دسامبر 12th، 2011 توسط admin
اندازه گیری از روح
اگر چه در لبنان به دنیا آمد و بزرگ، Joumana بیروت پاریس را ترک کرد، برای تکمیل مطالعات خود را به عنوان یک هنرمند. اما این بود که او به کلیسا پیوست، از طریق یکی از دوستان در لبنان، که او را به خود او به عنوان یک هنرمند بود. امروز، نقاشی خیره کننده Joumana با نماد انجیل و اندازه گیری از روحیه است که باعث می شود آنها را به شک در حال حرکت وادار میکند.
شما چگونه مطرح شد؟
پس از جنگ در لبنان، و بعد از من مطالعات هنرهای زیبا در بیروت، من برای ادامه تحصیل به پاریس آمد. من از خانواده هنرمندان هستم، به طوری که نقاشی من بود پنیر جعبه های چوبی، در حدود پنج بود که من کشید و از پدرم هنرمند بود من ساعت ها در استودیو خود را به سر برد، گاهی اوقات "قرض گرفتن" ابزار چند هنر خود من. من فکر می کنم آن چیزی که من با به دنیا آمد و چون من دو خواهر و دو برادر و همه هنرمندان شد.
آیا داشتن دو فرهنگ، فرانسه و لبنان، تحت تاثیر قرار فرایند خلاق خود را؟
ما در لبنان باید یک فرهنگ بسیار فرانسوی: همیشه وجود یک ارتباط قوی بین فرانسه و لبنان، ما می خواهیم فرانسه گفت: "مادر محافظ." ما در حال حرکت به فرانسه بیش از حد برای من که جز فرهنگ ما است که کمی بیشتر مدیترانه در لبنان است. ما بیشتر شبیه به ایتالیایی یا یونانی ها هستیم: ما مایل به صحبت های زیادی، در حالی که فرانسه به طور کلی افراد فوق العاده با قلب بزرگ، اما آن را ابراز کافی نیست. بنابراین من تلاش زیرا به عنوان یک هنرمند شما نیاز به تماس با انسان، و من همیشه جو گرم در اطراف من بودند. همیشه از دوران کودکی من در خانه باز بود که در آن مردم در داخل و خارج در تمام طول روز: نقاشان وجود دارد، مجسمه سازان، نویسندگان، فیلمبرداران، آن را یک جهان هنری بود که من مطرح شده بود. این بسیار غنی جهان من پدر و مادر میزبان رویدادها و 1 هنرمند شروع به آواز خواندن، یکی دیگر از شروع رقص بود ... آن زمان شگفت انگیز از زندگی من که دلم برات تنگ شده بود.
هنگامی که خواهر من GINA و من جوان زیادی را تجربه و ایجاد جواهرات فانتزی، و بعدها بود که من برای اولین بار در زمان کلاس های هنرهای زیبا که من تصمیم گرفتم برای تبدیل شدن به یک نقاش. و در چند نقطه، چون من تا به حال پدر معروف با یک شخصیت با ابهت بسیار، من مجبور به توقف و کار دیگری انجام دهید، با وجود تشویق مداوم پدر و مادرم برای حفظ نقاشی، چرا که من می خواستم برای خودم وجود دارد. این در واقع به دلیل تغییر نام، زیرا هر بار که کسی به من ملاقات کرد، آنها می گویند: "اوه، تو دختر فلان و بنابراین" و آنها او را دیدم و من نه. متوجه شدم من تنها نیست، چه، مقدار زیادی از افرادی که یک مادر یا پدر مشهور و مورد نیاز را برای ردیابی مسیر خود را ملاقات کردم. همه در خانواده من حامل نام Nahlé، در حالی که من تصمیم گرفتم به نام شوهرم است. پس من چهار سال در BJO (دانشکده طلا و جواهر و صنایع دستی زرگر) در پاریس، اجازه داده است که من به ترکیب نقاشی با دیدگاه های دیگر تا جایی که من در مورد کلیسا آموخته گذراند. روز من کشف کلیسای روز هنر من به طور کامل تغییر است.
