2010 دسامبر 8 توسط admin

26 نظرات

در حال خود او مدل نقش

در حال خود او مدل نقش

لین Beckstead گرین وود

در یک نگاه

هوستون، تگزاس، نوامبر 2010

آموزش به عنوان یک مهندس شیمی، مدل های زن حرفه ای سخت به آن در لین گرین وود بوده است. است که او را از داشتن یک آینده موفق شغلی در شرکت ExxonMobil متوقف نشده است. اما فقدان سرمشق او را مجبور کرده است برای هموار کردن راه خود را به عنوان یک مادر شاغل مجرد و بعد از آن، یک بار او دوباره ازدواج کرد، او را مجبور به ایجاد اعتماد به نفس خود را در نوع مادر، کارگر و دوست را به دیگران که او می خواست به .

چه کسی شد الگوی شما در حال رشد است؟

مادر من از طرفداران بزرگ از آموزش و پرورش بود، بنابراین تاکید پدر و مادر من در آموزش و پرورش قرار داده و زندگی زود ازدواج خود تصور در من ساخته شده، و این ایده است که آن را خوب به توالی زندگی خود را القا. پدر و مادر من در سال 1972 ازدواج کردم و من به مدت سه سال ندارد پس از آنها ازدواج کرده بود. آنها تا به حال به قرار داده تا با مردم به آنها گفتن آنها نادرست بودن برای نداشتن بچه ها حق دور شد اما ما که خیلی نمی شنوند دیگر.

چگونه می توانم به شما فکر می کنم تجارب خود را به عنوان یک کودک انتخاب خانواده و زندگی حرفه ای خود را به عنوان یک بزرگسال تحت تاثیر قرار؟

من تصمیم گرفتم که من می خواستم برای تبدیل شدن به یک مهندس شیمی که من شانزده بود. من به پدرم در مورد منافع من صحبت کرد و من را تشویق کرد تا به رشته مهندسی شیمی است. من هرگز از این مسیر منحرف و به آن بوده است 20 سال از من ساخته شده که تصمیم گیری. من حدس می زنم که این هویت به عنوان یک مهندس و یک برنامه حرفه ای تا با من از جوانی من بوده است.

LDS_woman_photo_Greenwood6

بحث در مورد زمان خود را به عنوان یک دانشجوی مهندسی زن در BYU.

وقتی که من فارغ التحصیل 50 نفر در کلاس فارغ التحصیلان ما بودند و پنج زن فارغ التحصیل وجود دارد، به طوری که 10 درصد از فارغ ما زن و حتی پایین تر از میانگین ملی بود، که بسیار کم. بودند وجود ندارد بسیاری از زنان در سراسر، بنابراین همه ما با یکدیگر می دانستند واقعا خوب است.

سال دوم بود که برنامه درسی واقعا آغاز شده، هنگامی که شد ما شروع به گرفتن کلاس های اصلی ما و بچه ها گرفتن کردن ماموریت خود و آنها در مورد عمده ما جدی گرفتن شد. همه ما گرفتن به یکدیگر است که سقوط ترم و پس از اولین مجموعه از امتحانات میان دوره ای که ما نمرات مقایسه شد. یکی از دوستان من نشسته در کنار من بود، و او به من کرد و گفت، "چه نمره می کنید؟" بنابراین من به او گفتم. او گفت، "اوه، که شما قرار نیست برای انجام این کار بهتر از من." و من گفتم، "چرا نه؟" و او گفت، "از آنجا که شما یک دختر است." من به او نگاه کرد و گفت: "چه منظور شما؟ "او نوع آن خندید کردن.

از آن لحظه من می دانستم که من که قرار بود به مورد توجه قرار گرفتن چون من دختر بود و آن را واقعا به من انگیزه و مشخص است که اگر کسی به من گفت: "شما در حال گرفتن یک نمره خوب دلیل این که شما یک دختر هستید، و یا شما گرفتن جایزه به خاطر شما یک دختر هستید، و یا شما گرفتن این کار را دلیل این که شما یک دختر که "قادر به گفتن به آنها:" نه، من گرفتن به این دلیل من سخت کار می کرد و چون من آن را سزاوار در شایستگی خود من، چون من یک دختر. "هستم به این روز دوست من حتی به یاد داشته باشید و گفت که. ما هنوز هم دوستان و ما در مورد آن شوخی. اما این چیزی است که با من گیر کرده است. شاید این که در حرفه ای مردسالار و یا کار یا هر چیز دیگری، اما آن را به من خیلی زود در حرفه مهندسی زن من صحبت کرد که من که قرار بود به به شایستگی خود من ایستاده و آن را که قرار بود تا به راحتی یک دختر دانشجوی مهندسی در BYU.

"چه نمره می کنید؟" بنابراین من به او گفتم. او گفت، "اوه، که شما قرار نیست برای انجام این کار بهتر از من." و من گفتم، "چرا نه؟" و او گفت، "از آنجا که شما یک دختر است."

