4TH اکتبر، 2012 توسط admin

3 نظرات

خدمت به روستا در سراسر جهان

خدمت به روستا در سراسر جهان

کریستین Troger، آلیسا Cozzens، و کریستی رامنی

در یک نگاه

کریس، آلیسا و کریستی با هم نه تنها با خون بلکه با میل خود به قاره ای که آنها یاد گرفتم که عشق به مردم، فرهنگ و روح آفریقا محدود شده است. این عشق از مادر به دختر منتقل اما به دوستان و خانواده در حال حاضر در سراسر جهان با خدمت به روستا، NGO خود را که برای کمک به پروژه های پایدار برای کمک به بهبود بهداشت، آموزش، رفاه و محیط زیست جوامع نیازمند در سراسر جهان گسترش یافته است.

چگونه خانواده خود را ایجاد چنین یک اتصال قوی به آفریقا است؟

کریس: خوب، من و آلیسا خواهر و کریستی خواهرزاده من (آلیسا دختر) است.

آلیسا: کریس و من تا به حال عموی بزرگ که در 1920s در یک ماموریت به آفریقای جنوبی رفت و او به پایان رسید تا به سقوط در عشق با آفریقا. او نیز در عشق با یک زن آفریقای جنوبی سقوط کرد، و او در آفریقا باقی ماند و با او ازدواج. او بسیار کارآفرینی و متقاعد چند تن از برادران خود، از جمله پدر بزرگ، مادر بزرگ، و پنج فرزند خود را برای بازگشت به آفریقای جنوبی با او بود. پس از مادر ما (کاترین هانت) مدرسه سمت چپ، او را به عنوان یک رمزگشای در سفارت آمریکا در طول جنگ جهانی دوم کار می کرد و به یک مرد در آفریقای جنوبی مشغول شد. با این حال، او به پایان رسید تا به ازدواج یک مرد آمریکایی به جای، و شش فرزند با او داشتند. (ما دو نفر از آنها!) بیست و شش سال بعد او دوباره با مرد در آفریقای جنوبی، آنها ازدواج کرده و من با او به آفریقای جنوبی نقل مکان کرد زمانی که من 13 بود. (فقط کریس و بعد فورا رفت واز ازدواج کرده بود، اما او و شوهر او نیز به مدت 10 سال در آفریقا زندگی می کردند.) ما قبل از مراجعه به خانه از سان فرانسیسکو یک منطقه بسیار لیبرال شهری نقل مکان کرد، کریس حتی در Ashbury هایت زندگی می کرد - به آپارتاید آفریقای جنوبی که در آن زندگی می کردند یک مزرعه است. ما مستقیما از روز هیپی آمد رایت سینه بند خود را و کارت پیش نویس است، که همه چیز را، و ما در آفریقای جنوبی که در آن ما تا به حال برای آمدن به شام ​​در لباس بلند ما فرود آمد.

کریس: لباس های رسمی ما.

آلیسا: لباس رسمی!

کریس: برای حداقل بود هیچ تلویزیون در آفریقای جنوبی وجود دارد، که چگونه بسیاری از، شش، شش سال؟ پنج یا شش سال بعد از ما به آنجا نقل مکان کرد. آنها تلویزیون ندارند.

آلیسا: و ما می خواهم تلویزیون تمام زندگی ما بود. و من به مدرسه شبانه روزی یک دختر که بسیار کهنه است، سیستم قدیمی بریتانیا بود فرستاده شد، با لباس ...

مادر ما برای بیش از 30 سال در آفریقای جنوبی زندگی می کردند. او تا به حال به راه رفتن که خط خوب نگه داشتن شوهرش خوشحال، انجام آنچه که وجدان خود را به او گفت که او باید انجام دهید، و تلاش برای مراقبت 300-400 آفریقایی که در مزرعه زندگی می کردند. مادر ما در واقع حق روستا در مزرعه خود بود، و تمام افرادی که در مزرعه کار می کرد و خانواده های آن دسته از افرادی که در مزرعه کار می کرد بود. او خانه های مدرن کامل با برق و آب در حال اجرا برای همه کسانی که در اموال او زندگی می کردند ساخته شده است. او نیز ساخته شده یک زن و شوهر مدارس در Warrenton (با نام جدیدتر آفریقایی Magareng) و او مسئول برای مراقبت های پزشکی کودکان بود.

