2012 آوریل 25 توسط admin

13 نظرات

خوبی کرده است پرتاب به این

خوبی کرده است پرتاب به این

کاترین پلات مک

در یک نگاه

در بحرین و دبی به عنوان دختر یک قوش برجسته، کاترین تماس زودرس با چرخه زندگی و آداب و رسوم از حیوانات، که عمیقا درک او از انجیل آگاه بود. امروز، او پذیرای پیچیدگی و messiness زندگی، به خصوص به عنوان یک زن مجرد در کلیسا، و اعتقاد داشتند که پاسخ به سوالات معنوی از کشتی می مادام العمر با خدا و تعامل با دیگر اعضای جوامع کلیسا ما آمده است.

وقتی که من خیلی جوان بودم، پدرم برای رفتن به بحرین چرا که او می تواند شاهین در اسارت پرورش استخدام شد. اعراب بسیار در این ورزش از شاهین سرمایه گذاری، اما با از دست دادن زیستگاه و مشکلات شیمیایی، جمعیت شاهین وجود دارد تا به نابود شده است. بنابراین پرورش آنها در اسارت علاقه زیادی به آنها بود.

شکار با شاهین زمانی است که شما دیگر پرندگان و حیوانات با استفاده از شاهین شکار. شما کار با شاهین، شما را تبدیل به یک شریک با این موجود از آسمان که پایین می آید بر روی مشت خود را. این یک همکاری بزرگ است و من ممتاز بوده ام از من بود دو یا سه تا قادر به بخشی از این نوع از رابطه.

مختلف cultures- چینی، هندی، عرب، فرانسوی-آموزش پرندگان شکاری در روش های مختلف. در همه آنها، هر چند، در پایان شاهین فقط به ارمغان می آورد طعمه به زمین. و پس از آن شکارچی پیاده روی تا می دهد و پرنده یک پیشنهاد بهتر است. شاهین نشسته است با خرگوش و یا هر آنچه که همه در خز و پر پوشیده شده و آن را باید به کار می کنند به همه که خاموش، بنابراین شما می آیند تا با یک قطعه برهنه از گوشت. این در واقع گوشت به مراتب کمتر از آنچه شاهین است در مقابل آن، اما آن را با شما آشنا. شما یک شریک خوب برای آن باشید. بنابراین آن را در دستکش خود میپرد، طول می کشد گوشت آماده، و سپس شما را از طعمه دور.

وقتی که من 9 بود، ما بحرین برای دبی سمت چپ، و در آنجا خانه من مرکز تحقیقات حیات وحش دبی بود. شاهین و حیوانات دیگر ایجاد یک فضای فوق العاده برای رشد در، اول از همه به خاطر آنها جالب است، اما همچنین به این دلیل من نمی توانم تصور قلاب را به جهان طبیعی و بدون آنها. جهان کار می کند و با هم متناسب در چنین زیبا، جذاب، راه کثیف، و به عنوان کسی که با حیوانات کار می کند، شما بخشی از آن هستیم. اعمال پرورش و معاشرت و در حال مرگ و خوردن هر یک از دیگر بخشی از دوران کودکی من بود. این مقدمه به طرح نجات است: چه قبل آمد، چه در حال حاضر و چه بعد از.

آیا پدر و مادر خود را به این نکته اشاره کسانی که ارتباطات معنوی آشکار به شما به عنوان شما در حال رشد بودند تا با حیوانات؟

کاملا. پدر و مادر من از چهار نسل از مورمون آمده است. ما دشت گذشت. و آنها هستند، هر کدام در راه خود را، بسیار علاقه مند به تصویر بزرگ از انجیل. پدر من یک بوم شناس، بسیار یک دانشمند است، و کاملا شیفته با انجیل و توانایی خود را به ما متصل به خدا و جهان طبیعی است. بنابراین من از او فکر می کنم من به این معنا که هیچ گسست میان علم خوب و مذهب خوب وجود دارد به ارث برده. هر دوی آنها دنیای جادویی خواهد شد. مادر من، از سوی دیگر، به من نشان داده شده است که شما با کشتی چیز-که آیا آن را در حال مرگ حیوان یا برخی دیگر چیزی شما سخت آن را به خدا، و شما فقط آن را کار کردن قبل از او. شما فرض که شما دچار مشکل خواهد شد خداوند و مبارزه با خداوند تا زمانی که شما و او به پاسخ آمده، پاسخ آن است که همیشه راه آسان نیست. شما باید برای نشان می دهد تا با تمام خودتان. حیوانات خانگی شما هنوز هم خواهد مرد، شما هنوز هم سوال در مورد دکترین خواهد شد، زندگی هنوز هم دشوار خواهد بود، اما آن را در کشتی است که شما به پاسخ در مورد اینکه چرا آمده است.