هنگامی که شما در مدرسه بود، آیا شما زمانی که این امر می تواند دشوار را برای شما به تعادل خانواده و کار پیش بینی؟ آیا شما فکر به آینده زمانی که شما در مدرسه بود؟

من یک بار من صحبت کردن به استاد که همسرش نیز در یک رشته مرتبط با علوم مشغول به کار بود به یاد داشته باشید. بنابراین من از او پرسید، "شما بچه ها چه کار زمانی که بچه های شما آمد؟" او در مورد چگونه همسر خود را متوقف کار صحبت کردیم، و در نهایت 20 سال بعد شروع به کار دوباره. من گفتم: "سلام. من مطمئن هستم که آنچه که من قصد دارم برای انجام این کار نیست. "او به من نگاه کرد و گفت:" شما می دانید چه باید بکنید. "من به یاد داشته باشید فکر کردن،" من کاری انجام دهید؟ چه هستم من کاری انجام دهید؟ "در آن زمان (این ممکن است تغییر کرده) بودند هر عضو هیات علمی مهندسی شیمی زن وجود ندارد. نه کسی مثل من وجود دارد من می تواند به بحث و گفت، "چگونه این رفتن به کار می کند؟ من فقط رفتن به مدرسه به مدت چهار سال به یک یا دو سال کار می کنند و پس از آن کار به منظور بالا بردن خانواده ام را متوقف کند؟ چگونه می توانید مدیریت من انجام این کار چیزی که من می خواستم به مدت ده سال با خانواده و همچنین؟ "واقعا وجود داشت مدل نقش خوب نیست در حالی که من آنجا بودم.

LDS_woman_photo_Greenwood3

چه کسی مدل های نقش شده است از آنجایی که شما از BYU فارغ التحصیل شد و شروع به کار در شرکت ExxonMobil؟

من در اکسون موبیل برای دوازده سال بوده است، و در آن زمان، من فکر می کنم مدل های نقش احتمالا به دو سطل کاهش یافته است. یکی از دوستان خوب من جنیفر که به سن و سال من نزدیک تر است. او به خوبی در زندگی حرفه ای اش انجام می شود، و او نیز یک مادر بزرگ است. او دو بچه، و از دیدن او کار خود و فعالیت و چگونه درگیر او را در بچه ها است، بچه های خود را به فعالیت های تعادل به من می دهد امید و مثال مثبت از قادر بودن به تعادل هر دو است.

همچنین یک شبکه خوب از زنان در اکسون موبیل که در حرفه خود به مدت 20 تا 30 سال که در حال بدست گرفتن منافع در زنان جوان تر، با کمک به و هدایت آنها و به آنها توصیه شده است. آنها مدل های نقش من نیز هست. شما نمی بینم که مربی گری اتفاق می افتد در همه جا.

چند سال پیش، من برای شرکت در یک دوره آموزشی رهبری برای کار دعوت شد. به عنوان بخشی از این دوره، I بازخورد از همکاران من دریافت کرده که من باید شروع به فکر کردن در مورد چگونه من می توانم دیگران مربی. تا آن زمان، من همیشه خودم را یکی از جوانترین، حداقل در اتاق کسی هنوز هم برای مربیان به دنبال تجربه در نظر گرفته شده بود. این واقعا به من فهماند که من در هدف قرار دادن یک چهارراه، که من نیاز به آگاهانه انتقال به نظارت دیگران. این کمی بی دست و پا به راه رفتن تا به کسی و می گویند، "سلام، من می خواهم به شما مربی،" اما من قطعا تغییر داده اید طرز فکر من وقتی که من صحبت کردن به زنان در محل کار و یا در کلیسا. در حالی که من در مرخصی زایمان پس از تولد دختر من بود، من برای بازدید از آموزش مادر کار دیگری اختصاص داده بود. او همچنین در مرخصی زایمان بود و به بازگشت به کار در ماه آینده برنامه ریزی شده بود. کسانی که برای اولین بار از چند هفته به عقب در محل کار هستند بسیار سخت است، و من می خواستم او را به می دانم که او تنها نبود. شب از روز اول خود را پشت در محل کار، من از خانه او را متوقف به رها کردن یک هدیه کوچک. او به من انتظار نیست، و شوهرش تقریبا در را برای من باز نمی شود. ما برای یک دقیقه صحبت کرد و پس از آن او به شوهرش کرد و گفت، "او می داند. او قبل از این انجام "تجربه جامد باور من است که از جمله نیاز به حمایت از مادران شاغل وجود دارد - به خصوص در فرهنگ LDS. من آمده ام تا به تحقق بخشیدن به آن است تا من به این باشد که مربی برای زن است. من نمی ممکن است مربی LDS از خود من بود، اما من می تواند آگاه چگونه I که نقش دیگران را پر کنید.

LDS_woman_photo_Greenwood4

پس شما را به همسر اول خود را به مدت هشت سال با هم ازدواج کردند و تا به حال یک پسر دو ساله، شما طلاق گرفته. چگونه سال خود را به عنوان یک مادر تنها شکل بود که چگونه شما امروز خودتان را به عنوان یک کارگر و به عنوان یک مادر؟

I یکی دیگر از دانشجویان BYU در سن 20 سالگی در سال 1996 ازدواج کرد، و ما در نهایت طلاق در سال 2003. یک چیزی که من تصمیم گرفتم که من یک مادر مجرد بود که توماس، که دو ساله بود پس از آن، هرگز به گوش من در مورد کار شکایت دارند. من می خواستم توجه او به کار و داشتن یک حرفه به یک چیز مثبت است. من می خواستم او را به درک این واقعیت است که مادر خود را به عنوان شاد، نکته مثبت کار کرده است. بنابراین حتی اگر گاهی اوقات واقعا سخت بود، من سعی کردم به شکایت نیست و یا را در این واقعیت است که "مامان برای رفتن به کار می کنند."

