2014 فوریه 6 نوشته شده توسط admin

10 نظر

صبر و شادی

صبر و شادی

صبر Omorodion
در یک نگاه

یک مادر نیجریه بالا بردن خانواده اش در فرانسه، صبر Omorodion است توسط یک خط است که مادر خود را مورد استفاده قرار به آواز خواندن، الهام گرفته از "من به خانه خدا قبل از خود من ساخت." صبر در سن هجده سالگی غسل تعمید شد پیدا کرده است و کلیسای LDS به یک خانه پر از شادی در سراسر چالش ها و تغییرات. همانطور که او زندگی می کند و سهام انجیل، صبر می گوید که تمایل خود را برای خدمت می آید، "فقط داشتن عشق به خدا را در قلب ما و عشق به همه انسانها. برای زمانی که شما عاشق بچه ها پدر آسمانی شما قادر خواهید بود به استفاده از زبان است که او برای آنها است. شما قادر خواهید بود به گوش. "

من از نیجریه هستم. من در یک خانواده ده کودکان متولد شد. پدر من، مادر من، برادران من، و هفت خواهران من، و یکی به روح جهان رفته است. این اتفاق افتاد زمانی که او یک کودک بود. من در یک خانواده که خدا را دوست بزرگ شد. و به عنوان یک کودک همیشه تمایل به خدمت به پروردگار.

من به دنبال بود برای کلیسای خدا، اما بسیاری از کلیساها وجود دارد. من می توانم که من واقعا می خواستم، راهی که من می خواستم برای خدمت به پروردگار را پیدا کند. من در تمام کلیساها من بود احساس راحتی نمی قبل از من پیدا کردم کلیسای عیسی مسیح از روز دوم پرستاران.

یکی از دوستان به عموی من که به منزل ما آمدند نمونه به من بود. من از او پرسیدم که چرا او متفاوت از دیگران بود. او گفت، "از آنجا که من یک روز دوم سنت هستم." من به او گفتم من از رفتن به کلیسا خسته شده بود چون من واقعا نمی کنید آنچه که من می خواستم. او سپس به من گفت که این کلیسا متفاوت بود. که پدرش یک کشیش بود قبل و که او مجبور به ترک کلیسا خود را در این کلیسا، کلیسای عیسی مسیح قدیسان روز واپسین. و من از او پرسید، "آیا این وجود دارد؟ کشیش ترک کلیسا خود را از رفتن به کلیسا دیگر "او گفت:" بله. پدر من را ترک کلیسا خود را به خاطر او در بر داشت حقیقت است. "بنابراین من می خواستم به دانستن بیشتر در مورد این کلیسا.

اولین یکشنبه به کلیسا رفت، من به دلیل راه من از خواهران انجمن امداد دریافت کرده بود خیلی هیجان زده بود. من میخواستم بدونم که چرا! من گفتم، "چرا آنها خیلی خوشحال برای دیدن من؟" شادی که من احساس کردم که برای اولین بار از یکشنبه به من برای آمدن یکشنبه دیگر.

بنابراین لذت از خواهری در انجمن امداد لمس قلب من و من تصمیم گرفتم که بحث مبلغ مورد کلیسا، و بعد، من به کلیسا غسل تعمید شد. من خیلی هیجان زده است که من شهادت که کلیسای عیسی مسیح از روز دوم واپسین درست است هستم. که به من کمک کرد که شما چقدر آسمانی پدر و پسر او عیسی مسیح را دوست دارم. من می دانم که پدر آسمانی زندگی می کند و پدر بزرگ ما است و عیسی مسیح نجات دهنده ما است، و روح القدس از بهترین دوستان که ما در قلب های ما در این زندگی است. که شهادت زندگی من پر برکت بسیار بیشتر شده است.

