2011 ژوئیه 20 توسط admin

20 نظرات

به عنوان Sistas در صهیون

به عنوان Sistas در صهیون

Sista کندوی عسل و Sista لورل

در یک نگاه

Sista کندوی عسل و Sista لورل وبلاگ خود را به عنوان یک راه برای در تماس بودن با یکدیگر و ابراز احساس خود را از طنز آغاز شده، به عنوان Sistas در صهیون،. اما از آنجا که آنها دیگران را به خنده با آنها در مورد آنچه به این معنی که مورمون ها، و به طور خاص، آنچه به این معنی که یک مورمون آمریکایی های آفریقایی تبار، وبلاگ خود رشد کرده است. این همه تفریح ​​و بازی با این دو نمی شود: آنها صادقانه در مورد تنهایی و سوء تفاهم ها که به عنوان یک اقلیت فرهنگی در کلیسا و چگونه طنز، دوستی، و ایمان نگه داشتن آنها را از رفتن مواجه شده ام صحبت می کنند.

چگونه شما آمده بود تا با مفهوم برای "به عنوان Sistas در صهیون"؟

Sista کندوی عسل: Sista لورل در حال دور شدن و من بهترین نیست در نگه داشتن در تماس با مردم پس از آنها رفته. این وبلاگ چیزی است که ما می خواست به انجام به هم سرگرم کننده و واقعا فقط همیشه در ارتباط ماندن بود. ما فکر می کنیم که خنده دار و ما فکر می کنم که چیزهایی هستند که در درون سازمان کلیسا ما اتفاق می افتد که واقعا خنده دار هستند و ما می خواست می شود قادر به برجسته کردن آن وجود دارد.

مسیرهای بسیاری در کلیسای LDS و برخی از چیزهایی که ممکن است جدی برای برخی از افراد ممکن است خنده دار به من وجود دارد. به عنوان مثال، یک دوست و من یک بار در مورد خرید معبد شوخی توصیه در پشت مرکز ماریوت، اما شخص دیگری کردم به شدت جرم است که ما حتی می خواهم که شوخی. من می خواهم که قادر به در مورد چیزهایی صحبت و نه مردم مورمون ها به ما حمله زیرا آنها به ما نگاه و فرض ما مورمون نیست.

آیا مردم همیشه ناراحت با آنچه شما در این وبلاگ می گویند؟

Sista لورل: هنگامی که ما می گویند چیز در زندگی واقعی به کسی که به عنوان آمریکایی های آفریقایی تبار که به نظر نمی آید و یا صدا مانند چه کسی درک یک فرد LDS می شود، که فرد لزوما می دانیم که ما LDS هستند، تا زمانی که ما را یک شوخی مثل خرید معبد توصیه آنها ممکن است جرم علت آنها نمی دانند که ما در حال خنده از درون دین. در وبلاگ ما، همه می دانند که ما LDS، بنابراین من فکر می کنم که آنها احساس می کنند که ما در حال خنده با آنها، آنها را به خنده نیست. و ما. ما در حال پیدا کردن طنز در خودمان و در تجربه خود ما. بنابراین در بیشتر قسمت ها ما را پیدا کند که مردم LDS با آنچه ما می گویند جرم.

ما نور آن را نگه دارید. ما یک وبلاگ اعتقادی نیست. این به وضوح فقط نظرات ما. من فکر می کنم لحن خنده دار از وبلاگ مردم در خلق و خوی نور نگه می دارد. اگر ما یک وبلاگ آموزه مورمون بود و نبود عنصر از افراد شوخ طبعی با ما با زور و اجبار بیش اختلاف نظر دارند، بلکه به این دلیل ما که نور آن را از محل برای کسی که به نظر می رسد اختلاف نظر خشن و مستقیم با ما.