کریس Troger، کریستی رامنی و آلیسا Cozzens

کریس: هنگامی که نوزادان متولد شده اند او را به ارائه آنها کمک کند.

آلیسا: مادر ما ساخته شده یک زن و شوهر مدارس در Warrenton (Magareng) و برای بقیه از زندگی ما بسیار در کمک به مدارس درگیر شدند. هر زمان که ما به امریکا آمد، لباس و لوازم مدرسه و کتاب و کوله پشتی و وسایل و لوازم فوتبال به مدارس در آفریقای جنوبی حمل می شود. این چیزی است که بچه های ما بزرگ شده انجام: برای پروژه های خود را عقاب لوازم مدرسه و کتاب برای مدارس جمع آوری وجود دارد.

کریس: هنگامی که ما به اینجا آمدند، که همه ما می خواستیم به انجام این کار: کمک به مردم بیش از وجود دارد از آنجا که ما احساس به آنها متصل است.

آلیسا: هنگامی که ما در اردوگاه دختر در آمریکا انجام داد، برای مثال، همه از دختران در اردوگاه رقص آفریقایی یاد گرفته و آنها کوله پشتی و آنها را رنگ آمیزی و آنها را با وسایل مدرسه و لوازم بهداشتی پر.

آلیسا: بنابراین، زمانی که دختر من کریستی حدود 13 بود، من بچه های من برای چند ماه به آفریقای جنوبی در زمان با مادرم زندگی می کنند به طوری که آنها می تواند به دانستن کشور. کریستی، نبود که احتمالا تنها تاثیرگذار ترین تجربه شما تا به حال در حال رشد است؟ آیا واقعا تمام چشم انداز خود را تغییر دهید؟

کریستی: آره، من فقط به طور متوسط ​​خود را 13 ساله بود، درگیر در ورزش و موسیقی و کلیسا و مدرسه و رفتن همراه با زندگی. و پس از آن مادر شجاع من همه بچه ها او در یک پرواز طولانی از کالیفرنیا را به آفریقای جنوبی صورت گرفت. در آن زمان، ما می خواهم در سان فرانسیسکو زندگی می کنند، که بسیار چند نژادی و مدرسه من تا به حال بچه ها از همه در سراسر جهان، و بنابراین من راحت به این معنا بود. اما زمانی که من وجود دارد و من تو را دیدم تفاوت بین سفید پوستان و سیاه پوستان، آن را فقط یک شوک به من بود. من در چنین ساده و بی تکلف، سن بی گناه بود. من می خواهم بیرون رفتن و اجرا در اطراف با بچه ها و بازی مقابله با آنها و فوتبال پابرهنه با آنها، و سپس من چند به نظر می رسد از مادر بزرگ من که آنچه که من انجام شد کاملا مناسب نیست، که ممکن است برخی از بحث از وجود دارد همسایگان و یا از سفید پوستان دیگر در منطقه در مورد آن است. این واقعا یک شوک به من برای دیدن آن اختلاف و ببینید که همه سفید پوستان خانه های زیبا، اتومبیل، لباس، و پس از آن پرتاب یک سنگ از خانه شان خدمتکاران خود و دست مزرعه بود، زندگی در کلبه گل داشتند. این سن بسیار تاثیرپذیر است برای دیدن آن، و من فکر می کنم به اندازه کافی قدیمی واقعا آن را درک بود، در حالی که برخی از خواهران و برادران جوان من فقط در سفر بودند و احتمالا شاید حتی متوجه نشدم که آنها در یک کشور دیگر بودند. من به اندازه کافی برای درک آنچه که من شاهد بوده و آن را واقعا به حال تاثیر بر من و تغییر من.

کریستی، این تجربه جرقه علاقه خود را در مطالعات بین المللی و به دنبال کارشناسی ارشد در بهداشت عمومی؟

کریستی: همانطور که من بزرگتر شدم، من برای هر راه ممکن به عقب بر گردیم به آفریقا دنبال شد. من به BYU در روابط بین الملل با تاکید در مطالعات آفریقایی رفت، و سپس من کارشناسی ارشد در بهداشت عمومی است.

آلیسا: او بسیار مستقل 18 سال که در زمان خاموش به غنا به مطالعه به بیماری پوستی buruli پس از سال اول خود را از کالج شد ...

