2013 مه 1 توسط admin

11 نظرات

نسخه او از داشتن آن همه

نسخه او از داشتن آن همه

ماری لائور Oscarson

در یک نگاه

ماری لائور Oscarson نشان می دهد که "با داشتن آن همه" به معنای چیزی برای هر کس متفاوت است. برای او، مادر، استاد دانشگاه، و تبدیل به کلیسای آن LDS پایین می آید وحی شخصی در مورد انتخاب های خاص زندگی در مورد خانواده اش، حرفه او و مذهب او. مسیر ماری لائور است شامل ایمان کاتولیک، فلسفه اگزیستانسیالیسم فرانسه، یک کنجکاوی در مورد شیوه زندگی آمیش و مبلغان مورمون که برگرداند ایمان خود را در عشق به خدا را کمک کرده است.

شما در فرانسه در ایمان کاتولیک بزرگ شد و در حال حاضر یک زن LDS زندگی در یوتا. چگونه بود که گذار در مورد آمده است؟

در طول سال گذشته من از دبیرستان در فرانسه من یک معلم فلسفه که یک بی دین بود. خدا برای او وجود ندارد. او واقعا اعتقادات من به چالش کشید. هر چند من کاتولیک بزرگ شده بود، شروع کردم به خواندن نویسندگان اگزیستانسیالیسم و ​​بسیاری از معنا در کلمات خود را در بر داشت. این حس به من ساخته شده است. من فکر کردم، "خوب، خدا وجود ندارد. من نیاز به مبارزه برای خوشبختی خود من است. من نمی توانم در برخی از قدرت فوق العاده به حساب را به من خوشحالم. من نیاز به آن را در خود من است. "من از خواندن همه این کتابها و شد حلق آویز نمی کردن با دوستان دیگر. این هم خیلی بد است که پدر من دوستان من در تلفن به نام و بپرسید، "آیا می توانید دریافت ماری لائور از اتاق او؟ او با کتاب های او را دوباره است. "دوستان من بیش از خواهد آمد و پرسید،" چه خبر است؟ "و من می گفت،" ما همه در حال مرگ! آیا شما متوجه است که ما در حال مرگ! "من تا به حال این حس واقعا روشن است که زندگی رو به پایان بود، و من تا به حال آن را همه بفهمند. این زمان شدید و بسیار تنها در زندگی من بود. سوالات من در درون من سوخته، و من تا به حال برای پیدا کردن پاسخ. من احساس واقعا غم انگیز است که من فکر می کنم، "وای، من خودم هستم. من در خود من هستم. "من واقعا از دست رفته ارتباط با خدا و روح، اگر چه من نمی تواند کاملا آن را بیان در زمان.

Oscarson6

پس از من به پایان رسید درجه مدرسه من، من به دانشگاه در فرانسه به مدت یک سال رفت و پس از آن تصمیم گرفت من می خواستم به بهبود زبان انگلیسی من، بنابراین من تصمیم به خارج از کشور به امریکا به عنوان یک پرستار بچه زندگی می کنند. من در فیلادلفیا به پایان رسید، و nannied برای یک خانواده با دو بچه کوچک داشت. در حالی که در فیلادلفیا زندگی می کنند، شروع کردم به حضور در کلیسای کاتولیک دوباره برای دیدن اگر من می توانم پیدا کردن آنچه در من جستجو برای. این جمع در زبان سخن گفت و بسیار متفاوت از تجربه کم من با کلیسای کاتولیک در فرانسه بود. یک روز، در حالی که من در خانه بود، مبلغان در خانه را زد. آنها به من می ترسم کمی چون من فکر می کردم که قرار بود به فشار دین خود را بر من و رفتار به عنوان به شدت به عنوان کاتولیک ها در خیابان. من فکر کردم، "اوه، نه، من بیشتر از این لازم نیست." I مبلغان گفت من که علاقه مند و آنها را دور ارسال می شود.