چه چیزی باعث وبلاگ خود را متفاوت از وبلاگ های دیگر زنان مورمون است؟

Sista کندوی عسل: خوانندگان ما دوست سرگرمی و آنها دوست دارند به خنده در چیزهایی را که ممکن است معمولا این فرصت را به خنده در یک گروه داشته باشد. اما آنها همچنین می خواهند بدانند که ما انسان هستیم، ما افراد هستید، و ما باید احساسات. من فکر نمی کنم که ما شروع به این می شود متفاوت از سایر زنان مورمون، اما ما می خواستیم در مورمون زنان وبلاگ گنجانده شود. من فکر نمی کنم همه زنان مورمون هستند به طور یکسان، و نه وبلاگ خود را به طور یکسان، و به همین ترتیب ما می خواستیم در گفتگو زنان مورمون گنجانده شود. ما اغلب در طنز تمرکز، اما گاهی اوقات مسائل جدی و تجربه های زندگی بحث می کنیم. من پیدا کردن آن بسیار جالب است که در بسیاری از اوقات، زمانی که ما در حال نوشتن در مورد موضوعات جدی تر، ما کسانی که می گویند دریافت "که واقعا طراوت شد برای دیدن این سمت از شما."

چه کسی شما را به عنوان مخاطبان خود را ببینید؟

Sista کندوی عسل: اینجوری شروع شد که ما می خواست می شود قادر به خنده در میان خودمان. اما برخی از اولین پاسخ ما رو از غیر عضو که گفت چیزهایی مثل: "دختر من سیاه و سفید است و کلیسا خود را پیوست اما من احساس نمی مانند من می توانم همه چیز او بپرسید." من دریافت نظرات از مردم گفت که این اولین بار بود زمان آنها تا کنون واقعا قادر به گرفتن یک نگاه اجمالی از سمت روشن تر از مورمونها بوده است چرا که ما خیلی جدی است و ما مورمون ها می تواند سرد در مورد همه چیز.

راه ما تقدس ما سپر به طوری مخفی است که آن را به یک تلویزیون کنار گذاشته به بسیاری از خارج از کلیسا است. به عنوان مثال، ما یک خواننده که عضو پرسید، "چه در معابد خود را اتفاقی می افتد؟" و اعضای او گفت، "خوب، آن را مقدس، ما در مورد آن صحبت کنید." و هنگامی که او به من با این سوال آمد او گفت: این اولین بار است که او تا به حال شنیده بود هر کسی معبد به او در راه او می تواند درک توضیح بود. او به من گفت که آن را معمولا چنین تلویزیون کنار گذاشته برخورد با مورمون ها چون ما هرگز در مورد چیز هایی که او می خواهد به دانستن در مورد صحبت کنید.

من ممکن است مورمون مانند خواهر جونز مورمون است، اما من قطعا هستم مورمون. من ممکن است مسیحی مانند خواهر جونز یک مسیحی است، اما من قطعا من یک مسیحی است. و ما فقط می خواستم به برجسته کردن کسانی که همه چیز و در مسیحیت و جامعه غیر مسیحی و مورمون ها و جامعه غیر مورمون ها به ارمغان بیاورد.

من ممکن است مورمون مانند خواهر جونز مورمون است، اما من قطعا هستم مورمون. من ممکن است مسیحی مانند خواهر جونز یک مسیحی است، اما من قطعا من یک مسیحی است.

من فکر می کنم که شما بچه ها واقعا کار خوبی از هر دو چیز توضیح برای کسانی که ممکن است زبان ویژه و یا روال را می دانم. همانطور که من شده است خواندن این وبلاگ در طی چند روز گذشته، من واقعا از این راه است که شما کمی از اطلاعات پس زمینه را اما نه آنقدر که به نظر می رسد که کسی که مورمون است که احساس "این است نه برای تحت تاثیر قرار گرفت من. "من فکر می کنم شما انجام یک کار بزرگ قابل توجه است که تعادل می باشد.

Sista کندوی عسل: هنگامی که ما می دانستیم که تعداد زیادی از خوانندگان غیر LDS واقعا مهم تبدیل شد برای ما به آن جایی که هیچ کس احساس ناراحت کننده وجود دارد. این یک وبلاگ تبدیل، بنابراین اگر شما در حال حاضر LDS شما نمی گویند، "این یک وبلاگ تبلیغی است، بنابراین من لازم نیست که در اینجا باشد." اگر شما LDS نیست که شما به طور مداوم نداشتن به ایمیل ما و می گویند، "مورمون ها به چه معنا هستند زمانی که آنها می گویند:" روح شیرین؟ "ما به سرعت متوجه شدند که این امر می تواند بهترین به کمی توضیح.

ما همین کار را با آنچه که ما ممکن است از اصطلاح "بومی شهری است." ما نمی خواهیم که هر کسی که برای احساس خارج از حلقه بنابراین ما دوست داریم به توضیح بومی شهری ما را به ما خوانندگان کمتر سفر، بیش از حد.