تجربه کلیسای در حال رشد در این کشورهای عربی چه بود؟

این فوق العاده بود. این بزرگ به یک مورمون در فرهنگ اسلامی، نه تنها به خاطر از کل اثر ارزش های خانواده مسلمان در جامعه، اما به ویژه به دلیل زنان بود. هفت سال در مدرسه دختران عرب من از بسیاری از محدودیت های آزاد که دختران آمریکایی روبرو هستند و همچنین من به قوی، آموزش، اختصاص داده شده، زنان بخشنده معرض که که جهان می تواند کشت.

من از قدیمی ترین از چهار و، برای برخی از زمان، ما تنها اعضای کلیسای در منطقه بودند، و یا فقط تعداد کمی از مردم دیگر وجود دارد. همه زمان من در حال رشد بود، ما کلیسا در خانه ما، بود که بزرگ نیست، و ما بیشتر و بیشتر مردم در آن وجود دارد کهنه. ما روز سبت در روز جمعه جشن چرا که روز مردم باید خاموش در جهان عرب (به عنوان چیزی شبیه به یک روز از عبادت). ما بچه ها را در صبح روز سبت بلند و تنظیم مجدد تمام مبلمان در خانه به ردیف صندلی. حمام یک کلاس در آن را ندارد، اما هر گوشه دیگر تک و مخفیگاه-از جمله در خارج از با حیوانات رشد-حال یک کلاس کلیسا رفتن در آن. من را به این روز که یک دفتر و یا کلاس درس خواهد جمجمه و رشد در آن را داشته باشد فرض! چگونه می تواند به شما علمیه بدون رشد رود؟

پس از آن کار ما به تنظیم مجدد خانه برای کلیسا در صبح در حالی که پدر و مادر من در اطراف شهرستان سوار را انتخاب کنید تا افراد مختلف دیگر که ملاقات با ما آمده بود. و از آن زمان من 14 و یا 15 بود، من آموخت مدرسه یکشنبه ما گاهی اوقات، به طوری که می تواند معلمان به اندازه کافی برای کلاس های دیگر نیز وجود دارد. این ایده که شما را به کلیسا راه رفتن و pews در حال حاضر نشسته وجود دارد. . . این فوق العاده است، اما برای من هنوز هم خودم تعجب: چرا 7 ساله نه در اینجا راه اندازی؟ کجا هستند 14 ساله آماده برای تدریس گرفتن؟ هر هفته، من تا به حال برای قرار دادن عضلات و مغز را به بدانند چگونه سی نفر به علاوه قرار بود به جا در خانه من به عبادت، و به تغذیه همه آنها را پس از آن. من نمی دانم اگر من می خواهم که قادر به گریبان راه من به شهادت است اگر من تا به حال شده است برای چنین سرمایه گذاری شخصی در عبادت خواسته است.

خانواده من نه تنها کلیسا معنوی بود، اما کلیسا سازمانی، بنابراین پدر و مادر من همیشه نوآوری در شد که چگونه ما برنامه های کلیسا انجام شده است. محدودیت برای ملاقات در خطر است-که ما طول می کشد در عربستان سعودی و چند کشورهای دیگر هستند بسیار سخت، و اغلب تصمیماتی که تا به حال به در مورد بهترین راه برای ما برای دیدار ساخته شده وجود دارد. به عنوان یک جوان، من تو را دیدم برادران در رهبری کلیسا در سالت لیک سیتی تصمیم گیری در مورد ما چگونه می پرستش است که آنها به حال هیچ تجربه شخصی که آنها را واجد شرایط به: یک مرد سفید قدیمی در ایالت یوتا تصمیم گیری بهترین راه برای مقابله با حاکمان شرق میانه؟ . . . و در عین حال، آنها را دقیقا تصمیم درست، فراتر از هر ظرفیت آنها در عقل شخصی خود به حال را. من را دیده اند که تا چند بار. از آنجا که من بزرگ شدم نظارت، ما کودکان بسیاری از قرار گرفتن در معرض به رهبری کلیسای که بازدید و با تصویب از طریق خانه من بود، بنابراین من فکر نمی کنم من احساس می کنم از راه دور که بسیاری از مردم از منافع، طنز احساس، goofiness از افرادی که به نام، "برادران" به عنوان مثال، سالمند پاکر پرشور در مورد پرندگان است و ساعت صرف صحبت کردن با پدر من در مورد آنها. هر گاه ما را به ایالات سفر ما تصاویر و تخم مرغ و پر او را به ارمغان بیاورد. داشتن این نوع از بینش، و صرف وقت شنیدن آنها داستان، باعث می شود من آنها را درک بسیار عمیق تر.