"من تشخیص می دهم هر خوب است که خدا می دهد به من در آن روز. مردم ممکن است بگویند که کوچک است، اما من هر چیزی که کمی نمی بینم. هر خوب است که من دریافت یک معجزه برای من است. "

پس از کلیسای شما پیوست، چه واکنشی از خانواده خود بود؟

پدر و مادر من به من اجازه رفتن به کلیسا. هنگامی که آنها در حال حاضر راه من زندگی می کنند را ببینید، مادر من در حال حاضر به گفتن عمه من، برادرزاده من، برای رفتن و پیوستن به کلیسا که صبر دخترش در حال رفتن به. مادر من به کلیسا غسل تعمید شد. مادر بزرگ من [بود] هم به کلیسا غسل تعمید. برخی از برادرزاده ام کلیسای چرا که هر بار که آنها [شد] صحبت کردن در مورد مسیحیت، مادر من همیشه می گویند، "رفتن به کلیسا صبر است. او در حال رفتن به کلیسا به خیر! "

در مورد تجربه خود را با تمیز کردن کلیسای کوچک به ما بگویید.

در نیجریه، من عاشق تمیز کردن کلیسا چون من همیشه عاشق این آهنگ مادر من آواز می خواند: "من به خانه خدا قبل از خود من ساخت" این آهنگ به من مقدار زیادی لمس کرد. هر بار که من می خوانم که آهنگ آن مرا به یاد وظیفه من به پدر آسمانی برای تمیز کردن کلیسا او. بنابراین من همیشه کلیسای کوچک تمیز می کند.

وقتی که من کلیسای پیوست، آنها نمی دانستند که من فقط یکی انجام [تمیز کردن] تا زمانی که یکی از شیشه های جدید در پنجره شکسته شد بود. رئيس جمهور شاخه همیشه هر یکشنبه اعلام، "با تشکر از هر کسی که آمد برای تمیز کردن نمازخانه." من به رئيس جمهور شاخه رفت و به او گفت که بود که من از تمیز کردن، یکی از شیشه در پنجره های شکسته شد. او در حال حاضر پرسید: "چند نفر از شما به کلیسای کوچک آمده است؟" من گفتم: "من تنها بود." او گفت، "آیا منظور شما است که شما به هر شنبه در اینجا؟" من گفتم: "بله. من نمی دانم اگر افراد دیگر است پس از ترک I، اما زمانی که من آمده من همیشه مطمئن شوید کلیسای کوچک تمیز است. "

برای رفتن به نمازخانه، من برای سفر با اتوبوس به مرکز شهرستان. از مرکز شهرستان من را به تاکسی دیگری. من در تلاش بود به انجام این کار اضافی برای ذخیره کردن مقداری پول می شود قادر در طول تعطیلات آخر هفته به طوری که من می خواهم مقداری پول به خودم حمل و نقل به کلیسای کوچک برای تمیز کردن داشته باشد. اما من فکر می کنم من این کار را انجام چون من هیجان زده است که کلیسای واقعی بود. هر بار که در کلیسای کوچک هستم، من احساس می کنم روح بسیار قوی.

چگونه شوهر خود را به شما را ملاقات کرد؟

در سال 1987، یک برنامه برای یک آموزش حرفه ای برای جوانان توسط دولت برگزار شد. گرچه من خود به کار در عمده فروشی مواد غذایی کسب و کار بود، من تو را دیدم نیاز به در بخش دیگری از اقتصاد به دست آوردن مهارت است. بنابراین یک روز صبح من مجموعه ای از به ثبت نام من در بخش خیاطی در دفتر اداری. وجود دارد من شوهرم را، که در میز بود، ملاقات کرد. من برنامه من، که او با بزرگواری اصلاح شده معرفی شده به دلیل برخی از اطلاعات حذف شده وجود دارد.

پس از یک ماه، او شخصا نامه قبول به خانه من به ارمغان آورد. و با این مهربانی ناخواسته، من می توانم احساس او را دعوت به خانواده ما خانه شب، که او پذیرفته مقاومت در برابر نیست. او این واقعیت است که مردم هنوز هم به عنوان یک خانواده دیدار به بحث در مورد مسائل مورد علاقه مشترک و از آن لذت ببرید با هم قدردانی است. دیدن شادی بیان شده در این فعالیت، من او را به کلیسا دعوت کرد. او با مبلغان ملاقات کرد و تحت شش بحث ها، و به کلیسا غسل تعمید شد. پس از آن، ما شروع به آشنایی و در نهایت ازدواج کرد. امروز ما پدر و مادر از 7 فرزند و نوه می باشد.