در طول این زمان، من علاقه مند به آمیش ها که در این منطقه زندگی می کردند شد، و من فکر کردم در شیوه زندگی و از خود گذشتگی جذاب بود. دیگر پرستار بچه و من با حضور چهارم ژوئیه جشن، و به عنوان ما به تماشای آتش بازی بودند، متوجه شدم یک گروه بزرگی از جوانان با پوشیدن لباس و لباس. این مبلغان مذهبی مورمون ها بودند، اما من فکر می کردند یک گروه از جوانان آمیش بودند. من واقعا می خواستم در مورد چسب است که آنها را به هم متصل می دانند. من هیچ وقت با اعضای جماعت کاتولیک من در خارج از کلیسا صرف نیست تا این گروه از جوانان مذهبی برای من جالب بود. من بیش از رفت و شروع به صحبت کردن به آنها. یکی از سوالات سوزش از من خواسته بود، "چه، برای شما، هدف زندگی است؟" بعد از صحبت کردن برای یک بیت، متوجه شدم که این بودند که مردم آمیش اما مبلغان مورمون نیست! دیگر پرستار بچه من دلسرد و گفت: "آیا به مبلغان صحبت کنید. همه آنها صحبت کردن در مورد کتاب مقدس است. "من گفتم:" من سوال داشته باشد. اینها کسانی هستند که در مورد ایمان خود را می دانم. "

کتاب مورمون ... قانون، امنیت، صلح، حقیقت، و نور که من به دنبال شده بود. من می توانم در صفحات آن احساس قدرت. این فوق العاده بود.

بنابراین، از بزرگان شروع به تدریس من در کتابخانه، و من احساس روح بسیار به شدت زمانی که من با آنها بود. آنها به من انجیل یاد می دهد، و من احساس خیلی خوب است. بعد از اینکه من به خانه می گشت، این احساس رفته بود. من نگرانی های من با مبلغان مشترک است. آنها به من کتاب مورمون و گفت: "شما رو به عنوان خوانده شده." شک و تردید در من کاهش زمانی که من خواندن کتاب مورمون. همانطور که من به عنوان خوانده شده، این کتاب بهترین همراه من شد. من خوانده و گریه کردم. برای اولین بار در زندگی من من احساس ارتباط عمیق تر که من در جستجوی شده بود برای. آن را به نقطه ای که من نمی توانستم از کتاب مورمون را ترک کردم، و من با آن درست در کنار بالش من خواب. این یک پتو ایمنی برای من بود، آن را به قانون، امنیت، صلح، حقیقت، و نور که من به دنبال شده بود. من می توانم در صفحات آن احساس قدرت. این فوق العاده بود. شک و تردید من نیز کاهش زمانی که مبلغان من آموخت که چگونه به نماز شخصی. نماز کاتولیک من بسیار معنی دار و صادق بودند، اما همه آنها قرائت شد. وقتی که من نماز شخصی دعا، روح احساس آشکار است. درست قبل از اینکه من تصمیم به گرفتن غسل تعمید، من زانو زد، و من دعا کردم. من قادر به تشخیص روح بود. این در سر من آغاز شده و پایین را به انگشتان من نقل مکان کرد. آن را مانند یک شیرین، وجود این نوع است که من قبل از از دست رفته بود احساس می شود. از آن من فکر کردم، "البته من گرفتن غسل تعمید. من می دانم که این چیزها درست هستند. "من مدت کوتاهی پس از غسل تعمید شد.