چگونه؟
پیش از این، کار من بسیار مکعب، مغزی، و بسیار نمادین فلسفی بود، از زمانی که من پنج ساله بود من همیشه با چین جوهر، سیاه و سفید کشیده شده بود و که آن را. بعد از غسل تعمید، اولین نقاشی من ساخته شده تقریبا به خود جلب کرد. این فقط یک طرح کمی کوچک از جهان روح بود. مردم زندگی در تاریکی در یک زندان در جایی وجود دارد، و بر روی یک کوه بالا شما می توانید از جوزف اسمیت و شاگردان چند است. من واقعا هرگز اقدام به قرعه کشی به صورت جوزف اسمیت، اما برای من که که آن را - که چگونه از آن بیرون آمد و من احساس کردم که به او بود.
وقتی که من رنگ، من نمی دانم چه من نقاشی است. من انتزاعی فیگوراتیو، که بدان معنی است که شما می توانید شخصیت است، اما مقدار زیادی از انتزاع وجود دارد و من بیشتر در این پیام کار می کنند. برای من، یک نقاشی می کند که یک پیام، که مردم را لمس نمی کنم، فقط کار نمی کند ندارد. بنابراین من فقط خودم را بر روی یک بوم خالی نقاشی من اما نمی دانم دقیقا همان چیزی است که من نقاشی در ابتدا. در پایان، پس از این که برای مدتی کار کرده، که من کشف آنچه از آن تصور می شود.
برای من این یک فرایند بسیار معنوی، آن را با روح کار می کند. دعا می کنم که روح با من کار می کنند به طوری که زمانی که مردم در یک نقاشی نگاه کنید، آن را نه فقط یک کار زیبایی آن اولین و مهمترین چیزی است که می تواند به روح صحبت می کنند. و من بسیار خوشحال بود که در طول چند از من نمایشگاه به من آمد به من بگویید که چگونه آنها صلح را احساس کرده بود. همه از نقاشی ناگهانی من از چیزی که به سختی با خطوط بسیار سخت و بسیار ساختاریافته را به چیزی که تا به حال نرمی، رنگ متحد، و معنوی تم بسیار بود تغییر کرده است. شخصا احساس می کنم مانند بسیاری از انحطاط در جهان هنر وجود دارد. لابی های هنری است که توسط کسب و کار رانده می شود وجود دارد. ما در این دروغ پیچیده است که هر چیزی که معنوی است و یا با خدا و یا انسان از سبک آن را خسته کننده و آن را نشانی از "فلش" این فوق العاده نیست. اما من می توانم و نه فقط چیزی به معروف در سراسر جهان، من نیاز به انجام چیزی است که احساس می کنم.
من بیشتر در مورد تجربه های معنوی خود را با هنر بگویید.
خوب، برای مثال من تا به حال تجربه ویژه ای با نقاشی به نام "تسلی است." هنگامی که من برای اولین بار شروع به نقاشی من ایجاد یک فضای بزرگ و در نهایت یک شخصیت به نظر می رسد. وقتی که من تو را دیدم فهمیدم قرار بود آن را به مسیح. و با این فضا من گفتم: "عیسی تنها، بنابراین او در صحرا است،" و کم کم دیدم. وسط، من درک آن مسیح تنها بود و تصمیم گرفتم آن روز چهل نفر صحرا خواهد بود. اما من می خواستم برای اضافه کردن یک فرشته ای و من می توانم هر چیزی را در کتاب مقدس در مورد آن به یاد داشته باشید، با این حال من واقعا به شدت احساس که من باید یک فرشته به او آرامش. بنابراین من یک پرنده کوچک در دست فرشته و از سوی دیگر بر روی شانه مسیح به او آرامش بود. و من فکر کردم که شاید من باید چیزی شبیه به آن، را تشکیل می دهند شخصیت های کار را انجام ندهید. من در نهایت به متون مقدس رفت و من بسیار شگفت زده چون من که جزئیات از فرشته ای به تسلی او (متی 04:11) فراموش شده بود. این احساس شگفت انگیز بود.