Omorodianfamily

می تواند به شما در مورد وضعیت خانواده خود به ما بگویید که بعد از شما ازدواج کرده بودند؟

هنگامی که ما ازدواج کردم، پس از سه سال، یک نوع از مشکل سیاسی شوهر من در نیجریه به حال وجود دارد. او کشور را ترک کنند. بنابراین من تا به حال به ماندن [در نیجریه] برای شش سال بدون او زمان برای او به حل و فصل کردن در اینجا در فرانسه در جهت برای من از پیوستن به او. بنابراین، از آن آسان نیست، در این دوره شش سال است. آسایش، صبر، و ویلسون: با توجه به انجیل، من قادر به ادامه با سه فرزند بود. بنابراین، ما قادر به شش سال اقامت بودند، چرا که ما نزدیک به کلیسای بودند و همه کمک بزرگی به مادر بزرگ ما، من و مادرم، خواهران و برادران من بود، و من مادر در قانون نیز می باشد. هر کس از کمک بزرگی به ما بود.

هر شنبه ما همه چیز ما قبل از رفتن به کلیسا در روز یکشنبه آماده می کنند. همانطور که برای ویلسون، قبل از چهار سال [قدیمی] او می تواند کفش خود را پرداخت و راحت کمک می کند تا برای حفظ کفش خود را. مومیایی می کند اتو کردنی دارم. همانطور که ما به کلیسا ما آواز خواندن در حالی که ما، "به نام به خدمت او / پادشاه آسمانی از شکوه و عظمت / انتخاب e'er به نام او باشیم." این همیشه این آهنگ ما آواز هر روز صبح هنگامی که ما در حال رفتن به کلیسا. ما خوشحال رفتن به کلیسا بودند. و قبل از رفتن من، من دعا می کنم، "پدر آسمانی، شما را دل این کودکان که آنها ممکن است روح دارند، که آنها را احترام به طوری که من می تواند به شما در احترام در کلیسا عبادت را لمس کند." این است که همیشه یک معجزه وقتی که من دعا می کنم ، زیرا من می دانم همسر من است وجود دارد به من کمک کند با سه بچه، اما هر بار من دعا می کنم من می توانید ببینید که روح بسیار قوی است. کودکان همیشه آرام در کلیسا به طوری که من می تواند خداوند را پرستش کنند. هر بار که آنها در این دیدار سوگندی آرام است، من احساس می کنم خیلی خوشحال.

آنچه شما کمک کرد به نگه داشتن روح و برای حفظ خانواده خود نزدیک با همسر خود حتی زمانی که از خانه دور بود؟

در طول زمان شوهر من دور شد، من هرگز احساس کردند که او تا زمانی دور از خانه بود چرا که در هر آخر هفته او همیشه یک خانه تماس بگیرید. او تا به حال به صحبت به من، و به کودکان. او می خواست مطمئن شوید همه خوشحال بود، به آنها بوسه شیرین. او همیشه وجود دارد ارتباط برقرار می کرد.

در حالی که ما به تماس های تلفنی و یا نامه ها، کودکان و من مدتی پس از سوگندی ارسال هر یکشنبه هنگامی که ما به خانه و پس از استراحت. ما می گفت، "امروز ما در حال نوشتن نامه ای به بابا. چه شد که شما رفتن به می گویند؟ "آنهایی که می دانم که چگونه به نوشتن می تواند به دیگران کمک کند. بنابراین ما همیشه در حال نوشتن بودند. او همواره می دهد.