آیا شما احساس می کنید در مورد کار خود را در آن زمان مثبت و یا شما فکر می کنم صحبت کردن در مورد آن است که راه را تحت تاثیر قرار چگونه شما احساس؟

من فکر می کنم صحبت کردن در مورد آن را تحت تاثیر قرار چه احساسی داشتم. بود بار که آن را واقعا، واقعا سخت بود. من می خواهم توماس کنید، او را به مهد کودک و من به کار می کنند. سپس آن را به 06:00 بود و ما می خواهم به خانه برای یک ساعت رانندگی، تا به مدت یک ساعت و سپس رفتن به رختخواب. بود حدود یک سال وقتی که من انجام یک کار جهانی، وقتی که من می خواهم تله داشته باشند با شروع در 20:00 حداقل یک بار و یا دو بار در هفته وجود دارد. بسیاری از اوقات توماس خواب نیست و من به داشتن تله در حالی که توماس پریدن بود بر روی نیمکت. وقتی که من از آن بخش منتقل کردم و ایمیل خداحافظی فرستاده می شود، به نظر از آسیا بود، "اوه، ما قصد داریم برای شما تنگ، و توماس خداحافظی می گویند بیش از حد" زیرا آنها به داشتن او را در پس زمینه استفاده شد. هنگامی که من یک مادر کار وجود دارد که واقعا زیادی از زمان برای بسیاری دیگر از کار و توماس نیست.

من آمده ام تا به تحقق بخشیدن به آن است تا من به این باشد که مربی برای زن است. من نمی ممکن است مربی LDS از خود من بود، اما من می تواند آگاه چگونه I که نقش دیگران را پر کنید.

برخی از چالش شما امروز با آن مواجه عنوان یک مادر کار چیست؟

به عنوان یک مادر کار، آن را به تصمیم گیری آگاهانه در مورد آنچه شما به صرف زمان و انرژی خود را در. زمان واقعا حق بیمه می شود، بنابراین شما تصمیم می گیرید اگر شما قصد رفتن به باشگاه کتاب و شب دختران از و یا اگر شما به اویختن با بچه های خود و یا به در حال اجرا. گاهی اوقات خوب است در تصمیم گیری آگاهانه در مورد جایی که من صرف وقت من هستم و گاهی اوقات من خیلی خوب نیست. و خانواده ام به من اجازه می دانم.

LDS_woman_photo_Greenwood5

مراقبت از کودکان نیز یک چالش است، و ما خوش شانس را به یک موقعیت بزرگ را در حال حاضر است. پس از توماس متولد شد، او در یک مرکز مراقبت روزانه است که توسط دفتر من درست بود بود. من رانندگی به کار با او در صبح، و پس از آن من می خواهم ساعت ناهار من با او هر روز صرف. در حالی که برای من پرستاری و بیش در ناهار بروید و او را پرستار. من فکر نمی کنم من چگونه بزرگ است که مرکز مراقبت روز جامعه بود و آنچه یک خانواده در آن بود قدردانی است. او در آنجا ماند تا زمانی که او چهار ساله بود و من در سال 2006 دوباره ازدواج کرد سپس شوهر جدید من. و من برداشت یک مرکز مراقبت روزانه جدید نزدیک به خانه ما. خوب مراقبت از کودکان با کیفیت یکی از شرایط هر دو از ما کار می باشد.

بعد از فرزند دوم خود را، کیت، در سال 2008 متولد شد، شما مرخصی گرفت و به خانه با او تقریبا به مدت یک سال در آنجا ماند. برخی از چالش های شما به عنوان یک مادر اقامت در خانه روبه رو بود؟

من فکر می کنم که برای من بسیاری از قسمت های سخت به عنوان یک مادر اقامت در خانه از آمدن به شرایط با چه جهتی زندگی من قرار بود به. من احساس زندگی من واقعا در تقاطع بود و من تصمیم گیری شد که در آن من که قرار بود برای رفتن. من هم احساس جدا شده است. من از یک محیط با مردم در اطراف من به طور مداوم، رفته بود که واقعا نیاز به دنبال زمان با افراد دیگر. من فکر می کنم بسیاری از آن آمد به صلح با کسی که من بود و تلاش برای در صلح با کسی که مردم دیگر باشد. من تمام angsty که در مورد من بود، پس از آن بود برای من آسان نیست. من دوست ندارم که به من بسیار بود. من احساس من در چیدن دعوا تمام وقت.

بود دیگر چالش های کوچکتر وجود دارد، بیش از حد. بدیهی کمد لباس من نیاز به تغییر. من که قرار بود به پوشیدن لباس های اطراف خانه. بنابراین من گنجه من بخواهند صفحاتی دوباره مرتب تا لباس شلوار من و لباس دامن من دیگر در جلو و مرکز در گنجه بود. من ساخته شده به اتاق را برای T شرت و شلوار جین و تحت فشار قرار دادند لباس را به پشت بود چون من آنها را با پوشیدن نه اغلب اوقات. بسیار تلخ و شیرین بود. من واقعا از دست رفته مناسب و از دست رفته پانسمان کردن و من فکر می کنم آن را به نمایندگی، برای آن زمان حداقل، قرار دادن دور است که هویت های دیگر است که من تا به حال و در حال حرکت به نقش مادر اقامت در خانه در حالی که برای.

بخشی از مبارزه برای من در حالی که من به خانه بود که من تا به حال تمام این انتظارات بالا. برای سالها، من گفته شده بود که ماندن در منزل و بالا بردن خانواده ام نقش من در زندگی بود، که این چیزی بود که من قرار بود انجام دهد. من احساس می کردم که قرار بود بلافاصله در آغوش و کاملا راضی و کاملا در این نقش انجام. این واقعا خسته کننده برای من که زمانی که من به خانه آن را انجام داد آمده بر من آسان نبود. من احساس گناه احساس غم بیش از از دست دادن نقش من به عنوان یک زن حرفه ای است. این واقعا سخت بود، چرا که احساس کردم که من قرار بود نمی شود غم، و من قرار بود به داشتن این احساس گناه، و من قرار نبود از دست رفته زندگی حرفه ای من راه من بود.