کریستی: خوب، یا من تا به حال به انجام کالج به عقب بر گردیم وجود دارد و یا تنها با رفتن در این بازی با یک گروه تصادفی از افراد نافرمانی پدر و مادرم و مطالعه یک بیماری پوستی عجیب و غریب در بوش .... هر چه آن را در زمان، من واقعا مشتاق به عقب بر گردیم به آفریقا بود. چیزی در مورد زمین وجود دارد و من فکر می کنم کسی که می رود وجود دارد را به شما بگویم این است که آن را فقط به خون شما می شود.

کریستی در آفریقا

کریس: شما تنها کسی که سفید در کل گروه تئاتر رقص آفریقایی در BYU نیست؟ آره، آفریقای شما تساوی. چیزی در مورد آن وجود دارد، شما فقط آن را از دست. چیزی وجود دارد ... بوی، برای تلفن های موبایل، و مردم و فقط همه چیز را در مورد آن.

آلیسا: مردم بیشتر، زیرا آنها خیلی دوستانه است و آنها خیلی پر از زندگی و آنها خیلی خوشحال حتی اگر آنها کمی.

کریستی: با وجود مشکلات خود، آنها باید گرم و لبخند بزرگ. من عاشق رنگ های روشن استفاده می کنند و رقص و آواز خود را. آن را بسیار پر انرژی است.

بنابراین بعد از اینکه شما این ارتباط عمیق توسعه به آفریقا، چگونه به خدمت یک روستا شروع می شود؟

آلیسا: برای سال های بسیاری، ما می خواهم به عنوان یک خانواده و با دوستان خود در انجام پروژه های سازگار با محیط زیست که برای کمک به بهبود بهداشت، آموزش، رفاه و محیط زیست جوامع نیازمند در آفریقا مشغول اند. در سال 2006، ما تصمیم گرفتیم به عنوان سمبل تلاش های ما، در واقع فقط قبل از درگذشت مادر ما است. خدمت یک روستا در سال 2010 یک مقام غیر انتفاعی تبدیل شد. همچنین، کریستی به آفریقای جنوبی رفت چند بار برای کارشناسی ارشد خود را از بهداشت عمومی (MPH) برنامه ای برای کار در برخی از شهرستان در کیپ تاون و ما شروع به دیدن که ما می توانیم بیش از آنچه که ما انجام شده بود انجام دهد.
کریستی: ما همچنین متوجه شدم تعداد زیادی از مردم واقعا علاقه مند در خدمت برخی از راه در آفریقا وجود دارد، کسانی که می خواستند تا با ما در سفرهای ما است. از تجربه شخصی من و صحبت کردن با دیگران، یک تفاوت بزرگ بین دادن پول و پس از آن در واقع رفتن و دیدن نیازهای برای خودتان وجود دارد. هنگامی که شما در آنجا بوده ام و شما با مردم تعامل کرده ایم، شما می توانید آفریقا در خون شما و این چیزی است که شما می خواهید به عنوان یک بخشی از بقیه عمر خود را. بنابراین یک روستای امروز در نظر دارد و انجام پروژه ها برای جوامع نیازمند در سراسر جهان خدمت می کنند، و ما داوطلبان را با ما در سفرهای ما است. بسیاری از مردم ما با ما را تبدیل به واقعا شخصا درگیر با تمام چیزهایی که می رویم به بیش از وجود دارد.

آلیسا Cozzens

بحث در مورد برخی از تجربیات شما تا به حال در اکسپدیشن خدمات خود را.