آموزه های خاصی از مورمونها که واقعا با شما طنین انداز شده بود؟

یکی از چیزهایی که برای من طنین انداز نظریه ازدواج ابدی بود. تا آن زمان، من ایمان در ازدواج از دست داده بود. ازدواج پدر و مادر من را از طریق بسیاری از فراز و نشیب بود. آنها با هم در آنجا ماند، اما من واقعا تصمیم خود را به با هم ماندن بعد از نقطه مورد سوال. رشد می کند، من آرمانی رابطه بین ژان پل سارتر، اگزیستانسیالیسم بزرگ فیلسوف و سیمون دوبوار، که یک فمینیست بزرگ در فرانسه بود. سارتر آپارتمان خود در پاریس بود. دوبوار آپارتمان خود در پاریس بود. آنها هرگز ازدواج کردم. آنها هرگز به کودکان می خواستم. آنها یک زن و شوهر بودند، اما آنها زندگی خود را جداگانه به حال، بیش از حد. که ایده آل من این بود: من می خواهم زندگی حرفه ای من است. من می خواهم زندگی من داشته باشد. دیگر قابل توجه من را به آپارتمان خود را و زندگی خود را داشته باشند و ما را ملاقات کنید به غذا خوردن با هم. هنگامی که مبلغان من در مورد آسمانی، ازدواج ابدی آموخته، آن را مانند یک رویا به حقیقت بود. ناگهان متوجه شدم که این نوع ازدواج راست و درست بود. من ایمان به یک نوع ازدواج است که می تواند سالم و بی خطر و سالم و زیبا شده است.

Oscarson4

چگونه خانواده خود را به تبدیل خود واکنش نشان دادند؟

تبدیل من به مورمونها برای خانواده من بسیار سخت بود که آنها کاتولیک مؤمن بودند. من در فیلادلفیا غسل تعمید شد، و آنها هم به سختی با این واقعیت است که من این تصمیم ساخته شده بود در حالی که من خیلی دور بود. من به آنها نوشت، و ما در گوشی صحبت کرد. مادر من گفت: "شما می دانید شما یک فرد بزرگسال می باشد. انتخاب با شماست. اما مراقب. "او کمی نگران به عنوان او در مورد چند همسری شنیده بود. من سعی کردم به او اطمینان می بخشد. مدت کوتاهی پس از من غسل تعمید شد، من به فرانسه بازگشت. در حالی که من به خانه بود، مادر من سعی کردم واقعا سخت به من بازگشت به کلیسای کاتولیک. مادر بزرگ من ناراحت شده بود چرا که من در سنت های فرهنگی ما مانند نوشیدن یک لیوان شراب خوب در شام شد شرکت نیست. پدر من این بطری های قدیمی از شراب است که او را از پدرش به ارث برده بود. آنها هنوز هم در گرد و غبار پوشیده شده بود زمانی که او آنها را بر روی میز شام قرار داده شده برای نشان دادن سن خود. من این شراب می نوشند، و مادر بزرگ من گفت، "چه در جریان است با شما؟" این یک کمی تکان دهنده به آنها بود.

من می دانستم که عمیقا بود که من انجام درست است که من خوب با واکنش های آنها بود. من دعا کردم که اغلب آنها انتخاب های من را قبول کنند، و در نهایت آنها را انجام داد. احساسات خود را واقعا تبدیل شده است.

چه شما به ارمغان آورد به امریکا به ماندن؟

من در فرانسه برای یک سال بعد از غسل تعمید من زندگی می کردند، و پس از آن احساس این میل سوزان برای رفتن در یک ماموریت. من احساس خدایی، مداخله الهی من تشویق به خدمت می کنند. من به انگلستان نامیده می شد، و به سوال اول رئيس جمهور ماموریت من از من خواسته بود، "برنامه های خود را بعد از ماموریت چیست؟ آیا تا به حال در مورد دانشگاه بریگهام یانگ فکر می کردم؟ "اگر چه من در پس ماموریت من زندگی در لندن برنامه ریزی شده، او ایده BYU به ذهن من کاشته شده است. من به پایان رسید تا تغییر برنامه های من و در حال حرکت به پروو برای حضور در BYU پس از ماموریت من.