شاید چون من به حال این تجربه شخصی با مقامات عمومی به عنوان یک کودک، من احساس نمی کنم که من باید تنها زندگی می کنند توسط اظهارات خود را در یک خلاء. در عوض، من در آغوش عمل تلاش برای ایجاد یک کلیسا که از طریق تلاش خود و از طریق فیض مسیح، موجب صرفه جویی در مردم است. احساس می کنم که clunkiness، که تلاش برای قرار دادن همه چیز با هم متفاوت است اما مقدس. من فکر می کنم زندگی بیشتر شما بخشی از هستند، کمتر مبتذل موعظه احساس دلیل این که شما احساس می کنید که، حتی اگر خطبه در مورد شما صدق نمی شخصا، شما فقط آرزو می کنم که خطالراس کوه یا دیوید می تواند این کلمات الهام بشنود. شما واقعا به دلیل اتصالات شخصی خود را به دیگران سرمایه گذاری، و با استفاده از آن سرمایه گذاری، کلمات اعتصاب خانه را به شما. ما چنین مسئولیت به مترجمان، به ادعا می کنند که نقش روح القدس به عنوان خود ما به طوری که ما می توانیم تفسیر آنچه رهبران ما را به زبان خاص ما زندگی را به نیازهای خاص ما می گویند. که بسیار موثرتر از گفتن، "آنها به من درک نمی کنند. آنها به من صحبت نمی کنم. "کلمه یونانی برای روح القدس parakletos است، که به معنی" که خواستار به سمت "و یا" از طرف. "در هر صورت، آن را گفت،" کلام خدا است وجود دارد برای که شما می شوند، که در آن شما هستند. "این مسئولیت ما به آن تماس بگیرید به طرف ما است. من فکر می کنم ما می توانیم تقاضای است که روح القدس انجام نقش آن در ساخت لفاظی کلیسا صحبت می کنند به همه ما در نیازها و شرایط متنوع ما.

من فکر می کنم ما می توانیم تقاضای است که روح القدس انجام نقش آن در ساخت لفاظی کلیسا صحبت می کنند به همه ما در نیازها و شرایط متنوع ما.

من به حال نمی به چهره خیلی از فرهنگ مورمون که زنان در ایالات متحده در مورد صحبت کنید. این کاملا به من خارجی است. احساس می کنم مثل من می توانم خیلی از اصل و نسب از پیشگامان میراث من و همچنین اصل و نسب معنوی من در روح من از فرهنگ های دیگر احساس خود. من می توانم زنانی که کشیده اند ایمان خود را بر روی آخرین اندام و پس از آن نگه داشته رفتن و پرواز گرفته ادعا می کنند. این مردم-yness کلیسای که من دوست دارم، این واقعیت است که من نیاز دارم، که من یک مکان واقعی در کلیسا، به مراتب بیشتر از من همیشه می تواند امید به پر کردن آن. هر دقیقه، در حال حاضر، من نیاز دارم.

چگونه شما که احساس پس از آمدن به ایالات حفظ و دیگر در حال نیاز به طور کامل توسط موسسه به سادگی آن را به تابع، همانند تو در حال رشد؟