من احساس می کردم که قرار بود بلافاصله در آغوش و کاملا راضی و کاملا در این نقش انجام. این واقعا خسته کننده برای من که زمانی که من به خانه آن را انجام داد آمده بر من آسان نبود. من احساس گناه احساس غم بیش از از دست دادن نقش من به عنوان یک زن حرفه ای است.

که در آن "تصور می شود" بود که از؟

احتمالا مایل بود می شود خوب است، و درک من از آنچه من فکر می کردم قرار بود. من را از طریق مجلات قدیمی از زنان جوان من روز به عنوان خوانده شده. و هنگامی که من یک زن جوان بود، کسانی هستند که از درس های که آموزش داده شد. این چیزی است که، به مدت شش سال بوده است، حفر به من. من نمی دانم اگر آن را نظری به اندازه های فرهنگی بود، و درونی من از آنچه من فکر می کردم فرهنگ و دین من از من انتظار میرود.

LDS_woman_photo_Greenwood2

آیا شما احساس می کنید کسی در کلیسا و یا در محل کار که هر دو طرف یک سکه برای شما قابل درک بود؟

من صحبت کردن زیادی با دوست من الکسیس (که یک پزشک پاره وقت و یک مادر چهار بچه است) در مورد کار و فداکاری به یاد داشته باشید. او به من گفت یک بار، "من فکر می کنم شما خیلی بلند پروازانه تر از من همیشه بوده است." بنابراین حتی اگر من تا به حال الکسیس به صحبت، من هنوز هم برای انجمن های دیگر که در آن من می توانم LDS زنان که در حال تلاش برای پیدا کردن نگاه به تعادل بلند پروازانه بودن و داشتن فرصتهای شغلی قوی و هنوز مادران خوب که مشغول به کار هستند و وفادار. آنها لازم نیست که با هم متناقض باشد.

به نظر میرسد شما خوشحال در حال حاضر. بحث در مورد چگونگی تصمیم گیری را انجام دادید و چگونه شما در مورد آنها احساس می دانم که تو رسیده است.

این آسان نیست. نه ماه پس از من تا به حال کیت، من به نام کار و به آنها گفت: من که قرار بود به نه ماه دیگر است. یکی از مربیان به نام من و صحبت صادقانه با من در مورد اینکه چرا من مثل مرخصی بیشتری نیاز احساس و پرسید: اگر من علاقه مند به کار پاره وقت بود. ما گفتگو آغاز شده و او شروع به دنبال یک موقعیت پاره وقت برای من. شوهرم گفت، "پس از این مکالمه شما مبتلا به دوار سر بودند." این شب و روز بود، می دانست که من که قرار بود قادر به که بخشی از من که برای چنین مدت طولانی مهم بوده است، که من نمی رفتن به به که.

LDS_woman_photo_Greenwood7

ای کاش می توانستم بگویم که من کسی است که به این افشاگری ها که من کار شادتر آمده بود، اما من فکر می کنم آن را از افراد دیگر آمد مربی گری من و صحبت کردن به من، گاهی اوقات دانستن اینکه من و یا علاقه مند به آنچه که من می تواند بهتر از کمک بودن من می دانستم. برای من، من می خواستم تا بد را به اقامت در خانه زن کامل مورمون که من نمی تونستم ببینم که من می تواند نمونه ای از یک زن مورمون و در نهایت می شود یک مربی به شخص دیگری.

چه این تجربه کمک به شما در مورد رابطه خود را با کلیسای درک؟

دوست من الکسیس می گویند که هر فرد است به دعا با پدر آسمانی تصمیم بگیرند که چه بهتر است برای آنها. او گفت که کلیسای باید به مشاور در چه کارهایی می تواند کار را، اما هر یک از ما برای رسیدن به نتیجه گیری خود ما و کار آن را با خداوند. من واقعا اعتقاد نداشت که. اما من در طول این سفر به اکنون آمده ام بر این باورند که آن را واقعا است تا فرد و خداوند.

در یک نگاه

لین گرین وود


LDS_woman_photo_GreenwoodCOLOR
محل سکونت: TX

سن: 35

وضعیت تاهل: متاهل از سال 2006 به ویرژیل

کودکان: اندرو (فرزند خوانده)، 15؛ توماس 9؛ کیت، 2

شغل: مشاور برنامه ریزی و توسعه کسب و کار، اکسون موبیل شیمی

مدارس: BYU

زبان گفتاری در صفحه اصلی: انگلیسی

سرود مورد علاقه: "بیا تو معدن هر برکت"

مصاحبه با صالح خیش . پرتره های لیندسی مستراح عکاسی .

26 نظرات

  1. Kym نوازش-نایت
    12:10 در 2010 دسامبر 8

    این inteview مطلقا به خانه رسید. تشکر از شما برای مایل به اشتراک گذاشتن یک طرف زنان در کلیسا که من فکر نمی کنم که می شود در مورد اغلب به اندازه کافی صحبت شده است. به عنوان یکی از کسانی که مادران تازه تک کار، کلمات خود را یک برکت و رحمت امروز بوده است. آیا آنها همیشه به نظر می رسد آمده دقیقا زمانی که شما به آنها نیاز دارید؟ :) متشکرم.