در نقاشی دیگر، که همان شخصیت دوباره ظاهر شده است، اما این بار آن را از دست مسیح با شخصیت است که نشان دهنده همه ما بود، و دست نجات دهنده ما آسانسور فرد. اگر بگویم که هر زمان که ما احساس می کنیم سنگین، ناجی همیشه در کنار ما تماس با ما بلند است.
چگونه کلیسا به شما ملحق شوند؟
از زمانی که جوان بودم، من همیشه دعا. در آن زمان من نمی دانستم که "پدر آسمانی،" من به سادگی به خدا دعا. ما در مدرسه کاتولیک بزرگ شد و راهبه ها بسیار سخت بود، اما در سر من من تا به حال این نماز من با خدا ساخته شده بود. از سوی دیگر، من خیلی مذهبی بود. برادرم که دو سال جوان تر از من کشف کلیسا در لبنان، در دهه هشتاد است. او با یک خواهر که عضو بود و ناامید به دانستن بیشتر است، اما در آن زمان بود دانش زیادی وجود ندارد چرا که کلیسا هنوز در لبنان پس از جنگ در دهه هفتاد نبود و ترمیم آن بیشتر بود یا کمتر به خود را، با تنها یک گروه کوچک از اعضای غسل تعمید در اروپا در انتظار، امید برای تغییر است. او به پایان رسید تا پرواز به فرانسه، جایی که من در آن زمان زندگی می کنند، و او رفت و مستقیما به سفارت آمریکا بپرسید که در آن او می تواند از کلیسای عیسی مسیح دوم، روز واپسین! او و غسل تعمید شد و به سرعت در یک ماموریت به مینه سوتا باقی مانده، و او به طور مرتب به من نوشت. او همیشه به من به خواندن کتاب مورمون ها بپرسید، اما من واقعا آماده نیست.
بعد یه شب، من تا به حال خواب و من مسیح را در خواب دیدم: من خودم را در یک مقبره سنگی دیدم، مانند آنهایی که در قرون وسطی، اما آن باز بود و من به خواب رفته بود و من یک کیسه کوچک من برگزار شد دست این بدان معنی بود که من قادر نخواهد بود به بسیاری از چیزها با من بعد از این زندگی. در آن زمان من واقعا زندگی می کرد "در جهان"، من partied من تا به حال زندگی بسیار لذت بخش است، آسان ... و من، با چیزی جز یک کیسه کوچک بود. نیز وجود دارد که دو نفر در یکی دیگر از آرامگاه (من بعدا قابل درک است که آنها مبلغان مذهبی بودند) آنها جوان بودند و آنها در من به دنبال شدند، اما من تظاهر به خواب. سپس شخصیت فوق العاده زیبا آمد و من به دست گرفت، به بیرون از مقبره. مبلغان به من نگاه کن با چشم های بزرگ، شگفت زده شد. او مرا در قله کوه انجام گرفت و یک میز و نیمکت های چوبی وجود دارد. او نشستم و او شروع به سخن گفتن به من. او از من خواست به آنچه خواستم به نوشیدن و ناگهان او همه در سفید با موهای سفید بود. من جواب داد: «آب» و او گفت، او از من خواست یک سوال است که واقعا مرا نا امید "است به خوبی.": "در زندگی خود بیشتر ارزش دارد؟" من به او گفتم من نمی دانستم. سه انگشت او را مطرح و گفت: "سه چیز وجود دارد ..." و او به من و بگو آنها چه تلفن زنگ زد. بنابراین نا امید شد! چشمانم را بستم و خیلی تلاش کردم تا خواب.