من بیشتر در ایالات به کالج رفت، و من در یک شعبه کوچک در خارج از شهر کوچک در ایالت مینه سوتا بود. این یک جامعه کشاورزی کوچک بود. من نمی دانم اگر، در کوچک مدرسه هنرهای لیبرال من، من می خواهم که قادر به انتقال آرام به انجمن امداد سنتی آمریکایی بوده است، اما رهبری شاخه بلافاصله من در اولیه، جایی که من مسئول زمان آواز خواندن و به اشتراک گذاری بود قرار داده زمان و سن طبقه خود من 4 - 8. من به طور کامل توسط مردم است که شاخه به عنوان شلوغ و درگیر در زندگی فرزندان خود و در زندگی بزرگسالان پذیرفته شد. مردم باید کسی را به گوش دادن، کسی که احساس می کنند زمان برای آنها است، و من پرشور در مورد نقش من به عنوان عمه جامعه هستم. من احساس می کنم واقعا نیاز برای کودکان به کسی است که نه پدر و مادر و در عین حال یک همکار نیست، کسی به گوش دادن به آنها و می گویند چگونه فوق العاده آنها وجود دارد. من فقط صرف شد زمان با یک دختر 8 ساله به تازگی و آموزش خود را چگونه به استفاده از پانوشت در کتاب مقدس. این چیزی است که پدر و مادر او تمایل به انجام می نیست. من نمی پدر و مادر، اما من نمی دانم که در آن پانوشت هستند، و او و من می توانم در مورد ملخ در لاویان یاد بگیرند!

احساس می کنم که بخشی از چگونه من حفظ یک محل در کلیسا. فقط خیلی باید انجام شود، و شاید که از داشتن به حرکت صندلی و آموزش کلاس به عنوان یک کودک است که من احساس می کنم که راه می آید. من به دنبال حفظ برای کسانی که راه من نیاز دارم.

چگونه می توانم شما پیدا پدر و مادر تمایل خود را به "عمه جامعه" دریافت؟

من هنوز برای پیدا کردن پدر و مادر که مشکوک و کناره گیر است. این امر می تواند بسیار متفاوت اگر من یک مرد بود چون من احتمالا قادر نخواهد بود به بچهداری کودکان، اما شما نشان می دهد تا به کلیسا و بعد از مدتی این مادران بسیار دقیق و پدران خواهد به من می گویند، "هی، مطمئن شوید که شما می توانید بچهداری بچه ها ما! "بچه ها خواهد پدر و مادر خود را درب فشار یا التماس برای بازدید از معلم خود را به بیش از آمده است. (که من!) این بچه ها باید ایده تاب از آنچه بازدید آموزش است چون برای آنها آن زمانی که من بیش از آمده و بازی هیولا باتلاق و ما باید shenanigans وحشی در حالی که مامان از است در خود. آنها خواهد بود بشدت نا امید زمانی که آنها رشد کند تا کشف بازدید آموزش کند هیولا باتلاق را شامل نمی شود.

مادران آنها نیاز به یاد داشته باشید که آنها بزرگسالان ازدواج و یا رفتن به فروشگاه مواد غذایی توسط خود و یا دنبال سرگرمی خود را دارند. اگر من می توانم خانه و خانواده تقویت، به عنوان شعار زنان جوان می گوید، من می توانم که تمام وقت انجام دهید، و من به شدت مورد نیاز است. حتی در خانواده بسیار سنتی، چه رسد به برخی از بخش من در جایی که کودکان هستند که توسط پدربزرگ و مادر بزرگ و یا پسر عموی مطرح شده است، مادران باید شخص دیگری به در آمده و محافل اجرا با بچه ها در پارک.

من با این واقعیت است که شما را مانند وقف مادر و فرزند و در عین حال شما یک مادر خود را نمی شیفته هستم. آیا می توانید به من بگویید بیشتر در مورد که در آن است که از در می آید؟

وقتی که من کوچک بود، من عروسک دوست ندارد. من هم دوست داشتم حیوانات، اما برخی از عبارات مادر که طبیعی است بود من نیست. من واقعا با تمایل به که من پدر آسمانی من ساخته شده بود به تلاش، اما من بچه در راه است که cutesy را دوست ندارد. پدر من واقعا به کودکان، و من فکر می کنم که به من کمک کرد متوجه است که شما را مجبور به دوست بچه ها به عنوان پروتو بزرگسالان اما شما می توانید آنها را به عنوان موجودات خود را در آن فضا و زمان قدردانی میکنیم. وقتی که من درک تعجب است که، است که درندهخویی کثیف از کودکان، پس من شروع به در مورد آن هیجان زده.