آلیسا: ما در سال 2011، جمع آوری و حمل 500 دوچرخه به کنیا. با تشکر از یک زن و شوهر در سهام ما که یک ماموریت وجود دارد خدمت کرده است، مردی که یک اسقف به مدت شش سال در نایروبی شده بود و او به ما کمک کرد تا مطمئن شوید که دوچرخه در حال توزیع به کسانی که نیاز دارند ملاقات کرد. او به من به روستای خود در مورد زمان 9 ساعت به دور از نایروبی. ما هر نوع از حمل و نقل عمومی در زمان شما می توانید از تاکسی را دوچرخه سواری، تاکسی موتور سیکلت، و 8 فرد ون پر از 25 نفر. ما در اواخر شب رسید و من با او پایین این دنباله کمی گل آلود راه می رفت به خانه و خانواده خود را که در آن هیچ آب و یا برق در حال اجرا وجود دارد. من آنقدر شگفت زده شد او همیشه ایمیل به ما من به عهده گرفت او تا به حال یک دفتر! من نمی دانم آنچه که من فکر می کرد بعد از تمام وقت من در آفریقا سپری کرده بود. آنها به من اتاق افتخار و تمام خانواده خود را در یک اتاق دیگر شلوغ بود. من با مرغ و گاو بیدار شد صبح روز بعد. او از طریق مزارع موز، نیشکر، و سپس تمام پروژه های مختلف که در آن ما باید مردم یک تور به من کار کودکان یک مدرسه، یک درمانگاه و یک یتیم خانه. ما با هم یک نوع سالن شهر با هزار تن از شهروندان ارشد به خاطر او خیلی هیجان زده شد که من آنها را در مورد عینک های ما قرار بود به آنها ارسال بگویم. نه یک کودک یا بزرگسال است که من تو را دیدم عینک وجود دارد. اگر آنها یاد بگیرند به خواندن یک بار آنها عینک نیاز، آنها قادر به خواندن دیگر، به طوری که آنها می توانید هر چیزی را انجام دهید. و به طوری که برای من مثل جمع آوری عینک به نظر می رسید واقعا بتن، پروژه شدنی است که ما در حال رفتن به محل کار در آینده است. بدون اتومبیل در این شهر بودند و واقعا تنها حمل و نقل عمومی دوچرخه با صندلی آنها خدعه و فریب درست در پشت مردم را به نشستن بر روی وجود دارد. او مدارس و درمانگاه که در آن دوچرخه ما جمع آوری قرار بود توزیع شود، یک دوچرخه به هر یک از آنها را به من نشان داد به طوری که آنها می توانید بیرون بروید برای دریافت مواد غذایی یا هر چیز دیگری خود را به آنها نیاز به انجام.

هنگامی که شما در آنجا بوده ام و شما با مردم تعامل کرده ایم، شما می توانید آفریقا در خون شما و این چیزی است که شما می خواهید به عنوان یک بخشی از بقیه عمر خود را.

کریس: این دوچرخه استفاده می شود، بنابراین ما همچنین راه اندازی یک کارگاه کوچک که در آن مردم خواهد بود قادر به گرفتن دوچرخه خود را ترمیم می شود.

آلیسا: گذشته از عینک و دوچرخه، چیزی که بیشترین تاثیر را بر من در نایروبی بود کیبرا است که بزرگترین حلبی آباد در نیمه شمالی آفریقا دیگر از سووتو. هیچ پیاده رو هر نقطه در کیبرا وجود دارد. هنگامی که شما بروید، شما از طریق این مایل از نوع واقعا فقط مسیرها، مسیرهای گل آلود، فقط زباله انباشته و گل در بالای آن و سپس قلع یا shanties های چوبی با ردیف فقط و ردیف و ردیف از مغازه ها باد. جریان آب متعفن در سراسر جاده ها وجود دارد و شما نمی توانید به عقب بر گردیم مگر اینکه شما راه رفتن به عقب به همان شیوه هیچ جاده های متقابل وجود دارد. ما مایل عمیق به کیبرا به یک کلینیک زایمان راه می رفت و من پرستار چه او می کند در صورت وجود شرایط اضطراری پرسید و او گفت، "ما را مجبور به گرفتن زن از در یک چرخ دستی در چون هیچ راه دیگر وجود ندارد برای بیرون آوردن او وجود دارد."

کیبرا

شما اشاره کردید که SAV مدارس و درمانگاه ها در آفریقا را آغاز کرده است؟

آلیسا: ما crèche (پیش دبستانی) در Warrenton (شهر مادر من زندگی می کردند که در آن) که پشتیبانی می کنیم. بسیاری از کودکان یتیم ایدز هستند.

کریس: بسیاری از آنها جوان، دو تا پنج سال سن شاید، قبل از شروع مدرسه. آنها حدود 150 کودک در این مدرسه هنگامی که ما اولین بار رفت. بار دوم ما تمام پنجره ها در کل مدرسه رفت شکسته شده بود. این انبار راه آهن قدیمی بوده است. این می شود خیلی سرد وجود دارد در زمستان، سقف پایین آمدن، هیچ توالت وجود دارد و همه این کودکان در آن وجود دارد و آن را خیلی غم انگیز است. بنابراین ما به پنجره ها در تمام کل مدرسه قرار داده است که در سال. این در تابستان گذشته ما خریداری و نصب تجهیزات زمین بازی برای مدرسه. هیچ چیزی برای آنها به بازی کردن با، و تجهیزات زمین بازی وجود دارد. یک زن وجود دارد که فقط نگه می دارد تلاش برای حفظ این چیزی که رفتن و سال ها است که در حال حاضر وجود دارد.