یک چیزی که من متوجه شده ام این است که وبلاگ شما خنده دار است، اما همچنین دارای صدای بسیار متمایز. این صدا دقیقا همان راه، در حال حاضر که من صحبت کردن برای شما، که شما بچه ها صحبت می کنید، اما من فکر می کنم شما با استفاده بیشتر از بومی و شهری که علی کمی بیشتر در انتخاب کلمه خود را در این وبلاگ. این است که یک تصمیم آگاهانه و یا چیزی است که به طور طبیعی اتفاق افتاده است که شما با یکدیگر صحبت کردیم در آن است؟

Sista لورل: راستش، زمانی که ما به عنوان دوست دختر صحبت صحبت ما کاملا متفاوت از ما در حال حاضر. ما ارسال بسیاری از پست ها از طریق تلفن با یکدیگر و آنها می آیند در سراسر دقیقا چگونه ما با یکدیگر صحبت به عنوان دوست دختر. من خواهر کندوی عسل تماس گرفته و می گویند، "دختر، آیا می دانید که مورمون ها انجام می دهند این؟" و یا "آیا شما در مورد آن بشنوند" کتاب مورمون "موسیقی" و ما فقط به عنوان دوست دختر صحبت کردن و پست وبلاگ می شود .

Sista کندوی عسل: به نظر ما مهم بود که ما را به ماندن درست به کسی که هستیم و به خودمان. ما امیدواریم که که صدای این وبلاگ اجازه می دهد تا خوانندگان ما به احساس می کنند بخشی از دایره درونی ما هستند، و اگر ما chillin با دوست دختر و kickin 'آن را با پسران ما.

می تواند شما را از هر گونه مثال ها، داستان های که شما در مورد این وبلاگ که شما فکر می کنید فقط خنده دار صحبت کرده ام فکر می کنم؟

Sista لورل: من همیشه Sista کندوی عسل بگویم که مردم نمی دانند چگونه مورمون ها خنده دار می باشد. سخنرانان در کنفرانس عمومی، مقامات عمومی، مردم واقعا طنز آمیز می باشد. منظورم این است که، البته مذاکرات کنفرانس جدی است، اما مقامات عمومی باید حواس بزرگ طنز و آنها آن را به اشتراک بگذارید و آنها آن را به ما نشان می دهد تمام وقت. رئيس جمهور Monson خنده دار است. در این کنفرانس آخرین سالمند هلند استفاده از عبارت "Bedlamites،" و کل بحث بحث بسیار جدی بود، اما او آن را با طنز تزریق. خیلی خنده دار بود، و ما در وبلاگ ما در مورد صحبت کرد که چگونه زمانی که ما نگاه کردن کلمه "Bedlamites" آن را در واقع به معنای یک شخص دیوانه در پناهندگی مجنون، و ما کاملا مطمئن او می داند آنچه که به معنی است. او با استفاده از آن برای توصیف کودکان ما، که فوق العاده است.

Sista کندوی عسل: او به نام بچه ها "Bedlamites" و همه فقط خندید. هیچ کس بلند شد و رفت به جرم. TV ماندند.

یکی از اولین پست ما در مورد ما چگونه در کنفرانس عمومی لباس بود. من فکر نمی کنم که مورمون ها هرگز در یک کنفرانس پنطیکاستی و یا یک کنفرانس تعمید دهنده زنده بمانند. ما باید برای تبدیل شدن به مد زرنگ و دانا راه بیشتر. هنگامی که ما را متوقف و در چه کار می کنیم و چه می گوییم و چگونه ما در زمان رفتار کنند، آن را خنده دار، و نه در راه بی احترامی.

Sista کندوی عسل

برخی از چالش ها و نعمت هایی که با آمریکایی های آفریقایی تبار و مورمون وجود آمده چیست؟

Sista لورل: من در مکان هایی که من در اقلیت بوده است، زندگی می کردند نه با نژاد، بلکه با بودن مورمون ها. و این چیزی است که ساخته شده است من در مورد ایمان من باز است. سپس در سمت تلنگر، زمانی که من به یوتا در مدرسه نقل مکان کرد و من فکر کردم که این امر می تواند بهترین از هر دو جهان: خواهد بود وجود دارد بسیاری از LDS مردم در اطراف من، این کار وجود دارد این است که تداخل و در مورد ایمان من نیست، اما من هیچ نظری ندارم که یوتا بنابراین فاقد تنوع قومی بود. هیچ کس به من گفت که. آنها فقط اجازه دهید ما را از هواپیما پیاده و ما به اطراف نگاه کرد و ما مانند: "اوه خدای من، آنچه در جریان است در اینجا؟" من هرگز در چنین مکان سازمان ملل متحد گوناگون زندگی می کردند بود. که واقعا تکان دهنده من بود.