شش ماه بعد، من تصمیم گرفتم برای بازگشت به لبنان، و دوست برادرم که انجیل را به او معرفی شده بود به من گفت همه چیز در مورد کلیسا. من فکر می کنم که در آن هنگام که من شهادت به دست آورد، حتی قبل از خواندن کتاب مورمون است. تمام زندگی من، من شده است در تلاش بود برای شناخت خدا در نماز من، اما نمی دانستم چگونه به او می دانیم.
چگونه زن بودن بر کار شما؟ چه فرقی می کند؟
من فکر می کنم که ما پالت از شهودهای و رنگ است که مخلوط با هم، و این مهم است. به عنوان زنان ما حساس هستند، ما می توانیم چیزهای خاصی را احساس می کنم. من شخصا خیلی به وضعیت انسان: من فکر می کنم اغلب در مورد زنان و مردان که رنج می برند، من در مورد بچه ها فکر می کنم، من فکر می کنم در مورد واحد خانواده است. و من سعی می کنم برای قرار دادن اندازه گیری از روح را به نقاشی های من به طوری که مردم می توانند که روح زمانی که آنها چیزی روح است که به صلح و آرامش را به قلب خود احساس. این کار از نقاشی خود، آن را از روح است که به نقاشی و روح می کند که از من آمده قرار گرفت می آید. دوست دارم در خدمت خدای بزرگ (پدر آسمانی) و من می دانم که من در یک برکت و رحمت گفته شد یک روز وقتی که من بیمار، نقاشی، بخشی از ماموریت من بر روی زمین است. این ابزاری است که می توانید استفاده کنید به لمس قلب مردم است.
آیا نقاشی شما را به خدا نزدیک تر است؟
بله. وقتی که من رنگ من سعی می کنم کار بسیار نزدیکی با خداوند است. کار آسانی نیست، هر چند، به خاطر هنرمندان است که مدل های رنگ و یا هنوز هم عمری می تواند در مورد آنچه آنها را ببینید تکیه می کنند، اما زمانی که شما در تلاش هستیم آن را به خارج از درون خود را، با هیچ چیز دیگری تکیه بر آن نیاز به یک معامله بزرگ از انرژی است. شادی بعد می آید، اما این یک چالش بزرگ است، و من تا به حال بار جایی که من فقط می تواند کاری نمی کند و آن را به طور ناگهانی به خودی خود آمد. "این ممکن نیست فقط دست خدا می تواند انجام این" و من می خواهم به خودم میگم، من احساس کاملا ناتوان من نیاز به یک مدل برای جزئیات بیشتر به خاص، و سپس آن را در یک راه طبیعی است که من را درک آمد چگونه خدا کمک می کند تا هر یک از ما، همه از دختران او. او دوست دارد بدون توجه به حرفه ای ما، شخصیت ما، یا وضعیت ما. او همه را دوست دارد و او بر ما به تماشای.
در یک نگاه
Joumana Borderie
محل سکونت: پاریس - لا دفاع
سن: 48
وضعیت تاهل: متاهل
کودکان: پسر 9-ساله
شغل: نقاش / خالق
مدارس حضور: اکول د هنرهای زیبا - بیروت، BJ گراند اکول O - پاریس.
زبان را در صفحه اصلی: فرانسوی
مورد علاقه سرود: "اگر شما می توانید به Kolob عجله کردن"
مصاحبه توسط لیدیا Defranchi .
به اشتراک گذاری این مقاله:
7 نظر

به ما بپیوندید برای سالن MWP - سالت لیک شمالی
جمعه، ژوئن 29th، 7:00 - 9:00 بعد از ظهر
942 درایو نیویورک، سالت لیک شمالی، یوتا
تینا پترسون "تبدیل شدن به یک دانشجو عمدی از انجیل سخن: مکاشفه شخصی
مبلغ پیشنهاد شده در درب و یا در پیشبرد در اینجا 20 دلار . فضای محدود است تا preregistration توصیه می شود.
اهدا به MWP
پروژه مورمون زنان واجد شرایط بخش 501 (ج) (3) موسسه خیریه است. تمامی کمکهای مالی به طور مستقیم به سازمان معافیت مالیاتی به اندازه ارائه شده توسط قانون است. ما صفحه کمکهای مالی در مورد نحوه استفاده از پول خود را یاد بگیرند.