آلیسا: هر سال ما به برخی از لوازم مدرسه ما را. ما را هر چه ما می توانیم. ما که آمدیم بیرون مدرسه به رنگ و تعمیر پشت بام. من به یاد داشته باشید یک شب ما در تلاش بودند، به اطراف مدرسه و تاریک شده بود و تمام چراغ ها در کل محل رفت و زمین سیاه و سفید بود. ما هرگز نباید در وهله اول در شب بوده است زیرا شما فقط نمی دانم .... در اینجا ما سه زن امریکایی در وسط این مکان در وسط آفریقا بودند، اما مردم در این روستا تماشا می کردند برای ما. همه آنها می دانستند که ما آنجا بودند و همه آنها سعی داشتند تا مطمئن شوید که ما درست بود و آن را فقط شگفت انگیز بود. بنابراین شما فقط می دانم، شما عاشق این نوع از چیزی.

من می توانم بشنوم که چگونه شما را در عشق با مردم کاهش یافته ...

کریستی: من فکر می کنم که یکی از چیزهایی است که من را تحت تاثیر قرار است چقدر مهربان آنها است. آنها به شما یک اتاق در خانه خود می دهد و همه آنها به خواب در آشپزخانه بر روی زمین با هم، هر هشت نفر از آنها را. آنها به شما هر آنچه را که آنها برای آینده هفته به دلیل تغذیه شما گرسنه و آمریکایی و سپس آنها احتمالا خیلی گرسنه برای بقیه از هفته هستیم. این فقط تا فروتنی است. شما فکر می کنم شما وجود دارد به آنها کمک کند و در واقع آنها فقط این کار را خیلی بیشتر برای شما از شما انجام می دهند برای آنها.   یکی دیگر از تجربه های واقعا قابل توجه است که من تا به حال در غنا بود، زمانی که من با یک خانواده بسیار مهربان با دو پسر (دوقلوها) که از دبیرستان فارغ التحصیل شده بود و منتظر بودند تا به دانشگاه دریافت کنید و می تواند کار را نمی کند چرا که اقتصاد ضعیف بود در آنجا ماند. آنها واقعا بسیار سازنده و آنها شکایت آن را به دلیل اقتصاد ضعیف و کشور خود بود. من آنها را به چالش به بیرون آمدن با من از آنجایی که من که قرار بود به این بیمارستان ها و یا به روستاها را به عکس به مردم و به آنها میآموزد که چگونه به دنبال درمان. در نهایت، من قادر به صحبت یکی از آنها را به رفتن با من بود و آن را فقط یک زندگی در حال تغییر تجربه برای او بود. او گفت که او متوجه نیست که همسایگان خود را هنوز هم در کلبه چمن زندگی می کردند در کنار یک نهر. یک دسته از آنها فقط پاک بود دور برخی از بوش و شد در آنجا زندگی می کنند و تا به حال هیچ چیز مدرن و هر چیزی در مورد مراقبت های بهداشتی مدرن نمی دانند. او شوکه شد، اما درست مثل برای ما، آن را کاملا زندگی خود را تغییر. او رفته برای کمک به بسیاری از دوستان خود را در سن و سال او متوجه است که در طول این زمان آنها در حال انتظار برای کالج و کار، آنها می توانند چیزی مولد و موثر و ایجاد یک تغییر در کشور خود و بهبود به جای آن نشسته و در اطراف گله و شکایت.

آلیسا: هنگامی که صحبت از بیکاری، آن را به من یاد زمانی که ما در Warrenton آغاز شده، ما با چند سازمان های غیر انتفاعی (NGO ها) که کمک کند با بیکاری آشنا شد. چیزی شبیه به 80 درصد بیکاری وجود دارد وجود دارد. به عنوان مثال، بانوی استفاده می شود که برای کار کردن با مادر خود را در خانه یکی از افرادی که یک سازمان غیر دولتی اجرا می شود وجود دارد. اگر چه آنها می توانند شغل پرداخت می کنید، مردم در NGO او بیرون بروید و داوطلب به بیماران مبتلا به ایدز در جوامع خود. این باور نکردنی است که حتی اگر بسیاری از آنها بیکار هستند، آنها انجام می دهند بسیاری به یکدیگر کمک کنند.