  2. کری
    14:08 در 2010 دسامبر 8

    لین، من واقعا شما به اشتراک گذاری این فکر است که به زندگی حرفه ای و تصمیم های زندگی خود رفت. این مصاحبه کمک می کند تاکید می کند که راه های که برای ما به عنوان جوانان LDS مشخص شده یک الگوی واحدی برای همه نیست. این ممکن است به انحراف از هنجار و انجام همه چیز را برای شما و خانواده تان.

  3. fiveunderfive
    14:29 در 2010 دسامبر 8

    با تشکر برای به اشتراک گذاری سفر و چشم انداز خود را. من عاشق تمرکز بر وحی شخصی.

  4. دیانا
    04:37 در 2010 دسامبر 8

    تشکر از شما برای به اشتراک گذاری داستان خود را. سخت ترین قسمت برای من تبدیل شدن به یک اقامت در خانه مادر بود نوزاد و خانه اش نمی اندازد اما عدم احساس نیاز و مهم است و بودن در کنار سایر افراد بزرگسال. من در حال حاضر کار پاره وقت از خانه. من دوست دارم که من می توانم خانواده ام را متعادل و هنوز هم انجام است که نیاز به مولد بودن در کنار کارهای خانه (که سخت تر گاهی اوقات تفریح ​​کمتر برای مطمئن) اما مثل شما گفت، آن همه چیز در مورد تعادل!

  5. Nettie
    17:16 در 2010 دسامبر 8

    من هم این ایده است که ما باید به دنبال هدایت خداوند در پیدا کردن آنچه راه بهترین برای ما دوست داشت. و که آن مسیر قرار نیست به همان برای همه ما.

    مادر من یک وضعیت بسیار مشابه به عنوان عمده حسابداری در BYU مواجه است، احتمالا به سال قبل از شما وجود دارد. او گفت که برخی از بچه ها قرار داده شد که او بود انجام این کار بسیار بهتر از آنها بود. این باعث می شود من کنجکاو به دانستن اگر همه چیز همان است که همیشه ادامه پیدا کند، و یا اگر زن مثل من و مادرم در نهایت پیشرفت واقعی در آن برداشت شده است.

  6. کریستین
    17:32 در 2010 دسامبر 8

    با تشکر برای به اشتراک گذاری لین. من با این اندیشه از تصمیم گیری ها و مسیر خود را تحت تاثیر قرار. بسیار روشنگری!

  7. استیسی
    17:47 در 2010 دسامبر 8

    چه بزرگ داستان - من واقعا لذت می برد خواندن آن. تشکر از شما برای بودن الهام بخش از کار دیگر مادر وجود دارد. و برای کار کردن بسیار سخت است در یک میدان مردسالار. من واقعا آن بخش در مورد شما دستیابی به چیزهای به دلیل کار و شایستگی سخت خود و نه فقط به خاطر رابطه جنسی خود لذت می برد. من هم نگرش خوب خود را نسبت به کار و بودن در مورد آن منفی نیست قدردانی میکنیم. این یک یادآوری است که من نیاز به به تازگی بود!

  8. امیلی
    17:58 در 2010 دسامبر 8

    چه داستان سفر شگفت انگیز و. تشکر از شما برای به اشتراک گذاری، لین! من به یاد داشته باشید که چقدر سخت بود برای رفتن به کار در آن روز برای اولین بار پس از اولین فرزند من است. و من به یاد داشته باشید که چگونه واقعا سخت بود به نوبه خود در توجه و انتقال من به ماندن در خانه. من متنفر بودن اقامت در خانه مادر برای 6 ماه اول. چه برکت را نمیفهمد چه کار می کند برای خانواده خود را!

  9. خلنگ زار
    10:04 در 2010 دسامبر 9

    اوه، وای، من عاشق خواندن این بسیار. لین، به همین دلیل در بخش من شما نیست؟؟ من چاپ این مقاله و نشان دادن آن را به مقالات من. بنابراین صادقانه و آینده و طراوت.

  10. TLC
    12:19 در 2010 دسامبر 9

    تشکر از شما برای به اشتراک گذاری تمام این. این واقعا به خانه برای من رسید. به من یک مدت طولانی برای آمدن به شرایط با که من گرفته شده و به همین دلیل من آنچه من انجام می دهم و احساس آنچه احساس می کنم. من متوجه شدم که من هرگز احساس مجاز برای پیدا کردن احساسات من به عنوان یک زن جوان در کلیسا، حتی اگر من در مدرسه و دیگر فعالیت های سرآمد. من هرگز احساس OK بود برای انتخاب یک مسیر شغلی (حتی به فکر می کنم آنچه در آن ممکن است، چه رسد به آن را دنبال). من احساس گناه انجام دکتری که من در نهایت به پایان رسید در سال گذشته (پس از 12 سال و 3 بچه ها، در حال حاضر 4)، و حتی در حالی که انجام آن، بسیاری از مردم در کلیسا می گویند من انجام شده بود آن را به دلیل آن را به من به عنوان یک مادر بهتر ... داستان ما باید گفت. ما بیش از یک نقش در زندگی ما داشته باشد، حتی اگر یک نقش و یا مجموعه ای از نقش ها (به عنوان همسر و مادر) مهم ترین است. ای کاش ما می تواند فراتر از درس نقش به صحبت کردن در مورد مردم چگونه پیدا کردن تعادل می کنید، چگونه مادران کار می توانید شام را روی میز، چگونه ما می توانیم خانواده برای اولین بار بدون احساس که ما در منکوب کردن ایده های دیگر، جاه طلبی، علایق و استعدادهای نگه دارید، چگونه، در واقع، زمانی که همه گفته و انجام داده، چه کار می کنیم و کسی که ما را انتخاب کنید که بین ما و خداوند هستند و باید با فرهنگ مورمون و انتظار و حتی شورای عمومی ما بر منبر دریافت بی واسطه. با تشکر دوباره برای به اشتراک گذاری داستان خود را.