Oscarson5

در حالی که من دانشجوی دوره کارشناسی ارشد در BYU بود، من فرانسه را در MTC آموزش داده و سپس کار در آموزش بخش فرانسه BYU در شروع کلاس های زبان فرانسه کردم. یک روز در کلاس، این قد بلند، چشم آبی، دانشجوی بور نشان داد تا، و من خوبی، من نمی تواند کمک کند اما متوجه او. از آنجا که من در تدریس این کلاس و او دانش آموز بود، من نمی تواند بیرون رفتن با او! ترم بعد زمانی که او دیگر در کلاس من بود، ما اتفاق افتاده است برای پیدا کردن خود را در این سمینار مشابه، این بار هم به عنوان دانش آموزان است. او از من پرسید و ما آغاز شده دوستیابی. ما در هیچ تاریخ طولانی قبل از ازدواج نیست، اما ما به مدت 14 سال با هم بوده است و چهار فرزند.

آیا شما برنامه ای به بازگشت به فرانسه با خانواده خود را؟

نه در آینده ای نزدیک. شوهر من در حال حاضر در BYU با این نسخهها کار به عنوان یک استاد علوم انسانی، و من استاد پاره وقت کمکی در بخش فرانسه این دانشگاه هستم. ما سعی می کنند خانواده به فرانسه هر دو سال. اگر چه بخشی از من امیدوار است وجود خواهد داشت یک ماجراجویی دیگر در آینده، بالا بردن کودکان در اینجا در یوتا است کامل شده است. من دوست دارم که آن را احساس امن است. من دوست دارم که ما چنین جامعه قوی گره است. من دوست دارم که کودکان من بسیاری از دوستان. من دوست دارم که ما تا به طبیعت نزدیک است و ما می توانیم آن را با کودکان تجربه می کنند. من دوست دارم که ما به راحتی می توانید به پیاده روی یا snowshoeing با آنها.

آن شده است واقعا سالم برای من به خودم زمین در اندیشه و مطالعه به جای انجام می دهند، انجام می دهند، انجام همه از زمان.

شما در یک جامعه که طرفدار نقش های سنتی زنان زندگی می کنند. آیا حمایت از همسالان خود را به عنوان یک زن و مادر که در خارج از خانه کار می کند احساس؟

در فرهنگ من از هستم، اکثر زنان و مادران در خارج از خانه کار می کنند. همه چیز در جامعه فرانسه ساخت یافته است برای حمایت از زندگی حرفه ای زنان است. به عنوان مثال، مراقبت روز است به آسانی برای مادران شاغل در دسترس است. مادر من کار می کرد، و من با این انتظار که تمام زنان کار آورده شد. مردم در جامعه فوری من در اینجا در مورد این می باشد. می مادران چند مثل من که در جهان کار باید یک پا وجود دارد. همکاران من بزرگ شده است. آنها می دانند که وضعیت خانواده ام، و برخی از آنها خیلی مفید بوده است. من هرگز حس کرده ام مورد انتقاد و یا از مادر بودن بد متهم شده است. من و شوهرم حال باید یاد بگیریم به حقه بازی برنامه ما. به طور کلی، هر چند، من فکر می کنم کار من به من یک مادر بهتر کمک کرده است.

