کار کرده است، اما در برخی موارد، آن را به من رخ داده بود که من از ساختن آن را دلیلی پر زحمت بوده، که پدر آسمانی به من در این روند عنوان راهنمای من نیاز به هدایت می شود. من شروع به تلاش برای راهنمایی در هر مرحله از راه، و آن را کار کرده است. این که چگونه من آن را پس از آن انجام داده ایم.
می تواند به شما انواع مختلف کار شما را برای بسیاری از مردم که به احتمال زیاد با آن آشنا خواهد بود توضیح دهید؟
دو خدمات من ارائه وجود دارد: خوانش بصری و کار بهبود عاطفی. در هر دو نوع از کار، من مراقب باشید برای کمک به مردم در چنین راهی که آنها می توانند مستقل از من که من ایجاد ظرفیت برای آنها را به انجام این کار خود به خود هستم.
خواندن بصری است که زمانی که من خواندن انرژی در مورد چیزی یا من اطلاعات در مورد سوالات که یک فرد دریافت می باشد. این سوالات می تواند به عنوان گسترده ای به عنوان "چه باید توجه پرداخت کنم در زندگی من؟" و یا به عنوان خاص به عنوان، "چه موضوع پایان نامه باید انتخاب کنم؟" خواندن بصری است، اساسا کسی که سوال من و سپس من اطلاعات را از طریق دریافت مسیر بصری، که من دیگر نمی تواند تشخیص از روح القدس. در کلمات گاهی اوقات در تصاویر در برداشت، گاهی اوقات، گاهی اوقات: من چشمانم را می بندم و فقط اطلاعات می آید.
من انجام داده اند این کار را برای حدود ده سال. من عمیق ترین سوالات از LDS مشتریان من، زیرا آنها تمایل به دیدگاه های مختلف در زندگی و آنها می دانند که خدا دارای یک برنامه ریزی برای آنها. آنها که هرگز برای من اتفاق می افتد بپرسید، و من را وادار به یادگیری نیز.
کار شفا هیجانی خدمات دیگر ارائه شده است. مردم برای بهبود کار احساسی به من می آیند زمانی که آنها چیزی رفتن در زندگی شاید یک الگو که آنها نمی توانند به نظر می رسد برای رفع، مانند مشکلات با پول، خشم است که خارج از تناسب با این شرایط، یا رابطه دوره ای در محدوده زمانی معین مسائل. ایده پشت کار شفا احساسی است که اعتقادات ما و افکار ما بسیار قدرتمند می باشد. تا حدی است که ما از آنها آگاه است و می تواند آنها را مهار، آنها واقعا می تواند متفاوت باشد. برای مثال، اگر فکر می کنید که همه چیز همیشه رفتن به محل کار، و سپس آنها اغلب. و بالعکس.
اعتقادات در درون ما که ما آگاه نیستیم نیز وجود دارد، چرا که آنها در سال های پیش کلامی ما یا اوایل دوران کودکی سرچشمه گرفته است. ما معمولا اعتقادات در مورد خودمان و جهان را تشکیل می دهند هنگامی که ما کاملا جوان است، و ما ایجاد استراتژی های تطبیقی برای مقابله با این باورها. این باورها تبدیل به بخشی که ما که هستیم، و ما به سادگی می توانید از شر آنها و بدتر، آنها می شوند، در طول زمان، ناسازگار است. بسیاری از مشتریان من زنان LDS، و یک اعتقاد خاص است که من بارها این باور است که یک فرد می تواند موفقیت آمیز یا عشق، اما نه هر دو است. اغلب به نظر می رسد از پدران که در برخی از نقطه شروع برای کوچک کردن و یا بی اعتبار کردن دستاوردهای آکادمیک از دختران خود سرچشمه. کار من این است که کار کردن با پدر آسمانی و منجی برای کمک به مردم کشف این باورهای غلط در مورد خود، و به اجازه پدر آسمانی آن زخم التیام یابد، به طوری که آنها می تواند به جلو حرکت کند، شفا از این ایده های نادرست در مورد خود و دیگران.