  11. Chrysula Winegar
    13:02 در 2010 دسامبر 9

    لین، سفر خود را بسیار بیشتر از هنجار از ما (از لحاظ فرهنگی) احساس بستری راحت نشده است. من alumna MWP در نیاز مبرم برای زنان همیشه در ارتباط ماندن به زندگی حرفه ای خود را، حتی اگر تنها از طریق اشتراک مجله و یا نگه داشتن چشم در یک زن و شوهر از وبلاگ مربوطه می باشد. این برای جنبه آمادگی اضطراری، چه رسد به تمایل به استفاده از استعدادهای و آموزش ما ضروری است.

    این کار آسانی نیست. فرصت های زیادی برای گناه وجود دارد، صرف نظر از مسیر ما. من تمام وقت SAHM، زمان نان آور پر شده است و در حال حاضر من از خانه کار می کنند. این یک اختراع مجدد ثابت است، و YES، همیشه که دست در سفر دست خداوند به آنچه به عنوان بهترین راه حل برای شما و خانواده شما است.

    مصاحبه زیبا، به وضوح نماینده یک زندگی زیبا. نعمت به شما و مال شما، Chrysula.

  12. لین
    18:51 در 2010 دسامبر 9

    برای نظر با تشکر بسیار. من باید اعتراف در ابتدا، من مطمئن بود که چقدر داستان من با دیگران طنین انداز است، اما صالح مرا متقاعد کرد. من خیلی خوشحالم که من در ابتدا اشتباه بود هستم!

    هدر، Chrysula - من شده است خواندن هر یک از وب سایت های خود را برای برخی از زمان حال. من از طرفداران بزرگ از هر یک از شما هستم! من حدس می زنم زمان خود را برای بیرون آمدن از کمین .... :)

  13. kierste
    06:43 در 2010 دسامبر 10

    لین-

    من واقعا لذت می برد این مصاحبه، و آن را واقعا با من طنین انداز. زندگی من به پایان رسید تا رفتن به روشی بسیار متفاوت از من همیشه فکر می کردم آن را، و هر چند من آن را تغییر دهید، من تعجب گاهی اوقات در مورد آنچه که می شده اند. در حالی که زندگی ما ممکن است متفاوت باشد، اما من هنوز هم بسیاری از کسانی که همان احساسات شما را توصیف، و من خارش برای بازگشت به مدرسه، و دنبال یک رویا من برای یک مدت واقعا طولانی داشته ام.

    از شما بسیار سپاسگزارم برای به اشتراک گذاری زندگی خود و چشم انداز قطعا بینش ارزشمندی برای هر دو کار و اقامت در مادران خانه. من فکر می کنم شما شگفت انگیز است!

  14. کورتنی
    08:13 در 2010 دسامبر 22

    من از خواندن داستان خود لذت می برد. من فقط یک زن و شوهر LDS زنان در طیف مهندسی مواجه می شوند و شما افکار و تصمیم گیری های زندگی صدای بیشتر آشنا هستید. بخشی از من می خواهد در خانه بمانند، احتمالا از فرهنگ engrained، با این حال دیگر اشتیاق جهان حرفه ای و فکر نمی کند که من می خواهم به خانه بودن در همه زمان ها لذت ببرید. من هنوز در تلاش برای کشف کردن که چگونه به تعادل همه چیز را، ما انتظار اولین فرزند ما است، اما من فکر می کنم ما در مسیر درست برای ما با برنامه ریزی شوهرم در ماندن در منزل است.

  15. جسیکا گرگوری
    10:39 در 2010 دسامبر 23

    لین،
    من آرزو می کنم که دوستان من و من از شما به عنوان یک رهبر زنان جوان در حال رشد تا به حال! من حتی فرصت آگاه مثل این تا بعد از مدرسه من به پایان رسیده بود وجود داشته است.
    شوهر من فقط یک کار به عنوان یک مهندس شیمی در اگزون موبیل پذیرفته و کار در تابستان امسال آغاز خواهد شد.
    من سپاسگزارم که او خواهد شد کار با زنان و باور نکردنی مثل شما هستم. و که می داند ... شاید دختران من به شما به عنوان یک رهبر کلیسا روزی برای داستان خود را و یک کریسمس شاد برای شما و خانواده شما داشته :)!

  16. آلیسا
    21:44 در 2011 ژانویه 16

    لین،

    من خیلی هیجان زده برای دیدن این مقاله به شما و داستان خود بود. من می کنید با شما صحبت زیادی آخرین باری که شما را دیدم. تشکر از شما برای به اشتراک گذاری این. گاهی اوقات ما باید گزینه های بسیاری و آنچه ما باید انجام دهیم به نظر می رسد تا آشکار به دیگران، اما انتخاب و زندگی ما زندگی می کنند هر کدام خود ما. این یک برکت و رحمت است که روح می تواند در پیدا کردن بهترین مسیر برای ما و خانواده های ما کمک به راهنمای ما است. و این که زندگی ما را تغییر اعمال موازنه ما نمی تواند این را تغییر دهید! شما و خانواده شما نگاه کنید خوشحال. خدا برکت دهد.