Oscarson3

خانه می تواند یک محیط آن را بسیار دشوار است بسیاری از وظایف نوکر مخلوط با اتصالات فوق العاده و روابط. من نمی دانستم چه مادر می خواهم زمانی که من ازدواج کردم باشد. وقتی که من اولین فرزند من بود، ما در برکلی زندگی می کردند. من ترم اول فرزند من متولد شد کار نمی کند و شوهر من واقعا مشغول تکمیل دکترای خود بود. من به یاد داشته باشید در ماه اول از مادر واقعا خوب است. تا آنجا که من دوست داشتم این بچه کمی و نمی خواست از هر کس دیگر به مراقبت از او، من گریه زیادی. من تعجب، "من کی هستم؟ من کجا هستم؟ چه هستم من انجام می دهند؟ که من تبدیل شده؟ "همه از کارهای روزانه بسیار چاکر و تکراری بود. محرومیت از خواب سخت بود. من خوشحالم که من تا به حال که فضا واقعا با کودک من سقوط و پس از آن با هم بقا و رشد برای لذت بردن از لحظات با او هستم. حالا که بچه هام بزرگ شده اند و تبدیل به یک کمی مستقل تر از من، من دوست دارم در محل کار درگیر شدن در راه های دیگر با مردم باشد. همچنین خوب است برای من به گام از خانه و گرفتن ذهن من در یک کتاب یک بار در یک چندی. به عنوان یک مادر من مانند بسیاری از مردم احساس می کنند نیاز به توجه من در یک بار، و آن چنان مشغول است. آن شده است واقعا سالم برای من به خودم زمین در اندیشه و مطالعه به جای انجام می دهند، انجام می دهند، انجام همه از زمان.

آیا شما هر گونه مشاوره که شما می توانید به زنان جوان که می خواهند به تعادل کار و مادری را داشته باشد؟

من می توانم آن را بدون شوهرم نمی کنند. داشتن شوهر است که زیبا و با کودکان درگیر مهم است. شوهر من می داند که چگونه به مراقبت از بچه ها و نحوه برخورد با خانه. وقتی او به خانه می آید از کار او را به این جهان خانواده مراحل، و او شگفتی. داشتن حمایت خود را از اهمیت اولیه. عامل مهم برای من است که با داشتن یک کار است که به ارمغان می آورد بسیاری از شادی. کار من تزریق کرده است ذهن من و به من کمک کرد ایجاد روابط با دانش آموزان من.

من نمی توانم بگویم که من آن را به تمام دائم کاملا، هر چند. گاهی اوقات آن را بسیار برازنده نیست. گاهی اوقات بچه های من را ببینید که من کار بیش از حد و که من از استرس. من سعی می کنم برای عذر خواهی به بچه ها من وقتی که اتفاق می افتد.

نسخه من از "آن همه" بسیار خاص به خانواده ام و به حرفه من است. من می دانم که مکاشفات به من از طریق تصمیم گیری های دشوار هدایت کند.

آیا شما فکر می کنم زنان در امریکا می توانید آن را همه حرفه، خانواده، زندگی اجتماعی، و غیره دارند؟

من دوست من پرسید: این هفته، "آیا من می توانم از آن همه است؟" و او گفت، "شما می توانید از آن همه است، اما نه از راه جهان را می بیند" با داشتن آن همه "." من فکر می کنم آن است که یک راه بسیار شخصی است. نسخه من از "آن همه" بسیار خاص به خانواده ام و به حرفه من است. من می دانم که مکاشفات به من از طریق تصمیم گیری های دشوار هدایت کند. من خدا را احساس صحبت کردن به من، منجر به من و هدایت من. این به من می دهد بسیاری از شجاعت و عزم راسخ. صلح و عشق است که من احساس می کنم شهادت است که خدا زندگی می کند. حتی زمانی که شک خزد در، من می توانم به نماز به نوبه خود و احساس می کنم که دانش از عشق او دوباره. ایمان به عشق خدا آن چیزی است که من مجریان در این زندگی که من همچنان به تصمیم گیری خانواده و زندگی حرفه ای.