شما در ابتدا تعجب اگر آن را درست بود برای شما به انجام این کار. چگونه است که سوال شما را حل و فصل؟
وقتی که من برای اولین بار یاد گرفتم که چگونه به انجام خوانش بصری، من در مورد آن دعا کرد، زیرا من می خواستم مطمئن شوید که آن را به خدا قابل قبول بود. من نمی خواهم به "فالگیر" مانند در 2 Nephi ذکر است. من با چیزهایی که من باید با خراب نمی شود به یک ظرف غذا را نمی خواهم. من احساس واقعا باعث که من در انجام آنچه که من باید انجام دهند و من باید آن را به عنوان هدیه ای برای مردم انجام دهد.
من به رئیس جمهور شاخه من رفت و قبل از من شروع به تست خوانش بصری بر دوستان من. او یک مرد بسیار محافظه کار بود، و من واقعا نمی انتظار می رود او را به گرم کردن به این ایده، حتی اگر من احساس خوبی در مورد آن. اما او گفت که تصور عبادت او بود که من تا به حال هدیه ای از بصیرت و من باید به استفاده از آن به عنوان یک هدیه به مردم است.
کار شفا عاطفی من شامل کار به طور مستقیم با پدر آسمانی به دیگران زخم التیام یابد. کفاره در مرکز آن است. این من قرار می دهد در حالت شفقت، من احساس می کنم هیچ قضاوت در همه، من فقط احساس عشق. من در آن لحظات درک چرا مردم انجام می دهند به آنچه که آنها در حال انجام است که هر کس در هسته خود می خواهد به انجام آنچه درست است. من استفاده می شود عصبی در مورد قبل از نوار قضاوت در پایان زندگی من ایستاده، اما در حال حاضر من می دانم که خدا همه شرایط، نیت ها و زخم های من را درک، و که قبل از نوار حکم خدا امن ترین جایی است که من می تواند است. هنگامی که کار می کنم شفا عاطفی، من قطعا در موقعیت نیاز به قضاوت کسی نیست، اما من در تلاش برای دیدن چگونه اقدامات خاصی از باورها و زخم های دیگر. و پدر آسمانی انجام می شود که بر اساس بی نهایت، در مقایسه به صورت بسیار محدود من.
چیزی که من لذت بردم کمک می کند به مردم بهبود روابط خود را با خانواده های خود و با خدا. از آنجا که ما پدر آسمانی برابر با پدران خود و با مردان دیگر ما شناخته شده است، ما اغلب برابر ویژگی های ناقص انسان با پدر آسمانی، ما ممکن است این باور است که او هوسبازانه ی یا خودسرانه یا کینه جو است. این بدان معنی است که حتی اگر کسی وفادار سنت روز دوم است، آنها ممکن است بخواهید به تمام خود را به خدا، چرا که مانند یک چیز امن برای انجام احساس نمی کند. تماشای مردم در طول زمان تغییر رابطة خود را با خدا، زیرا آنها را دیده اند و احساس کردند که او آنها را دوست دارد کاملا و فقط می خواهد شادی و شادی فوق العاده است.
شما به تازگی یک شغل تمام وقت شده. چگونه این کار تاثیر بصری خود را؟
من همچنان به انجام خوانش بصری پس از کار، اما من محدود کار شفا عاطفی به تعطیلات آخر هفته، به دلیل آن است که نیاز به انرژی زیادی است. من نمی توانم تصور رفتن بدون این کار، آن را به من حفظ معنوی. من هم بسیار بیاموزیم هر زمان که من می توانم در یک جلسه با کسی. این کار به من یک حس بسیار قوی تر از کفاره داده می شود، چرا که من آن را درمان مردم است. آن کمک کرده است مرا درک کن که هنگامی که نجات دهنده همه چیز رنج می برد ما هر جزئی شده، توهین، زخم، بیماری، تروما آن را به او درک کاملی از آنچه که ما تجربه، که بدان معنی است که او هیچ قضاوت می گذرد. من کفاره اعتماد خیلی بیشتر از آن ساخته شده است، من تمایل بیشتری به نوبه خود مبارزات و دادگاه من را به نجات دهنده هستم، زیرا من می دانم چقدر او را درک.