علاوه بر آن، من فکر می کنم دینامیک بسیاری است که با بودن مورمون ها در ایالت یوتا، که من به مورد استفاده قرار گیرد وجود دارد. نظر تغییرات بسیاری در میان مورمون ها وجود دارد. هنگامی که شما در خارج از ایالت یوتا زندگی می کنند، فقط یک نوع از مورمون ها وجود دارد: شما آن.

اما وقتی که من به یوتا نقل مکان کرد، من احساس "ایست، انواع بسیاری از مورمون ها وجود دارد." این اولین بار من شنیده عبارت بود "جک مورمون." من تا به حال هیچ ایده چه چیزی جک مورمون بود. من می خواهم به مدرسه با بچه ها بروید و آنها را قسم می خورم و سپس آنها را در روز یکشنبه با تصویب و سوگندی. انواع مختلف و سطوح مختلف و راه های مختلف مردم را انتخاب کنید برای برقراری ارتباط با ایمان وجود دارد.

به علاوه، بود این همه "سیاه و سفید مورمون" چیزی که وجود دارد. I وجود دارد زمانی که من در دبیرستان بود. من فکر کردم آن بود به این تجربه واقعا سرد EFY و آن را فقط قرار بود به یک دسته کامل از افرادی که ایمان همان و همان استاندارد، که می تواند زندگی را ساده تر چون تو همیشه کسی گفت: "نه را ، من نمی خواهم به انجام این کار. "من فرض است که هر کس فقط رفتن بود مانند" نه، من فیلم رتبه-R تماشا نیست. "پس برای من آن را کمی تکان دهنده بود که آن را دوست ندارم که. و پس از آن این پویا عظیمی از من به عنوان اولین فرد سیاه و سفید بسیاری از دوستان من همیشه با تعامل بود وجود دارد.

من تا به حال معلم تاریخ دبیرستان که، زمانی که ما به بخش مربوط به برده داری کردم، به من گفت که من می توانم ترک چرا که او احساس ناراحت کننده آموزش آن را در مقابل من. به عنوان یک نوجوان، من آماده نیست به فرد است که دیگران را به یک فرهنگ کامل معرفی شده است.

به عنوان یک نوجوان، من آماده نیست به فرد است که دیگران را به یک فرهنگ کامل معرفی شده است.

من فکر می کنم که بخشی از آنچه به شکل الان هستم بود. این بخشی از چرا من مثل یک فرد باز هستم. اما من حدس می زنم یا من می توانم به جرم دریافت و دور (که من مقدار زیادی از بار را انجام داد) و یا من می توانم سوالات مردم را به بهترین توانایی من پاسخ، پس از آن واقعا به من یک فرد باز ساخته شده است.

Sista کندوی عسل: بسیار شبیه Sista لورل، من فکر می کنم که در حال رشد در خارج از ایالت یوتا، شما باید نماینده برای چه مورمونها است. I کلیسا در یازده سالگی پیوست و برای مدت زمان طولانی را به هر دو مورمون ها و کلیساهای پنطیکاستی رفت. بخش I بزرگ بود کامل نیست، اما من پناه بود و حفاظت شده توسط خانواده بخش من است. وقتی که من سمت چپ برای رفتن به مدرسه کلیسا، من بدتر از در هر یک از مکان های دیگر من می خواهم زندگی می کردند تحت درمان قرار گرفت. من از نیاز به دفاع از دین من به نیاز به دفاع از نژاد من رفت.

بعضی از چیزهایی که مردم LDS در جامعه عمدتا LDS به من گفت: متوسط ​​بودند، و برخی از واکنش های خود را به که من بود و آنچه که من مانند نگاه به من احساس بدی. اگر من با شهادت از انجیل ندارد، من می خواهم که کلیسای سمت چپ به این دلیل که دیگر مردم LDS به من درمان نیست مثل من خواهر خود، فرزند یکی دیگر از خدا بود.