    -آلیسا میلار Henrie

  17. لین
    06:09 در 2011 فوریه 13

    پیامبر این است که هنوز هم تدریس است که تماس ما را به عنوان مادران فرزندان جوان است که برای آموزش و پرورش آنها. این امر مستلزم فداکاری از جانب ما. است قدرت واقعی در یک موثر برای یک رابطه با یک کودک وجود دارد. هنگامی که ما در حال نوازش کردن نوزاد، صحبت کردن، پرستاری و یا صحبت کردن به او / او، ما به معنای واقعی کلمه کمک به نوزاد توسعه مسیرهای عصبی در مغز است. مهم نیست که چقدر خوب یک مرکز مراقبت روزانه است، آنها می خواهند نیست که در مورد زمان و توانایی ارائه یک پیوند یک به یکی با یک کودک است که می تواند مادر. و نه می تواند آنها ارائه سطح بالایی از پرورش روحی و جسمی. این است که "کار." خود را نمی اگر ما به عنوان زنان فکر می کنم ما می توانیم "آن همه" بدون چیزی در حال سقوط از طریق ترک ما خودمان شوخی. من هم با هویت من به عنوان یک مادر اقامت در خانه تلاش. من تمام وقت کار زمانی شروع شد که بچه ها در مدرسه بالا بود. من در حال حاضر حرفه ای رضایت بخش داشته باشد. اما اگر من تا به حال آن را به انجام دوباره و دوباره، من می خواهم که به خانه در سال های دبیرستان بچه ها را در آنجا ماند. فقط داره می گه، ما باید در مورد انگیزه ما به کار و هزینه آن را به همه شامل، و نه فقط خود صادق باشید.

  18. لین
    08:18 در 2011 فوریه 22

    آلیسا - خوب از شما بشنوم!

    لین - من در بالا اظهار نظر که من در ابتدا تمایلی به موافقت با مصاحبه بود. تا حدودی به دلیل من فکر نمی کنم داستان من طنین انداز است. بخش دیگر بود چرا که من می دانم که نظر غالب همان است که در شما است. من را از طریق مقدار زیادی از RS جلسات که در آن پیامبر (ص) نقل شده است نشسته ام و به اندازه کافی RS جلسات که در آن ما به دنبال یک رابطه شخصی با خداوند و کار مسائل را به طور مستقیم با او کردم تشویق شده است. به همین دلیل من دوست من برای مدت طولانی هنگامی که او را نگه داشته به من گفتن آن بسیار خوب بود به کار آن را با خداوند به طور مستقیم را باور ندارد.

    من از Neylan برای شروع این سایت و دادن صدایی به انواع زنان هستم. حتی زنان مثل من، که تمایلی برای به اشتراک گذاشتن می باشد، چرا که هر راه نمی باید همان.

  19. الکسیس
    09:09 در 2011 مارس 9

    لین-
    شما همچنان الهام بخش و قدرت به من. من عاشق تنوع و قدرت زنان در کلیسا، هر کدام با یک مسیر و تجربه های مختلف. با تشکر برای به اشتراک گذاری!

  20. لیندا چو اشمیت
    08:52 در 2011 ژوئن 13

    از شما بسیار سپاسگزارم برای حاضر به مصاحبه شد، لین بودن! من هم هستم یک مهندس زن، اگر چه آن را در سوز پشت در حال حاضر در حالی که بچه ها جوان هستند. این بسیار مهم است که بدانید که LDS دیگر زنان وجود دارد که به اشتراک گذاشتن مبارزات مشابه، هر یک از ما در تلاش برای انجام بهترین های ما وجود دارد. من در واقع با توجه به رفتن به مدرسه برای کارشناسی ارشد به عنوان یک راه برای بازگشت به نیروی کار هنگامی که زمان مناسب است.

    آلیسا - من شما را به یاد داشته باشید! شما رئيس جمهور از SWE بود زمانی که من به عنوان یک دانشجوی سال اول BYU آغاز شده است. من دوست دارم به عقب بر گردیم در تماس اگر شما از ذهن نیست.

  21. تیفانی لوند
    08:20 در 2011 ژوئن 14

    سلام لین - با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری داستان خود را. به عنوان یک مادر حرفه ای که در مهندسی شیمی از BYU فارغ التحصیل (من فکر می کنم شاید فقط چند سال پیش از شما)، من می توانم به خیلی از چیزی که گفتید مربوط! اولین پسر من فقط 18 ماه است، و من هنوز هم با پرسش از اینکه آیا من انجام درست کنم با کار، تلاش. اما خوشبختانه من قادر به استفاده از تقریبا هر گزینه انعطاف پذیری ممکن در دسترس به صرف زمان بیشتر بیدار با پسر من است. و در حالی که من آموزش بود که زنان جوان به مدت 3 سال، من سعی کردم برای تغییر این پیام را من و شما را دریافت کرده و تشویق همه آنها به تحصیل و پیدا کردن یک کار حرفه ای است، چرا که شما فقط نمی دانم چه زندگی در فروشگاه برای شما!

  22. ایرلند
    20:49 در 2011 ژوئیه 7

    @ لین، با تشکر بسیار برای داستان خود را. من با برخی از مسائل شما مطرح مبارزه. من یک مادر 38 ساله از 2 هستم (4 سال و 8 ماه.) و تنها سه در دراز مدت "شکسته" از کار زمانی که من 16 ساله و یک به مدت 6 هفته پس از ماموریت من بود، و 2 8 هفته استراحت از کودکان متولد شده اند. من خوش شانس به شوهر فوق العاده حمایتی، یک کار است که اجازه می دهد من به کار "پاره وقت" هستم (اگر شما می توانید 32 ساعت / هفته به علاوه 2 ساعت / روز تعداد رفت و آمد پاره وقت)، و یک افسانه مادر قانون است که با مراقبت روزانه از بچه من کمک کرده است. من بدون در نظر گرفتن فکر می کنم که راه کسی را می کشد، همیشه وجود خواهد داشت یک مبارزه است.