چگونه مردم در کلیسا به این کار پاسخ می دهند؟
در بخش من، من نه در همه اهل حال در مورد اجازه دادن به مردم می دانند که این چیزی است که من انجام می دهم. به نظر من، کاری که من عمیقا ارتباط من با نجات دهنده من افزایش یافته است، و من یک سنت دوم روز بهتر به عنوان یک نتیجه تبدیل شده اند. با این حال، آن را به من در همه جای تعجب نیست اگر برخی از مردم به نگاه نگران آنچه که من انجام می دهند. در ایمان ما است، تاکید زیادی بر وحی شخصی وجود دارد، و در عین حال ما گاهی اوقات در مورد آن احتیاط، ما واقعا مرز در اطراف آن قرار داده است. من فکر نمی کنم این اتفاق افتاده است به عنوان های زیادی را در روزهای اولیه کلیسا. من فکر نمی کنم کار من به عنوان ویژه عجیب و غریب درک آن، اما در حال حاضر من فکر می کنم آن است. از آنجا که من این کار را خارج از یک فرمت کلیسا، من فکر می کنم که برخی از مردم واقعا در مورد آن تغییر پذیر است.
پاسخ من بیشتر روبرو می شوند است، "شما حق به وحی برای شخص دیگری ندارد." اما من تنها خوانش بصری و کار بهبود عاطفی در پاسخ به درخواست خاص، من سعی نکنید به شهود اطلاعات مگر اینکه کسی خواسته است به من. ما با هدیه ای از روح القدس، که بسیار قدرتمند است پر برکت شده است، ما به طور مداوم می تواند به هدایت پدر آسمانی دسترسی داشته باشند. من فکر می کنم که اعضای کلیسای گاهی اوقات تلاش برای محدود که هدیه است و تنها آن را به شیوه های خاص استفاده کنید. گاهی اوقات، راه است که من از آن استفاده کنید، باعث می شود دیگران عصبی. اما همه ما باید این هدیه به دریافت وحی شخصی. من واقعا تاکید می کند که در کار من: من تدریس مشتریان من است که آنها می توانند به پدر آسمانی تبدیل کنند. من سعی می کنم برای کمک به آنها انتقال آنچه که آنها در حال یادگیری در جلسات خود با من به زندگی خود را دارند.
در یک نگاه
استفانی Soper
محل سکونت: واشنگتن دی سی
سن: 50
وضعیت تاهل: مجرد
شغل: من در منابع انسانی برای یک آژانس فدرال کار و خوانش بصری و کار بهبود.
تبدیل: دسامبر 2، 1989
دانشکده ها با حضور: دانشگاه براون، 1981
زبان گفتاری در خانه: زبان انگلیسی و گربه
سرود مورد علاقه: "چگونه شرکت بنیاد"
تلفن کلیسای کنونی: مبلغ بخش
مصاحبه تولید شده توسط باربارا کریستیانسن. عکس توسط نانسی عکاسی Ricks .
به اشتراک گذاری این مقاله:
9 نظرات
پاسخ دهید لغو پاسخ

خواهران در خارج از کشور: مصاحبه از پروژه مورمون زنان است در حال حاضر در دسترس در Amazon.com، با معرفی ویژه توسط سیلویا H. Allred. پشتیبانی از MWP و خرید کپی خود را امروز!
کمک به MWP
پروژه مورمون زنان واجد شرایط بخش 501 (ج) (3) سازمان های خیریه است. همه کمک های مالی به طور مستقیم به این سازمان ساخته شده است معافیت مالیاتی هستند تا حدی که قانون برای آنها فراهم میکند را، بیشتر از. ما را ببینید صفحه کمک های مالی برای یادگیری در مورد چگونگی استفاده از پول خود را.
است.
راهنما کار در مورد MWP گسترش ما با قرار دادن یکی از مدالها لوگو ما را در وبلاگ شخصی خود را یافتن نشانهای ما در اینجا






















































08:36 در مارس 31، 2010
این مصاحبه فوق العاده است. او مانند یک فرد زیبا به نظر می رسد. این سایت فوق العاده است.