Sista لورل

چیزهایی که در طول مسیر کمک کرد چه بود؟ آیا شما احساس می کنید شما تا به حال به ایمان تکیه می کنند؟

Sista کندوی عسل: من احساس کردم که من در ایمان تکیه زیادی. من فکر می کنم که اگر شما نمی دانید که چه چیزی شما درست است، بدون توجه به آنچه، افراد دیگر شما را در کلیسا را ​​حفظ کند. شما در حال رفتن را به ماندن در این انجیل فقط به خاطر شما دوستان بزرگ است. ملاقات با افراد زیادی قطعا کمک می کند، اما این کافی نیست.

شما در حال رفتن را به ماندن در این انجیل فقط به خاطر شما دوستان بزرگ است.

من همیشه گفته شده بود که زمانی که من به مدرسه کلیسا رفت که در آنجا بود که همه مردم سیاه و سفید خواهد بود. من تنها کسی که سیاه و سفید در کلیسای در منطقه که در آن بزرگ شدم و من خیلی هیجان زده برای رفتن به مدرسه کلیسا بود. و زمانی که من وجود دارد، بودند 20 نفر سیاه و سفید وجود دارد.

اما اگر من هرگز از آن تجربه رفته بود من ممکن است به درخواست شده است و به حال میل به تحقیق تاریخ پیشگامان سیاه و سفید. آموزش از تاریخ، مبارزات، فداکاری و ایمان از پیشگامان مورمون سیاه و سفید مانند جین منینگ جیمز، الیاس آبل، سبز پوسته پوسته شدن و دیگران به من فوق العاده در زندگی من پر برکت.

پس چه در آینده Sistas؟

ما شده ایم خشنود غرق که مردم در واقع در مورد آنچه که ما را به گویند. هر کس شده است تا حمایت و ما قطعا پیدا کردن جای خود در مورمون و گفتگو مبتنی بر ایمان است. ما نوشتن، انجام firesides و صحبت کردن و امیدوارم مردم خواندن را حفظ خواهد کرد، گوش دادن و نه درخواست ما به خفه شو می کنیم. تا دفعه بعد، تسبیح بارک الله به عقب!

در یک نگاه

Sista کندوی عسل و Sista لورل


محل سکونت: صهیون

سن: چند ساله نگاه کنیم؟

وضعیت تاهل: چه با تمام این سوالات است؟

کودکان: ما ادعا نمی.

شغل: رئیس.

مدارس: حوزه علمیه

زبان گفتاری در خانه: Ebonics

سرود مورد علاقه: "به عنوان SIstas در صهیون" (این یک ریمیکس است)

تلفن کنونی: آیا ما تماس بگیرید، ما به شما تماس بگیرید.

در وب سایت: www.sistasinzion.com

مصاحبه با صالح خیش . عکس با اجازه استفاده می شود.

به اشتراک گذاشتن این مقاله:

20 نظرات

  1. شیله خیش
    12:05 در 2011 ژوئیه 20

    از تولید مصاحبه: وقتی که من با Sista کندوی عسل و Sista لورل ملاقات برای مصاحبه ما، من می خواهم ملاقات هرگز هر کدام از آنها. من تا به حال یک دسته کامل از سوالات آزمایشی برای شروع از مصاحبه، و هر دو از Sistas شروع به پریدن کرد حق وارد این بسیار آشکار است که آنها راحت هر دو با یکدیگر و با صحبت کردن در مورد تجارب خود را به عنوان زنان آمریکایی آفریقایی تبار در کلیسا بودند. در پایان این مصاحبه، من می خواهم وبلاگ خود را به گوگل ریدر من اضافه شده است و می خواست به دنبال فرصت های بیشتر به صرف زمان با آنها. طنز آنها مسری است و آنها هر دو دارای تعداد زیادی از بینش در چرا آنها در یک موسسه که در آن مردم نه همیشه استقبال به آنها باقی بماند.

  2. بث آلن
    13:19 در 2011 ژوئیه 20

    تشکر از شما برای نظر خوب شما! من عاشق خواندن در مورد وبلاگ خود، شما بانوان شگفت انگیز است. من خنده بسیار سخت است. اما طبق اظهارات خود را واقعا من را لمس کرد. من هیجان زده به خواندن بیشتر در وبلاگ خود هستم.