کریس: ما تا به حال تجربه دیگری با یک پسر جوان که در مزرعه مادر من زندگی می کردند. اگر چه او خجالتی بود، یک روز او به ما آمد و به ما گفت که او دبیرستان را به پایان رسانده و به دنبال کار بود. این یک چیز بزرگ بود برای او که قادر به فارغ التحصیل از دبیرستان و این واقعیت که او در واقع برای درخواست کمک آمد نشان داد که روشن بود او واقعا می خواستم برای تغییر زندگی خود را. بنابراین ما او را به یک برنامه کامپیوتری محلی کردم و پس از آن ما را ترک کرد تا دوباره به امریکا. هنگامی که ما بازگشت، ما در بر داشت از مدرسه به کامپیوتر است که تا کنون مشغول به کار را ندارد و او هنوز در تلاش بود. در نهایت، ما کمک کرد تا او را به یک برنامه برای مهندسی برق و الکترونیک دریافت کنید. ما نگه داشته و به او گفتن در مورد کلیسا و او شروع به رفتن به کلیسا با ما. عضو او را زیر بال خود را در زمان وجود دارد و به او ملحق کلیسا، و زمانی که او فارغ التحصیل او برنامه ریزی در رفتن در یک ماموریت.

چگونه پروژه های خود را به شما در اولویت قرار؟ به شما خدمات در سراسر جهان گسترش یافته است. چگونه می توانم به شما تصمیم می گیرید که پروژه را به؟

آلیسا: گاهی اوقات ما نیاز دیدن و پیدا کردن یک راه برای رفع این نیاز. گاهی اوقات منابع به ما می آیند و سپس یک پروژه مطابقت ما به آن منبع. دوچرخه، به عنوان مثال. ما می خواهم با توجه به دوچرخه به عنوان یک پروژه برای مدتی، اما پس از آن دوچرخه های موجود تبدیل شد و ما تا به حال برای تعیین محل آنها را بیشتر استفاده کنید و چگونه می توانیم آنها وجود دارد. از سوی دیگر، زمانی که فاجعه وحشتناک در هائیتی وجود دارد که ما قادر به دریافت تعداد زیادی از افراد درگیر در جمع آوری تجهیزات پزشکی و اورژانس و از آنجا که ما به حال کسی که بر روی زمین وجود دارد می تواند آنها را به سرعت توزیع. بنابراین، اگر ما یک فرد قوی بر روی زمین و ما باید یک ارتباط با جامعه و نیاز وجود دارد، ما می توانید سعی کنید برای پر کردن آن نیاز است. امید ما این است که به گسترش به جوامع بسیار بیشتری در سراسر جهان، پیدا کنیم و هر جا که مردم بر روی زمین که حمایت هستند.

چگونه ایمان خود را نهفته خدمت شما؟

کریستی: این تنها بخشی از فرهنگ مورمون ها به انجام خدمات است و آن را مانند یک معامله بزرگ برای ما به نظر نمی رسد. من فکر می کنم برخی ممکن است در مورد آنچه که ما انجام می دهیم را بشنود و فکر می کنم، "ایست شما باید انجام دهید این همه به طور داوطلبانه؟ شما صرف همه که وقت و پول انجام این کار؟ چرا؟ "خوب، آن چیزی است که ما انجام می دهیم، آن چیزی است که عیسی انجام دهد، آن را چگونه مطرح شده ام. این کار درستی است.

کریس: به عنوان مورمون زنان این فقط بخشی از بخش ما که واقعی به آنچه بوده ایم و آنچه که ما معتقدم که ما باید انجام مطرح است.

آلیسا: و من فکر می کنم در یک حس بسیار رسمی تر، ساختار کلیسا اجازه داده است ما را به یاد بگیرند که چگونه به آن را انجام دهد، به منظور توسعه پروژه های: پروژه های زنان جوان و پروژه های انجمن امداد .... در حدود نیمی از داوطلبان اعزامی ما برای اعضای کلیسا هستند.