10:42 در مارس 31، 2010
ای پدر آسمانی پر از رحمت است و می دانم که هر یک از ما و مبارزات ما. من سپاسگزار برای روح القدس و هدایای از Stirit که بسیاری از. شما خواهر عزیز من با یک هدیه بزرگ معنوی پر برکت و با استفاده از آن را به خوبی در کمک به کسانی که به دنبال برخی از صلح در زندگی خود.
همانطور که شما، تبدیل من با یک نماز ساده آغاز شد. شده است تا تپه از زمان. همانطور که من دعا می کنم احساس می کنم نزدیک تر و نزدیک تر به پدر ما در بهشت و آن هم درست زمانی که ما می گویند اجازه دهید شما انجام خواهد شد ما تمام مراقبت ما را در دست خود قرار داده و به ما اجازه می دهد او را به کار معجزات خود را در ما به عنوان او به ما اصلاح.
با تشکر از شما برای شهادت خود و روح عشق و مراقبت شما را برای همسایه خود را داشته است.
09:15 در آوریل 2ND، 2010
من خیلی این مصاحبه الهام گرفته است!
11:52 صبح در آوریل 7، 2010
تشکر به همه! Myrna، من به خصوص دوست دارم جمله اول در نظر شما، و مشاهدات خود را در مورد اعتماد به خدا انجام خواهد شد. من آرزو می کنم من می خواهم به آنچه من در مورد نماز گفت، افزود که، چون به من، یکی از مهم ترین چیزهایی است که من می تواند انجام دهد - در مورد نیازها و خواسته های من صحبت با خدا، و گوش دادن به او، و سپس در پایان واقعا تسلیم به اراده او است. * همیشه * بهترین راه برای من، حتی اگر من که همه علاقه مند در آن زمان نیست. من نمی می توانید تعداد دفعات مشاهده چند بار من بعدا به پدر آسمانی گفته شده است: "آه! در حال حاضر من آن را دریافت کنید! راه خود را معلوم شد که راه کامل "شما می خواهم فکر می کنم من می خواهم بیش از این شگفت زده ...
16:36 در آوریل 12th، 2010
آه استفانی - چه مصاحبه زیبا برای چنین روح زیبا. من احساس می کنم افتخار به تعامل با شما در DC بخش کوچک ما در روز و امیدوارم که شما همچنان به برکت مردم در واقعا خدا منصوب مسیر خود را. خیلی دوست دارم!
11:33 PM 20th باشد، در آوریل 2010
وای، این بسیار الهام بخش بود! احساس می کنم مثل من می تواند زندگی نماز خود من در حال حاضر فقط با خواندن این لبریز. من فکر می کنم او دقیقا حق که ما خودمان را بی ارزش محدود در راه ما می تواند روح و یادگیری و رشد از طریق نماز و گوش دادن به پاسخ به نماز. با تشکر برای به اشتراک گذاشتن این اطلاعات فوق العاده. زنان مصاحبه شده برای این پروژه داشته اند و تمام برجسته بوده است.
13:55 در آوریل 22، 2010
به عنوان کسی است که پر برکت برای استفانی به عنوان یک دوست، من بسیار از او آموخته اند. او در واقعا یک شخص زرق و برق دار، در داخل و خارج است. من خیلی با او خندید.
من نیز قادر به یادگیری خیلی از مشتری او بوده ام. من آموخته ام چیزهایی در مورد خودم، که من صادقانه فکر نمی کنم من می توانم بدون کمک او، چون من به سادگی نمی خواهد به حق پرسش است. من با استفاده از چیزهایی که من آموخته ام به پرسش های بیشتری بخواهید در هنگام دعا، و راهنمایی بسیار خاص برای موقعیت های در زندگی من دریافت کرده اند. هدیه استفانی قطعا پر برکت زندگی من و قدرت من برای یادگیری خیلی بیشتر در خود من است.
14:23 در جولای 22، 2011
آیا نمی عشای ربانی شما ارسال نشده است؟ دعا برای شما.
14:04 در آگوست 27، 2011
این مصاحبه واقعا ساخته شده من در مورد نماز و بینش در کل راه های مختلف فکر می کنم. بسیاری از تفکر (و دعا) را انجام دهد. با تشکر از شما، استفانی.