Oscarson7

من چند سال پیش به مراسم تشییع جنازه ماموریت رئيس جمهور خود رفتم، و سالمند جفری R. هلند وجود دارد. در طول سخنرانی خود، او گفت که زمانی که ما این زندگی را ترک کنند، ما را سه چیز با ما: پیمان ما با خدا، روابط ما و شخصیت ما. همانطور که من از طریق زندگی و توبه از نگرش ها و یا اشتباهات من برود، من آنچه سالمند هلند گفت: به یاد داشته باشید. من به یاد داشته باشید که من گرفتن با من عهد من و خوبی که خدا به من داده است. هنگامی که بچه ها به من بغل کردن و ریختن عشق خود را بر من، و یا زمانی که احساس می کنم عشق برای بچه ها و برای شوهر من، من به یاد داشته باشید که این ابدی است. هیچ کس نمی تواند این را از من گرفتن. این دانش واقعا به من می دهد پایه و اساس. آن را به من می دهد ریشه حتی اگر من هزاران مایل هستم از جایی که من به دنیا آمده و بزرگ شده بود. من بسیار سپاسگزار هستم. من می دانم که با خدا، همه چیز را خوب می گیرد.

در یک نگاه

ماری لائور Oscarson


Oscarson1
محل سکونت: پروو، UT

سن: 44

وضعیت تاهل: متاهل

کودکان: چهار (سنین 13، 10، 8، 4)

شغل: کمکی هیئت علمی در دانشگاه بریگهام یانگ

غسل تعمید: سپتامبر 1988

مدارس: BYU

زبان گفتاری در خانه: فرانسه و انگلیسی

سرود مورد علاقه: "" Souviens-دستمال توال "(در کتاب سرود به زبان فرانسوی)

مصاحبه های Krisanne هیستینگز . عکس با اجازه استفاده می شود.

به اشتراک گذاشتن این مقاله:

11 نظرات

  1. Krisanne
    09:59 در 2013 مه 2

    ماری لائور چنین زنی گرم و زیبا با خنده آسان است. این فوق العاده نشستن با او و شنیدن در مورد تبدیل او را از مذهب کاتولیک به مورمونها و حرکت او را از فرانسه به امریکا بود. او یکی از پیشگامان واقعی با شهادت عمیق از انجیل عیسی مسیح است. این از چشم او می درخشد!

  2. Marju Casellas
    10:05 در 2013 مه 2

    پس بزرگ به شنیدن آنچه که شما تا به و است که شما یک خانواده زیبا و حرفه جالب است! من در انسانهای لو در سال 1990 بود "Soeur Kunnas" و ما انجام دادیم که لذت سفر جاده ای به کنفرانس منطقه، اگر شما به یاد داشته باشید. من یکی از بزرگان آرژانتین از ماموریت ازدواج کرد و چهار پسر. ما در MD زندگی می کنند و من حوزه و ESL پاره وقت تدریس. گراس Bisous!

  3. مصاحبه پروژه زنان مورمون با ماری لائور »در حال اشتعال لحظه
    11:15 در 2013 مه 2

    [...] من به تازگی فرصتی برای مصاحبه این زن زیبا برای پروژه زنان مورمون بود. خوانده شده مصاحبه کامل خود را در اینجا: نسخه او از داشتن آن همه [...]

  4. سینه سرخ
    19:10 در 2013 مه 2

    این مصاحبه زیبا و تا الهام بخش است. این ایده که وحی شخصی ما کمک خواهد کرد انتخاب برای فعال کردن استفاده از "آن همه" - است که همه که بهترین و مناسب است برای ما به صورت جداگانه، به ویژه با من طنین انداز است.

  5. علم معلم مامان
    11:31 در 2013 مه 6

    من این نیاز امروز! من فقط به پایان رسید درجه پیشرفته خود و تلاش برای تصمیم گیری چه باید بکنید بعد برای ME، در حالی که تعادل چیزی است که حق را برای شوهر و فرزندان من بیش از حد است. من دوست دارم به شنیدن داستان از دیگر زنان LDS که تعادل که برای آنها کار می کند پیدا کرده اند. این به من می دهد امیدواریم که که ما خواهد شد به جای حق به رهبری بیش از حد. با تشکر!