گاهی اوقات ما نیاز دیدن و پیدا کردن یک راه برای رفع این نیاز است. گاهی اوقات منابع به ما می آیند و سپس یک پروژه مطابقت ما به آن منبع.

کریستی: آنها متوجه است که ما در خدمت برادران و خواهران ما که ما باید تا آنجا که ما می توانیم برای کمک به.

آلیسا: ما همیشه بیشتر از آنها دریافت کرده ام از ما به آنها داده ایم. این که آن احساس گرما و قدرشناسی و قدردانی است و من فکر می کنم هر کسی دوست دارد که احساس قدردانی است.

کریس: من یک پرستار هستم حرفه ای، و من فکر می کنم که بخشی از یک پرستار بیش از حد است. به عنوان یک پرستار، شما نیز انجام کارهایی برای افراد دیگر، اما آنها به شما دادن قدردانی بیشتری است. من فقط به آنها واکسن آنفلونزا و آنها به من تشکر می کنم و این باعث می شود شما احساس خوبی. که چگونه شما احساس می کنید زمانی که شما به آفریقا بروید و آن است که روح دادن و گرفتن.

چه خواهد پیام خود را به دیگر زنان مورمون؟ همه شما باید صفحات کامل به عنوان مادران و callings تمام وقت خود را در ریاست جمهوری جمعیت امداد یا زنان جوان است. شما چگونه می توانم آن را تمام تعادل؟

کریستی: شما خانواده خود را درگیر در آن را مانند ما انجام داده ایم و سپس آن را یک اثر یکی از مهره های بازی دومینو می شود. مادر من مرا درگیر است، پس از آن من شخص دیگری درگیر و آنها بچه های خود را دخیل در آن را بیش از حد.

آلیسا: این پایین می آید به اولویت، شما می دانید، زمانی که شما چیزی به اندازه کافی شما زمان برای این کار را دوست دارم. ما فرزندان پدر آسمانی هستید و مستحق نعمت مشابه، و هر زمان که من به آفریقا بروید من دوباره چقدر ما و چه کمی برخی از افراد دیگر است یادآوری. من هم هستم چقدر روح آنها و گاهی اوقات کمی روح ما یاد آوری می کند. این باعث می شود شما تعجب، به همین دلیل ما مستحق بسیار که دیگران بسیار کمی دارند، می باشد.

هنگامی که تو را دوست دارم چیزی به اندازه کافی شما زمان برای این کار است.

من فکر می کنم خداوند انتظار دارد ما را به استفاده از توانایی خدادادی است که او به ما برای کمک به دیگران. من به عنوان بندگانش بر این باورند در اینجا بر روی زمین است که ما می توانید بیرون بروید و کمک به مردم. او به ما می دهد این فرصت برای به دست آوردن شغل که در آن ما می توانیم سفر و ما باید انجیل، بنابراین در حال حاضر ما باید به او خدمت می کنند با بیرون رفتن و کمک به دیگران. شادی و درک معنوی لزوما از چیزهایی آمده است.

چگونه می توان از نیازهای در جهان آگاه تر باشیم؟ چگونه می تواند به ما کمک کند؟

آلیسا: تفاوت بین تماشای جنگ در تلویزیون و در واقع در میدان جنگ تجسم می کنم. شما می توانید تصور کنید که اگر شما سرباز بر روی زمین بودند و شما را دیدم این افراد کشته شدن و شات، چقدر متفاوت است که از تماشای آن در تلویزیون باشد. این همین کار را با با ما شما گفتن در مورد کیبرا و در واقع از طریق کیبرا راه رفتن، و شما نمی تواند برگردد و نمی تواند تغییر کند و نمی خواهم برای کمک به.

کریستی: من فکر می کنم که یکی از بهترین نقاط از سازمان ما است که آن را اجازه می دهد تا برای کسی که برای کمک به هر چه ظرفیت آنها می توانند. برخی از مردم بزرگ در ساخت صنایع دستی هستند و ما تا به حال خانمها ایم که کیسه های دوخته شده و پس از آن ما قادر به آنها را سر می برد برای بچه ها به عنوان مدرسه استفاده کنید و یا آنها لباس های دوخته شده و یا روسری بافتنی برای کودکان در روستاها