وقتی که من ده یا یازده بود، من واقعا آغاز شده داشتن سوال در مورد زنان و جنسیت خدا و ازدواج و همه این چیزها، و من واقعا سعی کردم به آن را به تشک خواندن کتاب مقدس، روزه، دعا و ارتباط با خدا است که توسعه یافته یکی که واقعا به من می خواهم به یک مادر، یا نه من بچه بودم بود. که در اطراف سن، شروع کردم به درخواست شغل نگهداری از کودکان فقط به اجازه پدر و مادر در یک ساعت یا دو زمان تنفس. بنابراین این باور که من می تواند یکی که دوست داشت و منجر (تعریف مورد علاقه من مادر)، بدون توجه به آنچه وضعیت فرزند من بود، قطعا توسط ده یا یازده آغاز شد. من تا به حال یک اجرای خوب از سال زمانی که مادر بود حتی یک گزینه نیست، اما زمانی که مراقبت و آموزش و پیشرو بخشی از فعالیت های منظم من بود، به من آماده شدن برای زمانی که مادر از نظر فیزیکی یک گزینه به واقعیت برای من بود اما هنوز هم نیست.

چگونه می توانم به شما نزدیک مجرد بودن در یک کلیسا که صحبت خیلی در مورد ازدواج؟

من همیشه فرض کرده ام که من می توانم به پاسخ از طریق ارتباط با خدا آمده، و پاسخ نمی خواهد به سادگی به من دادند شود. احساس می کنم او گفت، "شما باید به کار در این، شما باید برای پیدا کردن پاسخ خود را." این راه من نزدیک مجرد بودن است: آن است که یک کشتی با خدا است. چیزهایی که هرگز به من در بسته های کمی خوب تحویل داده. زندگی prepackaged مناسب نیست. من تا به حال به سادگی زندگی خود من، هویت خود من، حتی اگر در زمان آن را تنها بوده است. به جز آن است تنها در مفهوم نبوده است که هیچ کس دیگری است تا در برابر آن. من را دیده اند بسیاری از مردم، در گذشته و حال، مبارزه با singlehood و شرایط دیگر که از برخی از هنجار درک که من یک دیدگاه بسیار گسترده تر از آنچه کلیسا شامل و از ما حمایت در از من فکر می کنم برخی از افراد را نگه داشته منحرف.

من عاشق منفی دو در نامه پولس به عبرانیان که در آن او می گوید، "ما نمی کاهن اعظم است که می تواند با احساس infirmities ما نمی شود لمس کرد." این جلب لحظه ای که ما فریاد ما می گویند، "او را درک نمی ! او می تواند تفاوت من احساس نیست! "و پل می گوید،" که خدا شما فکر می کنم می تواند شما را در درک نمی کند؟ این دقیقا همان نوع مسیح شما لازم نیست. شما یک مسیح که می تواند رنج می برند و احساس همراه با شما. "پل به ما می گوید که به دلیل او از طریق درد ما رفت و از طریق آن بدون گناه رفت، ما می توانیم با قاطعیت به تاج و تخت از فضل آمده است. نمی آیند حقیری یا ناله به آن. بیا با مشکلات خود، تفاوت خود را، خود را "I-نباشید-متناسب،" کج خلق و خوی خود را، و پنجه نرم میکنید، و آمده شجاعانه به تاج و تخت از فضل. دریافت راحتی که راه.

من نمی فهمم چرا من کسی یافت نشد، و به همین دلیل من ممکن است هرگز با کسی که برای بقیه زندگی من را، حتی زمانی که هر فیبر در بدن من گاهی اوقات گریه می کند که برای اتصال فیزیکی با کسی. برای زندگی با آن احساسات، دانستن است که من می خواهم به خوردن بازوی من کردن برخی از روزها به دلیل آن چنان شدید، و به فکر می کنم که ممکن است وجود داشته باشد وضوح و یا بیان که در این زندگی نیست، مستلزم آن است که من با قاطعیت می آیند به تاج و تخت از فضل، چه این بدان معناست که دعا یا موعظه موعظه به خودم، با هم کشیدن چه پل را "بسیاری از splendored" انجیل، و خواستار آن شد که انجیل که قدرت به صحبت می کنند به من.

برای زندگی با آن احساسات، دانستن است که من می خواهم به خوردن بازوی من کردن برخی از روزها به دلیل آن چنان شدید، و به فکر می کنم که ممکن است وجود داشته باشد وضوح و یا بیان که در این زندگی نیست، مستلزم آن است که من با قاطعیت می آیند به تاج و تخت از فضل،

چگونه سازمان کلیسا شما کمک می کند تا در این مبارزه با خدا؟

من احساس می کنم خیلی خوشحالم که-تا حدودی به دلیل از کلیسای سازمان من قبلا تجربه جایی که من anguishes متعدد و ناراحتی و نقاط قوت است که من را احاطه دیدن داده شده است. باور من این است که انجیل است برخی از عمل rarified که می توان در قله کوه نمی چه نگه می دارد من افسار است. بدیهی است من هرگز هر چیز دیگری که جهان هر روز به لرزش کیهانی همان است که انجیل می کند خواستار پیدا کردم. و این شامل آن مردم yness. . . عضلات متعدد در کار کردن با وزنه آزاد نامیده می شود. . . kludginess از تلاش برای تعادل این چیزها. . . این چیزی است که باعث می شود ما تمام.