چنگ زدن به نشان شما!
کمک در مورد MWP کار ما را با قرار دادن یک از مدالها لوگوی ما در وبلاگ شخصی خود را گسترش یافتن مدالها ما در اینجا .
برای عضویت در MWP روی لینک زیر کلیک کنید. علاوه بر دریافت خبرنامه ماهانه ما، ما به شما اجازه می دانید که در آن یک رویداد MWP آمدن به منطقه شما وجود دارد!






























































13:29 در دسامبر 13TH، 2011
کار شما بسیار زیبا است و آن را نشان می دهد که شما با روح همکاری ایجاد کنید. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاشتن استعداد و زیبایی خود را.
07:35 بعد از ظهر در دسامبر 14th، 2011
با شنیدن داستان Joumana را تایید کرد که چقدر به تجربهی روحانی و معنوی هنر می تواند. قطعا چیزی الهی در مورد خلقت وجود دارد، در تمامی اشکال آن است.
05:29 در ژانویه 10th، 2012
مصاحبه Cette، très EN اطلاعات رسیده، m'a اجازه د mieux سینما connaître همکاران D'apprécier votre رفتار د peintre.
L'تجربه رای و سینما vivez، à لا با خصومت روبرو شدن د votre FOI و همکاران د votre استعداد artistique، merveilleuse EST. سینما avez د لا شانس د pouvoir ressentir CE bonheur EN exprimant له deux concomitamment.
vos Toutes peintures qui sont présentées sont vraiment très شعر و اثار همکاران IL s'en ازاد à لا fois د لا شیرینی وظرافت رفتار و همکاران د لا نیرو، EN به همراه DU پیام spirituel.
نظ suis très admirative د votre استعداد. JE félicite DU علاقه DU coeur L'هنرمند رای سینما êtez ainsi رای لا بدبخت سی généreuse همکاران toujours prête à aider له autres.
06:47 در ژانویه 12th، 2012
من بازی گرفتن با mormonwomen خواندن و من می توانم سایت را بدون اینکه چقدر دوست دارم این داستان و عشق و آثار ارسال شده را ترک کند. من همیشه دوست داشتم امپرسیونیسم و احساسات آن را منتقل، اما برای اضافه کردن روح به آن است مانند یک برکت و رحمت و درمان به صورت چاپگر. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاشتن، هدیه ی توست.
12:05 PM 3RD فوریه 2012
Joumana تجسم کار او است. در حضور او، شما را از عشق عظیم خود را برای روح احساس می کنم. برای دیدن هنر او، شما ببینید چه عمیق روح را از طریق او کار می کند. او تنها استثنایی به عنوان یک هنرمند در روش های متعدد (نقاشی، جواهرات، پرده های نقش دار، و غیره) با استعداد، اما فقط به عنوان فوق العاده معنوی به عنوان یک دختر از خدا با استعداد نیست. مرک tres bien - از جمله او را بر روی وب سایت خود را!
12:07 در 3RD فوریه 2012
Joumana تجسم کار او است. در حضور او، شما را از عشق عظیم خود را برای روح احساس می کنم. برای دیدن هنر او، شما ببینید چه عمیق روح را از طریق او کار می کند. او تنها استثنایی به عنوان یک هنرمند در روش های متعدد (نقاشی، جواهرات، پرده های نقش دار، و غیره) با استعداد، اما فقط به عنوان فوق العاده معنوی به عنوان یک دختر از خدا با استعداد نیست. Merci tres bien - از جمله او را بر روی وب سایت خود را!
03:27 در فوریه 14th، 2012
این آثار زیبا هستند. من امیدوارم که من بسیار بیشتر از کار Joumana.