انجیل به من مشغول نگه داشتن چرا که من به عنوان رئيس جمهور سهم زنان جوان خدمت شد. با کسب و کار من، دوخت من، و همه چیز، من خیلی شلوغ بود. این چیزی بود که من نگه داشتم، چون من در طول روز مشغول بود، کار، مراقبت از کودکان. بنابراین من هرگز احساس خیلی تنهایی، چرا که من هرگز غیر فعال شده است. پس هر روز، آن را فقط در حال حرکت بود. آن را فقط در حال حرکت بود تا روز شوهر من گفت: "شما خواهد شد پیوستن من. هر کس خواهد شد پیوستن من! "

آنچه را که دوست هنگامی که شما را قادر به عقب می آیند با هم بودند؟

این فوق العاده بود. روز اول من شوهرم را ملاقات من خیلی هیجان زده به او را دوباره پس از شش سال بود. آه، آن را مانند بهشت ​​بود! بهشت بر روی زمین به او را ببیند دوباره! من نمی دانم که چگونه به بیان احساسات من. من خیلی خوشحال بودم چون واقعا طولانی بود. به خصوص با کودکان، هر چند که شما باید سایر اعضای خانواده، حضور پدر متفاوت از هر فرد دیگری در خانواده است.

"اولین یکشنبه به کلیسا رفت، من خیلی هیجان زده به دلیل راه من از خواهران انجمن امداد دریافت شد. من میخواستم بدونم که چرا! من گفتم، "چرا آنها خیلی خوشحال برای دیدن من؟ بنابراین لذت از خواهری در انجمن امداد لمس قلب من و من تصمیم گرفتم که بحث مبلغ. "

چگونه آن را برای شما به این کشور جدید آینده با یک زبان و هر چیز دیگری جدید است؟

هنگامی که همسر من سمت چپ برای فرانسه، فکر کردم که شاید زمانی که این مشکل می تواند بیش از که او را به بازگشت به نیجریه به من ملحق می آیند. اما او گفت که ما را از آمدن به او عضویت اینجا. بنابراین، اولین چیزی که من در قلب من فکر می کرد: "آیا کلیسا وجود دارد؟ اگر کلیسا در فرانسه، من به خانه ام چرا که من می دانستم که من کلیسای عیسی مسیح از روز دوم سنت در هر کشوری در جهان، من یک خانه و یک محل برای عبادت خداوند را پیدا کنید. " شوهر من می گوید که کلیسا وجود دارد. اگر چه من به او معتقد بودند، من نمی دانم که چگونه قوی کلیسا در فرانسه بود.

بنابراین، یک روز، خداوند دانستن قلب من، که من در مورد نگران بوده است کلیسای-به من در انجام برخی از تمیز کردن در خانه، من هم در زمان نگاه کردن به Ensigns قدیمی در خانه. من می خواستم به در هر ناوگان نگاه به برخی از پیام ها بیش از. که من پیدا کردم ناوگان که خوانده شده، "کلیسای عیسی مسیح قدیسان روز واپسین در فرانسه در حدود 100 سال، تقریبا 100 سال است." من تعجب بود! من گفت، این یک پیام برای من است. من برداشت ناوگان، و شروع کردم به خواندن. پس از خواندن، من فریاد زد! "وو!" آه، مادر من به من شنیده جیغ کشیدن دارد. او گفت: "چرا شما فریاد می کنی؟" من گفتم: "من خیلی هیجان زده خداوند است به نماز من پاسخ داده ام!" او گفت، "چه دعا؟" من گفتم: "من نگران بود اگر کلیسا در فرانسه بود. خداوند فقط به من از طریق این پیام را دریافت کردم که کلیسا وجود دارد نشان داد. "

من به آینده هیجان زده بود. از آنجا که کلیسا وجود دارد، من خانواده ها را ببینید. از آنجا که من می دانستم که اعضای کلیسای خانواده من هستند. اگر من اینجا می آیند، من به خانه پیدا کنید. من زبان صحبت می کنند، اما من می دانستم که زبان روح بسیار قوی است.