من می خواستم در پلاگین قرار داده است برای مادران کودکان جوان در خانه. من می دانم که بسیاری از آنها احساس ناتوان و آن را سخت کار فقط مراقبت از این موجودات کوچک که نیاز بسیار کمک. من از تجربه خود من با مادرم متوجه شده ام و در حال حاضر با داشتن بچه های کوچک از خود من و گرفتن آنها را در خارج از کشور است که آن را واقعا یکی از بهترین کارهایی که شما می توانید برای آنها انجام دهد به دلیل آن زندگی خود را تغییر دهید و کمک به درک که چقدر آنها را و چه مقدار از آنها می توانید به من بدهید. این کمک می کند تا آنها را واقعا تمرکز بیشتر در مورد مسیح مانند. من می دانم که بسیاری از مادران در داخل و خارج از کلیسا ممکن است احساس مانند آنها را هویت ندارد، زیرا زندگی خود را به مراقبت از کودکان خود را. اما هر کس استعدادها و ما را هر چه آنها را تامین می کنند.

در یک نگاه

کریستین Troger، آلیسا Cozzens از، کریستی رامنی

کریستین Troger

محل سکونت: رستون، VA

سن: 65

وضعیت تاهل: متاهل

کودکان: 2 فرزند و 8 نوه

شغل: پرستار بازنشسته

دانشکده ها با حضور: Ricks، BYU، و کالج کانادا، CA، RN از فورت پیرس JC، FL، پس از وضع حمل تکنیکان (دیپلم مسکونی مهد کودک) دوربان، آفریقای جنوبی.

زبان گفتاری در صفحه اصلی: انگلیسی

سرود مورد علاقه: "روح خدا"

در وب: www.serveavillage.org است

آلیسا Cozzens

محل سکونت: آبشار بزرگ، VA

سن: 56

وضعیت تاهل: متاهل

کودکان: 4 فرزند و 5 نوه

شغل: مدیر اجرایی - خدمت به روستا، مواظب پرواز

دانشکده ها با حضور: BYU، ارتباطات BA

زبان گفتاری در صفحه اصلی: انگلیسی

سرود مورد علاقه: "قرار دادن شانه خود را به چرخ"

در وب: www.serveavillage.org است

کریستی رامنی

محل سکونت: پرث در غرب استرالیا

سن: 32

وضعیت تاهل: متاهل

کودکان: 3 [رودخانه (4y)؛ نیا (2Y)؛ SOLEIL (4M)]

شغل، تخصص: زمان مادر کامل، مدیر بخش عملیات خدمت یک روستا و پرستار ثبت نام

دانشکده ها با حضور: BYU (BA-روابط بین المللی، MPH)، دانشگاه جورج میسون (BS - RN)

زبان گفتاری در خانه: انگلیسی، اسپانیایی

سرود مورد علاقه: "از آنجا که من داده نشده است بیشتر است"

در وب: www.serveavillage.org است

مصاحبه توسط ملیندا Semadeni . عکس با اجازه استفاده می شود.

به اشتراک گذاری این مقاله:

3 نظرات

  1. جسیکا جکسون Drollette
    14:42 گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است: در اکتبر 9th، 2012

    از شما بسیار سپاسگزارم برای به اشتراک گذاری داستان های شما! خانواده ی من یک سنت در نظر گرفتن سفرهای خارجی بر صفر تولد (10، 20، 30). جشن تولد من می آید در کنار، و من خیلی هیجان زده به برنامه خود را به عنوان گزینه ای برای رفتن نگاه!! با تشکر از شما برای همه شما به ارمغان آورده ام و همچنان به این دنیا به ارمغان بیاورد. شما الهام بخش بسیاری از!

  2. Fabiana فلورس
    11:19 صبح روز 16 اکتبر 2012

    Hermana رامنی رئیس جمهور YW من بود! من دوست دارم و از دست او بسیار! او یک زن باور نکردنی است، من او را تحسین تا حد زیادی. من امیدوارم که به مانند یک روز او تبدیل شده است.

  3. Juanita Aguilar در
    07:47 در اکتبر 16، 2012

    رامنی Hna بنیادی سازمان ملل متحد todos GRAN ejemplo پاراگراف .. solamente vivendo ال آمور puro د کریستو puedes probar cuando AMAS یک projimo لاک پش ... Gracias در Hna * سو و ejemplo ...

پاسخ دهید لغو پاسخ

SEO صفحه پلاتین در جستجوگرها از Techblissonline