    XO

  3. ژوسلین
    13:28 در 2011 ژوئیه 20

    این مصاحبه عالی بود ... من بینش بیشتر به "Sistas" قدردانی میکنیم. من عاشق صداقت و شهادت خود را. من با بسیاری از آنچه شما در مورد ... همه چیز در این پست گفت: به توافق برسند. (با عرض پوزش من احساس نمی سخنور در حال حاضر!) اما کار بزرگ، Sistas لورل و کندوی عسل!

  4. Marintha مایلز
    01:31 در 2011 ژوئیه 20

    من عاشق وبلاگ Sistas هستم و خیلی خوشحال به نهایت پیدا کردن اطلاعات بیشتر در مورد آنها در MWP. کار بزرگ!

  5. دبی
    02:01 در 2011 ژوئیه 20

    من می دانم که Sista کندوی عسل، و واقعا فکر می کنم او تعداد زیادی از سرگرم کننده است. I افرادی که می توانند نظرات خود را بیان و در همان زمان را دیگر به در نظر گرفتن احترام بگذارند. من بزرگ شدم مورمون، اما نه در یوتا. I "یوتا" مبلغان که در مورد صهیون صحبت می کنید، و نمی تواند صبر کنید برای بازگشت به صهیون به یاد داشته باشید. من به یوتا نقل مکان کرد و زمانی که من برای اولین بار ازدواج کردم، و مانند یک شوک مذهبی بود. این مبلغان به شما فکر می کنم شما را به این جامعه مورمون کامل آمدند، و خدا را شکر من تا به حال شهادت، چرا که اگر من آن را در آنچه که من شنیده بر اساس بود و دیدم من کلیسا را ​​ترک کرده اند. مردم ما به تماشای در اینجا در یوتا. بنابراین، "یوتا" مبلغان، اگر شما می خواهید به صحبت یوتا به عنوان صهیون، پس از آن شما می خواهم بهتر زندگی می کنند که راه. من در یک ایالت دیگر که در آن به عنوان یک مورمون بود که عادی نیست به دبیرستان رفت. اما، HS من بسیاری از دانش آموزان خوب مسیحی بود، و من واقعا هرگز ادای سوگند شنیدن و یا گرفتن نام خداوند بیهوده به یاد داشته باشید. اما، زمانی که من به یوتا آمد، من این واژه را شنیده تمام وقت. مردم باید بدانند که آنها در حال تماشا. نه، من کامل نیست، و من به این معنی نیست به قضاوت دیگران از راه آنها صحبت می کنند، اما چنین چیزی به عنوان برداشت اول وجود دارد. ما مجموعه به عنوان مثال، و افرادی که به بازدید یوتا در انتظار چیزی است که نوع خاص است. من سعی کردم به دختران من یاد می دهد چگونه می شود به نوعی به همه، بدون توجه به آنچه دین خود، و مراقب باشید آنها چه می گویند و انجام می دهند در حضور دیگران است. من عاشق یوتا، اما می دانم که مکان های دیگر علاوه بر یوتا است که می تواند مانند صهیون وجود دارد. من خوشحال می شود قادر به اشتراک گذاشتن یک نظر در این دید و لذت بردن از خواندن دیگران را نیز هستم.

  6. آلیس طلا
    14:18 در 2011 ژوئیه 20

    من شما را دوست دارم sistahs در صهیون ... دف یکی از من بالا 5 در وب. و WOW شما بچه ها زرق و برق دار می باشد. شما بچه ها را به من آرزو می کنم که می تواند سیاه و سفید. مردم سفید است خیلی خسته کننده. :) شما بچه ها هرگز خسته کننده و همیشه خنده دار.

  7. بکه
    02:20 در 2011 ژوئیه 20

    سلام، Sistas! من عاشق این مصاحبه - شما می دانید من شما را دوست دارم دختران. شما را به دوران کودکی من به من (فقط ما یک / دو رنگ سفید سیاه و سفید :) )

    برای ثبت، شما بچه ها انجام یک کار بزرگ و من احساس می کنم kickin 'آن را با شما. به طور جدی، هر بار که وبلاگ شما را بخوانند آن را مانند من نشستم در حالی که در سراسر اتاق نشیمن با bestie من و خانواده او و خانواده ام و همه ما به شوخی و خنده - کسانی بودند نباشد.