IMG_0107 [1] (2)

چگونه آن را به یادگیری شد زبان و یا تطبیق به یک کشور جدید؟

چیزی که من می خواهم بگویم این است که حتی اگر من هنوز هم در زبان مناسب، که من می توانم ارتباط برقرار نیست، من می توانم به مردم، آنها چه می گویند را بشنود. وقتی که من اومدم اینجا من هرگز به حال که. اما در حال حاضر آن را آسان تر. من حتی می تواند به درس در جمعیت امداد را. من به عنوان یک مشاور برای اولین بار در انجمن امداد خدمت کرده است. بنابراین تمام این فقط یک میل را برای خدمت به خداوند است. هنگامی که میل وجود دارد، خداوند به ما کلماتی را که او می خواهد ما را بهت بگم. این فقط داشتن عشق به خدا را در قلب ما و عشق به همه انسانها. برای زمانی که شما عاشق بچه ها پدر آسمانی شما قادر خواهید بود به استفاده از زبان است که او برای آنها است. شما قادر خواهید بود برای شنیدن.

ترانه های است که ما همیشه به عنوان روز دوم واپسین آواز خواندن کلمه ی شیرین می باشد. برخی از واژه ها است که بسیار آسان برای یادگیری است. این واژه که خوب هستند، آنها آسان به دلیل انجیل یادگیری است. ناوگان، کتاب سرود، کتاب مقدس ما زبان که ما می خواهیم به یادگیری تدریس. من اغلب در طول زمان استراحت من خواندن. من به برخی از چند دقیقه به خواندن برخی از معابر در کتاب مورمون در فرانسه. بنابراین بیشتر من به عنوان خوانده شده، بیشتر به من درک می کنم فرانسه. و شوهر و فرزندان من گاهی اوقات وقتی که من به زبان انگلیسی به آنها صحبت می کنند، آنها به من پاسخ در فرانسه به دلیل برخی از کودکان در صحبت کردن انگلیسی بسیار خوب است. آنها همیشه به من پاسخ در فرانسه.

این امر به ویژه در آغاز واقعا سخت بود که من نمی توانستم به خواهرم صحبت می کنید، و یا بیان خودم. این بسیار سخت بود. این چیزی است که باید ما را از پا در اوردن نیست. این کمی تلاش شما همچنان به هر روز است؛ آن شروع می شود آینده. من تو را دیدم زبان به طور طبیعی آمده است. شما می توانید خودتان را مجبور به آن را داشته باشد. همانطور که شما همچنان به گوش دادن، و شما همچنان به تمرین بیت، شما سعی می کنید به استفاده از برخی کلمات که شما می دانید.

"کلیسای کجا پیدا کردن من در هر کشوری در جهان، من یک خانه و یک محل برای عبادت خداوند را پیدا کنید. من [فرانسه] زبان صحبت می کنند، اما من می دانستم که زبان روح بسیار قوی است. "

در مورد خانواده خود را شب ها به ما بگویید.

ما همیشه بهترین خانوادگی صفحه اصلی شب! ما همسایگان ما تماس بگیرید. همه مردم، مستاجران در منطقه ما، ما همه آنها را. اما چیزی که من همیشه دوست داشتم بود [به] یک کیف خوب کمی از رفتار میکند که پس از این خانواده شب به خانه من به اشتراک بگذارید. تشویق مردم می آیند و با پیوستن به ما به خاطر آنها هر زمان که آنها به شب به خانه خانواده آمده است می دانم که آنها همیشه یک هدیه است که خانه را داشته باشد. ما همیشه بزرگ تعداد، گاهی اوقات چهارده، پانزده، تا شب به خانه خانواده را با ما در بیست و آمده است. پدر و مادر از بچه ها اجازه می دهد آنها را به آمده است. آنها دوستان به فرزندان من هستند، بنابراین آنها را تا شب به خانه خانواده دعوت می کنند. هر کس که اجرا کردن. کودکان برادر من نیز، مادر من، هر کس در خانواده، آنها با همسایگان بپیوندید. بچه های کوچک همیشه هیجان زده می کند زیرا آنها این هدیه، این بسته کمی تا به خانه ببرند.