مسیح شاگردان می پرسد در یک نقطه، هنگامی که دیگران را ترک کرده اند چرا که او تا به نان تولید نیست، "آیا شما نیز از بین برود؟" شاگردان پاسخ، "به چه کسی باید برویم؟ تو هدیه ای از زندگی ابدی است. "من فکر می کنم که برای بسیاری از زندگی، محاکمه هستند تصادف ماشین، کودک متمرد، این واقعیت است که ما می تواند مادر نیست. محاکمه است که ما در طول زمان که ما که هستیم نیست. سوال این است، "چه کسی خدا را می شناسید به من به قبل از من به اینجا آمده؟ چه کسی او می دانم که من می تواند تبدیل به؟ "

من واقعا تصور کنید که وقتی که من خدا را ملاقات او را مبل کنار او پت و گفت، "شما، اینجا می آیند! همانطور که شما هستند! "پدر و مادر آسمانی من نه من در برخی از کلون، نسخه پاک می خواهید. آنها به من با احساس من دمدمی طنز و نثر بیش از بنفش من و بخشی از من که می شود به پایین و به نظر می رسد در اشکالات سیب زمینی می خواهید. آنها به من این جوری می خوام. من عاشق مردم yness کلیسای: این کودک چسبندگی پیو به مرگ، زن 80 ساله که در کنار من در خواب چرا که او مجبور به MEDS خود را در 4 در صبح اما هنوز هم خودش می شود به کلیسا. . . . دوست دارم که جنبه کلیسای انجیل به ارمغان می آورد.

مادر من است مزمن بیمار با مشکلات بهداشتی بسیاری، از جمله فلج اطفال در سن 4 و تمام این چیزهایی که وحشتناک برای او بوده است، و در عین حال او به من می آموزند که وعده که ما را شفا خواهد شد، که ما سلامت در ناف و مغز ما در استخوان های ما، به دلیل نجات فرم واقعی سلامت از خدا که در بال خود شفا به ارمغان می آورد است. و به این ترتیب من کلیسا را ​​به عنوان یک حامل برای انجیل به عنوان که از طریق goofiness شدن در نورد از کار داوطلب خدمت سربازی به ارمغان می آورد شفا و سلامت خدا به من را یک موجود است که می تواند بیشتر احتمال دارد اویختن با پدر و مادر آسمانی من.

چگونه این درک برای messiness و پیچیدگی وجود بازی در دیگر زمینه های زندگی خود را؟ آیا آن چیزی است که رنگ چشم انداز خود را فراتر از تجربه کلیسا خود را؟

این عشق و علاقه من برای چگونه جهان را با هم متناسب است که مرا در مسیر کارشناسی و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی و کلاسیک (یونان باستان و لاتین) در زمان است. من این ایده که همه چیز متفاوت به هم بافته شده را به دنیای جادویی را دنبال کرده ام. این زیبایی غیر قابل تحمل در "دستبند مو روشن در مورد استخوان" که هنوز هم باعث می شود من گریه وجود دارد. من می خواستم برای یادگیری برای دیدن انتخاب بودن صدا خط در، در هنرهای تجسمی، در شعر، در احکام-از تمام روش های آن می تواند در غیر این صورت بوده است. دیدن رشته که با هم بافتن به شکل جهان را می سازد آن عنوان شده بیشتر، جادویی است.

ادبیات یونان باستان است که اغلب تا بسیار ساخته: شما در یک جهان که در آن حتی دکوراسیون سقف سوسو زدن انبوه، که در آن آنچه در آن به معنی به خانه است فقط مادری به اندازه کافی و فقط به اندازه کافی عجیب و غریب که می تواند جهان ما تغییر آمده است.

شما دریابید که خوبی یک جهش به آن.