  6. ژان استابس
    07:54 در 2013 مه 8

    من عاشق خواندن این. من می دانم که ماری لائور و عشق او را بسیار. این به من بینش بزرگ را همه خوب است و من در او را ببینید. من خوشحالم که او را می دانم که هستم .. او همه چیز او است در اطراف غنی

  7. دیان Monson
    09:12 در 2013 مه 25

    ماری لائور همسایه من است. او چنین الهام بخش به تماشای با بچه ها فوق العاده خود را در کوچه بن بست پشت خانه من، هل دادن کالسکه به بازار، دوچرخه سواری با یک نوزاد کلاه پشت سر او برای اجرای ماموریت در محوطه دانشگاه، کاشت گل، پخت و پز شام در او است پنجره آشپزخانه. هنگامی که همسر من چند ماه پیش در طی یک توقف کوتاهی در خانه یک شب مجروح شد،، رپ با صدای بلند در پشت درب من آمد. من آن را به ماری لائور باز که در عجله من را در آغوش کشید و گفت: با بیشترین فوریت، "چه می توانیم بکنیم؟ ما هر چیزی را انجام خواهد داد، دیان. ما در هر چیزی که ما می توانیم انجام خواهد داد به شما کمک کند. "او در نگرانی او را بسیار پرشور بود، به عنوان او در همه چیز معنی دار او است. او یک نور بزرگ به محله ما و خانواده اش نمونه ای از شادی، زندگی انجیل فراوان است.

  8. مورین Sullican
    09:26 در 2013 مه 27

    من یک زن مورمون، من تحقیق ایمان هستم. من خیلی این داستان قرار گرفته بود چرا که من تا ایمان به خدا داده بود. حس کنجکاوی من در مورد آمیش و مورمون ادیان به یک موضوع تحقیق برای من برای سالهای زیادی بوده است و آنچه من به داستان ماری لائور به خود جلب کرد. LDS ایمان من به خدا دوباره بازسازی کرده و سوالات بسیاری است که فقط ایمان مسیحی مستقیم من نمی تواند پاسخ پاسخ داد. بنابراین دلیل است که من اشاره شخصا به LDS به عنوان LDS مسیحیان در مقابل مسیحیان به افتراق. من عاشق ایمان آمیش و صمیمیت ساده و روش زندگی خود را. من ادامه خواهد داد تا آنها را مطالعه و ایمان خود را دنبال و ادامه خواهد داد تا نگاهی به ایمان LDS برای راهنمایی. داستان ماری لائور یکی از الهام بخش عمیق به من است و آن را بیش از یک بار خوانده شده.

  9. ماری لائور
    10:23 در 2013 ژوئن 1

    تشکر از شما برای کلمات مهربان و بخشنده خود را!

  10. صدفی
    10:10 در 2013 اکتبر 6

    مصاحبه فوق العاده! من حسود هستم هر چند ... شوهرش به خانه می آید از و کمک می کند تا با خانواده .... من برای شوهر من مشتاقم به انجام این کار.

  11. مارجی Hamberlin
    20:16 در 2013 اکتبر 7

    من با ماری لائور زمانی که من در گروه فرانسوی و ایتالیایی به عنوان منشی دانش آموز کار کرده است. شوهر من، علامت گذاری، و او هر دو دستیار آموزش زبان فرانسه بود. من بلافاصله به گرم، رفتار دوستانه او و لبخند نوعی تهیه شده است. من فکر کردم من می تواند تهدید زبان فرانسه با او، اما او همیشه دلگرم کننده بود و می دانست که چگونه همه را در اطراف او در سهولت. آن شده است بیست سال پس از آخرین خود را در BYU دیدم I، با این حال، پس از خواندن این مقاله، من بلافاصله به رسمیت شناخته ماری لائور. این فوق العاده به کشف کنند که او با بهره گیری از چنین یک زندگی کامل و با ارزش با خانواده زیبای او.

پاسخ دهید

SEO صفحه پلاتین SEO از Techblissonline