  8. Angi
    15:31 در 2011 ژوئیه 20

    Sista لورل، Sista کندوی عسل، من فقط در مورد خندید تا وقتی که گریه کردم، شما خیلی بامزه است! آن را به خوبی می دانم که این فقط خانواده من نیست ... من واقعا لذت می برد از مصاحبه، و من آرزو می کنم شما می آیند بازدید منطقه من ... سر راه غرب هر زمان به زودی؟

  9. StillConfused
    03:45 در 2011 ژوئیه 20

    با تشکر برای پست بزرگ بانوان. به عنوان یک ویرجینیایی که به یوتا نقل مکان کرد، من می توانم به بسیاری از آنچه به شما می گویند مربوط (اگر چه من سفید هستم). من هنوز هم استفاده از زبان بومی استاندارد مسیحی برای همه چیز - مانند خانم گروه به جای جمعیت امداد. من به طور معمول دریافت نظرات مغرور مانند "چه دین است؟" چون من از لحاظ باپتیست جنوبی صحبت می کنند. دختر من در DC زندگی می کند و دوست دارم برای رفتن به کلیسا با او به این دلیل وجود دارد که او در اقلیت قومی است.

  10. کریستین
    06:23 در 2011 ژوئیه 20

    مصاحبه عکس! من در عشق با وبلاگ خود هستم.

  11. آلیسون کیمبال
    12:49 در 2011 ژوئیه 21

    وبلاگ Sista در مورد علاقه است. آن را با کودکان و دوستانم به اشتراک بگذارم. با تشکر برای نگاه اجمالی اضافه در زندگی خود، به ویژه دشوار و دردناک است. این می افزاید: عمق و زیبایی.

  12. Bryony
    01:25 در 2011 ژوئیه 21

    خوشحالم برای دیدن Sistas در اینجا. من تقریبا تا بزرگ در کلیسا، اما در مریلند، بنابراین من درک که توسط ذهنیت صهیون و عدم تنوع در یوتا weirded. همانطور که برای تنوع در کلیسا، من در UK در حال حاضر زندگی می کنند و آن را به مراتب متنوع تر از یوتا است! (کلیسا، جمعیت کلی این است که، نه.) بیشتر من فقط خوشحالم زنان مورمون وبلاگ نویسی هستم که لزوما سفید مادران اقامت در خانه در ایالت یوتا و آریزونا با موهای کامل، اما کسی که هنوز هم شهادت زیبا از آنچه که این کلیسا است و آنچه در آن می تواند باشد. به عنوان یک نژاد مخلوط خودم sista، من واقعا برای نمایش دادن آن کلیسا ما تا به بسیاری مختلف (و زیبا و مرتبط) مواجه است، حتی در ایالات قدردانی از Sistas.

  13. مایک H.
    13:46 در 2011 ژوئیه 21

    من به تازگی در بر داشت Sistas، و من لذت بردن از ام نظرات خود را. پس در گرجستان در خدمت یک ماموریت، من درک می کنم کمی بیشتر از اصطلاحات استفاده شده توسط کلیساهای دیگر.

    زمانی که من در پس زندگی می کردند. کالیفرنیا، یک زن و شوهر به بخش ما، که در آن شوهر سیاه و سفید است، و همسر او سفید است نقل مکان کرد. آنها در غلتک دربی یکدیگر ملاقات کرده بود، و بعد از ازدواج و کلیسای زودی پس از 1978 مکاشفه پیوست. آنها یک خانواده عزیزم، و همچنین چیزهایی با طنز و نیز مواجه شده است.

    در اینجا سن خوزه است، اعضای کلیسا نیز گرفتن نژادی متنوع.

    FYI، من فکر می کنم که شیله همان I در snacker کارول لین فرد در گردو نهر CA ملاقات کرد در سال گذشته است.

  14. میشل
    11:57 در 2011 ژوئیه 21

    من امیدوارم که این به دور از مصاحبه را ندارد، اما بخش های مورد علاقه من از آن را در واقع ممکن است پاسخ در پایان بسیار. به عنوان مثال، وضعیت تاهل: "چه با همه این پرسش ها است،" و غیره دست هایش را با صدای بلند ....

  15. Yolande B
    08:49 در 2011 ژوئیه 22

    من با آنها خندید کرده ام، با آنها گریه و دعا با آنها. من عاشق Sistas من در صهیون.