برای من تجربه شدید ترین شکل هنر به نام تراژدی، که بیش از فقط داستان از چیزهای وحشتناک اتفاق می افتد است. این یک درام که یک فضای که بسیار دقیق خواستار تا چه طبیعی در برخی از منطقه است ایجاد شده است. . . و آن را نابود. به عنوان مثال، یک بازی خواستار کردن این ایده که یک زن خوب خواهد بود هر دو همسر خوب و یک مادر خوب است. تا کنون خیلی خوب است. سپس می گوید که این زن خاص، به عنوان یک مادر خوب، باید مردی که دختر جوان او را به قتل می کشند. این نیز خواستار تا وحشت از یک زن به قتل شوهر خود او. مشکل است، همان زن است به قتل مرد همان. کثیف! شما در مخاطبان chasms را در آنچه که شما فکر یک کل بسته-معامله بودن همسر خوب و یک مادر خوب بود. شما یک کشتی با هنجارهای قرار آنقدر بزرگ است که شما نمی توانید تصور کنید که تا به حال قرار دادن جهان خود را به عقب با هم و انجام.

شما با متصل بودن قبل و در زیر هنجارهای جامعه به سمت چپ. شما با روابط از ساخته شده در سمت چپ از دوره-ables-دلیل این که شما تجربه کرده اند نابودی، اما خود را از انتخاب. شما را به یک جامعه که حتی ممکن است از چندین قسمت از است آمده خودتان-که در آن جایگزین رادیکال تعامل سوخت، که در آن شک و تردید های ناهموار ممکن میکند پیدا سرپناه، که در آن شما خود را دست سبد خرید فشار به ضرب و شتم از که درامر متفاوت است. شما شجاعانه به خدا که قدرت می دهد با در نظر گرفتن دور senselessness، درد، اما توسط wading از به میانه از آن را نمی آمده است. شما دریابید که خوبی یک جهش به آن.

در یک نگاه

کاترین پلات مک


محل سکونت: لس آنجلس، CA

سن: 38

وضعیت تاهل: طلاق گرفته

شغل: معلم، مدیر

مدرسه: کالج کارلتون، دانشگاه بیرمنگام (انگلستان)، دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه کالیفرنیا - لس آنجلس

زبان در خانه صحبت: انگلیسی

سرود مورد علاقه: "از خانه از پرستاران"

مصاحبه های Neylan McBaine . عکس با اجازه استفاده می شود.

13 نظرات

  1. Neylan McBaine
    09:54 در 2012 آوریل 25

    صحبت کردن با کاترین یک تجربه زیباشناختی بود: او تا به لهجه زرق و برق دار ترین از در حال رشد در شرق میانه، و، در حالی که برخی از مردم می توانند با چنین عمق ارسال، آن را غیر معمول با کسی که ارتباط کلامی است به طوری شاعرانه صحبت می کنند. کاترین می گوید او بخواند شعر به خودش. اثرات آن در سهولت با آن او را بیان اعتقادات معنوی عمیق مشهود است. من هیجان زده است که کاترین این افکار با خوانندگان MWP به اشتراک گذاشته ام.

  2. لیز نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
    10:15 در 2012 آوریل 25

    من این را دوست داشتم! کاترین، بینش خود را به طوری عمیق و روشنگری هستند. Neylan، با تشکر از شما برای پیدا کردن او.
    بخش مورد علاقه من این است: "... من در آغوش عمل تلاش برای ایجاد یک کلیسا که از طریق تلاش خود و از طریق فیض مسیح، موجب صرفه جویی در مردم است. احساس می کنم که clunkiness، که تلاش برای قرار دادن همه چیز با هم متفاوت است اما مقدس. من فکر می کنم زندگی بیشتر شما بخشی از هستند، کمتر مبتذل موعظه احساس دلیل این که شما احساس می کنید که، حتی اگر خطبه در مورد شما صدق نمی شخصا، شما فقط آرزو می کنم که خطالراس کوه یا دیوید می تواند این کلمات الهام بشنود. شما واقعا به دلیل اتصالات شخصی خود را به دیگران سرمایه گذاری، و با استفاده از آن سرمایه گذاری، کلمات اعتصاب خانه را به شما. "
    کاترین، من امیدوارم که ما می توانیم یکی از این روزها در LA دیدار خواهد کرد. من به آنجا اغلب. با تشکر دوباره برای بینش خود را!

  3. جویس وولف
    10:18 در 2012 آوریل 25

    زیبایی از، زیبا یادگیری به خواندن.
    متشکرم

  4. برایان کاتانزارو
    10:54 در 2012 آوریل 25

    من این مصاحبه را دوست داشت و این ایده ها با من برای مدت طولانی ادامه می دهند. با تشکر.