    @ لین-I با نقطه اساسی خود موافق است که هزینه و در نتیجه به هر انتخاب وجود دارد. برخی از مردم در موقعیت من گفت، "خب، من فقط رفتن به ایمان و ترک شغل من و امیدواریم که همسر من می تواند به چیزی بهتر است که ما اجازه می دهد برای حفظ منافع ما، خانه ما، و غیره پیدا کردن" هر وقت من که گزینه من تصور قوی است که برای شرایط ما، این امر می تواند کاملا احمقانه و بی توجهی کامل برای نعمت خداوند به ما داده است را در نظر بگیرید. آیا بچه های من در طول روز از دست دادهاید؟ فوق العاده. آیا من متاسفم کار؟ شماره این کمک برای قرار دادن غذا روی میز و ما را از بدهی. من ترک کار در محل کار و زمانی که من به خانه (که صبح، شب و 3 روز کامل / در هفته) هستم، من به طور کامل مشغول اند. من نمی به عنوان بسیاری از باشگاه ها و یا به همان اندازه در حال اجرا به عنوان من می خواهم اما دارم امید به نیمه بازنشسته زمانی که بچه ها در مدرسه بالا است. چیزی به من می گوید که نمایشنامه دختر ملکه من به من نیاز دارم کمی پس از آن بیش از او در حال حاضر.

    @ همه، در حال حاضر من سعی می کنم به نظر من در زمانی که خداوند صحبت کرد تمرکز "صلح به نظر من در مورد این موضوع."

  23. BYUmom
    22:29 در 2011 ژوئیه 31

    این همیشه من را شگفت زده می کند چگونه زنان در محل کار به جای پنهان کردن مراقبت از عملیات روز به روز از خانواده خود را. اگر فقط زنان بیشتری را متوقف خواهد کرد صحبت کردن در مورد "چگونه گناه که احساس می کنند"، و اقدام، و مادر 24/7. خدا شما را با کودکان پر برکت برای شما فقط به آنها به در حالی که کار می کنید؟ که فقط مثل یک پیام خوب به نظر نمی رسد. احساس گناه شما احساس می کنید در داخل است که معمولا خدا گفتن شما پایین مسیر اشتباه کنه.

  24. لین
    10:59 در 2011 اوت 9

    @ BYUmom - این است که برای من روشن نیست که شما در واقع این مصاحبه به عنوان خوانده شده. من معتقدم که ما نشان دادن احترام و به دست آوردن درک درستی از یکدیگر با گوش دادن و یادگیری. من دیدگاه هر کس درک، اما من فکر می کنم اعتبار و موقعیت خود را است dimished زمانی که شما قادر به نشان دادن درک درستی از مصاحبه های خاص شما در حال اظهار نظر در. در هیچ کجای مصاحبه من بود من می گویم من به راه من را انتخاب کرده اند احساس گناه - و در واقع، اگر شما این مصاحبه را با دقت بخوانید، خواهید دید که من احساس گناه زمانی که من به خانه تمام وقت بود. من به راحتی می تواند منطق خود را و به این نتیجه رسیدند که با توجه به این گناه من احساس زمانی که من به خانه بود، خدا بود به من گفتن من در مسیر اشتباه با ماندن در منزل و تمام وقت بود.

  25. لورن
    09:03 در 2011 سپتامبر 3

    لین و BYUmom آن را به خاطر مردم قضاوت مثل شما است که ما مادران که او نیز فرصتهای شغلی تعادل می تواند تحت فشار فرهنگ LDS، نظریه نمی باشد. آیا مادرانی که کار می کنند برای فرار وجود دارد؟ البته! آیا مادرانی که در خانه بمانند و هنوز هم بی توجهی به پرورش فرزندان خود وجود دارد؟ البته! هر مادر کار من می دانم که این ماده از نماز ساخته شده است و پاسخ از پدر دوست داشتنی ما که در آسمانی، که ما را می داند شخصا، که این حرکت مناسب برای این فصل در زندگی ما است رفت. هیچ کس، حتی SAHMs نیست، می توانید آن را تمام کرده اند. یک زمان و فصل برای همه چیز وجود دارد. لطفا در حفظ و قضاوت خود را به خودتان. این یک موضوع بین ما، شوهران ما، فرزندان ما و خداوند است. تشکر از شما لین برای به اشتراک گذاری.

  26. الیز
    07:34 در 2012 اوت 25

    لین،

    I found your story and had to share it with a group of women I am in a forum with. I hope you don't mind. It was a very excellent story illustrating some of the dilemmas of working mothers in the church. I too had issues not having a career and I'm lucky my husband has been equally supportive with me choosing to delve away from a traditional SAHM. The church can do a lot of damage by boxing us in depending on our gender and I had to escape that box.

    I also would like to say a personal note: that I'm so happy you have found Virgil and you two seem like an amazing couple and family. You used to chat a bit to my current husband a little bit as well and he remembers you as being very intelligent and fun. Funny how things work out. I wish you both much happiness and joy in life. – Elise (and Justin)

پاسخ دهید

SEO صفحه پلاتین SEO از Techblissonline