  16. به عنوان Sistas در صهیون
    09:48 در 2011 ژوئیه 25

    تشکر از شما برای تمام نظر نوع، ما واقعا آنها را درک. ما یک تجربه فوق العاده کار با MWP شده بود و ما منتظر ادامه به مورد خواهران فوق العاده ما را در انجیل به عنوان خوانده شده.

  17. گابلر دبورا
    06:50 در 2011 ژوئیه 25

    چه یک مثال فوق العاده از تبدیل تعدادی از موقعیت های توهین آمیز به یک واکنش مثبت. من فکر می کنم که آنها نمونه قدرتمند از پایداری نشان دادند هستند، نه بر خلاف پیشگامان اصلی که یوتا حل و فصل. sistas پیشگامان در حق خود هستند.
    من هم امیدوارم که شما بسیاری از مورمون ها که با محبت، تشویق، و پذیرش را ملاقات کرده اید.
    همچنین، توصیه کتاب: آخرین کارگر: افکار و بازتاب یک مورمون سیاه
    توسط کیت همیلتون، این یک کتاب عالی است!

  18. مری داش
    10:26 در 2011 ژوئیه 26

    من کاملا لذت گرفتن به شما می دانید دهید! شما ROCK Sista است! من می دانم که Sista کندوی عسل، به خوبی در واقع من می دانم که کیت همیلتون ... و من ملاقات کرد Sista کندوی عسل: O.

    @ دبورا، من شوکه اگر این sistas 'بود که آخرین کارگر ندارد ... شاید شما باید بررسی از بازی، "من جین" Sista کندوی عسل و (من فکر می کنم) Sista لورل، می دانم که مردم و به خوبی شناخته شده است. فقط فکر می کردم باید که آنها ابزار و مردم به دنبال را به خاطر آنها پس از آن بیشتر، و باید داشته باشند!

    Sista می شود پر برکت و لطفا به نوشتن ادامه! من به دعا برای شما!

    خانم مریم داش

  19. Jeanie Verner
    07:37 در 2012 مارس 27

    من احترام زیادی برای اعضای سیاه و سفید از کلیسا. من هم هستم پیشگام در خانواده خود من و ارتباط در برخی از سطوح. من یک اقلیت نیست، بلکه کلیسا QT 15 ساله در یک بخش که در آن همه بچه ها با هم در یک کلیسا خانواده بدون هیچ خانواده رشد کرده بود پیوست! در 15 ساله، که سخت است! من یک زن و شوهر از دوستان خوب از شهرهای مجاور ساخته شده اما بسیار به تنهایی در مدرسه به عنوان یک عضو جدید احساس می شود. دوستان من از قبل یا به مهمانی، و غیره، و یا از ادیان دیگر بودند. من هنوز هم تنها عضو از خانواده ام هستم هر چند عضو (غیر فعال در زمان ملاقات ما) ازدواج کرده و بچه های ما در حال حاضر قوی در کلیسا. آنها به BYU-I رفت، هر چند، و شوهر از از غرب یافت می شود. ما در گرجستان زندگی می کنند. پس یک بار دیگر - احساس نوع از تنهایی! به هر حال، من می دانم به خصوص در جنوب مشکل آن را برای آمریکایی های آفریقایی تبار. ما فقط در بخش ما چند از شما داشته باشد. ما دوستان با خانواده گیل از این ویدئو در مورد آنچه آن را مانند سیاه و سفید در کلیسا بودن (من نمی توانم از نام فکر می کنم). من بسیار دلسوز به آنچه که باید مانند برای شما هستم. شوهر من در نیمه شب ویژه (به عنوان گیتاریست برای چکاوک) سنین پیش بازی زمانی که گلادیس نایت در بود و پس از آن او را ملاقات رسمی هنگامی که او آواز می خواند در اینجا در آتلانتا =) I نیمه درهم و برهم، اما شما تنها نیستید! عشق شما!

  20. آشنایی با Sistas | Sistas در صهیون
    04:58 در 2014 ژانویه 5

    [...] ما در زمان فوق العاده شرکت کننده در این پروژه زنان مورمون بود. اتمام مصاحبه ما در اینجا. [...]

پاسخ دهید

SEO صفحه پلاتین SEO از Techblissonline