  5. کارن روزنبام
    06:00 در 2012 آوریل 25

    کاترین، در طول یک ترم من در ایتاکا، من می دانستم که پدر و مادر و خود را احتمالا شما بیش از حد به عنوان یک کودک نو پا. من به یاد داشته باشید خانه و خود را قید شاهین در حیاط خلوت. جالب بود برای من در مورد تجارب خود و خود را به عنوان خوانده شده. همیشه با خود فکر کرده بود چه از خانواده خود تبدیل شده بود!

  6. باربارا قوش نیوهال، آیووا
    07:32 در 2012 آوریل 25

    این جذاب است. و من باید اعتراف، برای من بخش جذاب ترین از این داستان شکار با شاهین است!

    که اعراب به "واردات" قوش از ایالات متحده نیاز، با توجه به اینکه آنها در شکار با شاهین برای مدت طولانی درگیر، من را شگفت زده.

    همچنین، من همیشه تعجب که چگونه قوش باز می شود طعمه به دور از شاهین. حالا من می دانم.

    یک زن بسیار جالب است. تشکر برای این.

    باربارا قوش نیوهال، آیووا

  7. نیکول
    18:37 در 2012 آوریل 26

    من در عربستان سعودی بزرگ شد و 5 سال در LA ساخته شده است که من احساس به این مصاحبه متصل به سر برد. من عاشق تمام افکار کاترین است. به خصوص "peopleness" از کلیسا چیزی است که من کوشش کرده ام که برای قرار دادن به کلمات برای مدتی است که. آن را به من برخاستة بسیار.

  8. آنت Pimentel در
    07:26 در 2012 آوریل 29

    من خاطرات خود را از کلیسا در خانه را دوست داشتم! زن و شوهر از زمان های مختلف خانواده ما در مکان های که در آن خانه کلیسا زندگی می کردند، و من امیدوارم که، امید، امیدوارم که این تجربه خواهد آمد به معنی، برای فرزندان ما، چه آن را برای شما به معنای.

  9. سانتی متر
    22:31 در 2012 مه 3

    زیبا، با تشکر برای به اشتراک گذاری.

  10. چارلز راندال پل
    12:41 در 2012 مه 8

    من خیلی سپاسگزار برای به اشتراک گذاشتن یک قبیله با کاترین مک، و برای اندیشه پاسخ خود را در این مصاحبه هستم. او متوجه چگونه به عشق مردم در سراسر مرزهای از همه نوع.

    خواسته های گرم او،

    C. راندال پل
    رئيس جمهور
    بنیاد
    دیپلماسی مذهبی

  11. جوزف B. پلات
    01:25 در 2012 ژوئن 9

    با لطف خدا و شادی بزرگ من می گویم کاترین دختر من است.

  12. بسام Faress
    03:45 در 2012 اوت 15

    درخشان! در حال رشد در شرق میانه و به ویژه در آفریقا به عنوان یک تبدیل جوان کلیسا کمک می کند تا من به تجارب فروتن کلیسا تا نمونه در مناطقی که حضور آن کمتر تاسیس مربوط. من تحت تاثیر قرار هستم که کاترین به سبک شاعرانه و دستور زبانی بسیار عالی در توانایی او برای بیان احساسات عمیق او را درگیر و الهام بخش هر خواننده متفکر. بسیار بیش از حد بسیاری از بینش مطلوب و به نقل از نقل کردنی ممکن briliantly مشترک وجود دارد. با این حال اگر من خواسته شد تا انتخاب کنید مورد علاقه و سپس آن را ممکن است داشته باشد: "من این ایده که همه چیز متفاوت به هم بافته شده را به دنیای جادویی را دنبال کرده ام ... دیدن رشته که با هم بافتن به شکل جهان را می سازد آن عنوان شده بیشتر، جادویی تر است. "

  13. میشل مودی
    10:18 در 2013 اوت 10

    من بیش از حد در شرق میانه در حدود همان زمان به عنوان شما بزرگ شد. این بازگرداند بسیاری از خاطرات و احساسات که من در مورد در حال رشد در کویت و تجارب من در حال رشد به عشق انجیل در چنین محیط های منحصر به فرد به دست آورده اند. من عاشق مردم آن منطقه و امید به بازگشت یک روز. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری.

پاسخ

SEO صفحه پلاتین جستجوگرها از Techblissonline