شما همیشه به نظر می رسد با لبخند و سرود زندگی می کنند. چه چیزی خیلی خوشحال؟

اول، من عاشق آواز. وقتی که من آواز خواندن، سرودهای من روح القدس می دهد. حتی اگر من راه رفتن در کوچه و خیابان، من در قلب من آواز خواندن. چند وقت من آواز خواندن با صدای بلند وقتی که من رانندگی. من عاشق ستایش خدا. این باعث می شود من خیلی خوشحال ستایش از پروردگار.

من خوشحالم چون [از] همه چیز که پدر آسمانی برای من انجام داده ام. من همیشه درک می کنند که در قلب من هر روز به یاد داشته باشید. من هر روز معجزه ی خدا، چیزهای خوب خدا را ببینید. به خصوص زمانی که من را به این کشور وارد می دانستم که من را از آمد نیجریه وجود دارد در بسیاری از فقر است. اما وقتی که من اومدم اینجا که من بسیاری از چیزهای خوب را دیدم. این خیلی زیبا بود و آن را به من تعداد زیادی از شادی. گل، هر چیز خوبی که من در اطراف من را ببینید من تعداد زیادی از شادی می دهد. کسانی که همه چیز از چیزهایی که به من لذت می دهد. من می بینم که هر روز و که خوب است، من آن را قدردانی میکنیم. و من تشخیص هر خوب است که خدا می دهد به من در آن روز. مردم ممکن است بگویند که کم است. اما من هر چیزی که کمی نمی بینم. هر خوب است که من دریافت یک معجزه برای من است.

من همیشه عاشق رفتن به معبد با خانواده ام. هر زمان وجود دارد، من احساس صلح است. این جایی است که من همیشه دوست دارم به پور از قلب من به پدر آسمانی است. زمانی که من در معبد من در حضور من آسمانی پدر، پسر خود عیسی مسیح و روح القدس است. هر بار که به معبد برود، من همیشه یک معجزه را دریافت کرد. همیشه راه حلی برای مشکل من وجود دارد. من احساس می کنم صلح است. کتاب مقدس من انتخاب کنید تا در معبد، زمانی که من خواندن، من پیام راحتی از من پدر آسمانی دریافت خواهید کرد.

همه این می تواند به ما کمک کند تا از طریق مشکلات ما منتقل می کند. مهم نیست که چگونه بسیاری از مردم ممکن است بر علیه ما به دام ما را از راه راست ترکیب، ما باید بدانند که ما تنها نیستیم. پدر آسمانی، و پسر او عیسی مسیح و روح القدس با ما هستند. ما باید به فشار رو به جلو ادامه خواهد داد. ادامه دعا و خواندن کتب مقدس. برو به معبد، انجام callings کلیسا خود را. آواز میاد به خدا هر روز. پدر آسمانی کسانی که او را ستایش را دوست دارد. من عاشق ستایش خدا. من می دانم که زمانی که ما خدا رو شکر، ما احساس صلح، و ما معجزه ما را دریافت. پدر آسمانی فکر ما است. او می داند چه چیزی برای فرزندان خود است. من برای عشق خود را هیجان زده هستم! آن را به من می دهد بسیاری از شادی می دانم که پدر من با من است.

PO3

شما در حال حاضر دارای هفت فرزند. امید خود را برای کودکان شما چیست؟

آرزوی من برای کودکان من است برای آنها به رشد در انجیل و بالا بردن تا یک خانواده صالح. این آرزوی من و نگرانی من هر روز است. و من در دعا و من انجام بهترین من به آنها انجیل تدریس نگه دارید.

انجیل عیسی مسیح الهی است. من نمی دانم که چگونه آسمانی پدر و پسر او عیسی مسیح به تشکر می کنم برای کمک به من برای پیدا کردن کلیسای عیسی مسیح قدیسان روز واپسین. من نمی دانم که چگونه زندگی بدون آن را مانند نگاه کرد. چگونه من می خواهم که قادر به از زن بهتر است، یک مادر خوب، یک دختر از خدا بوده است. آن شده اند که بسیار دشوار بوده است. انجیل و شهادت حقیقت که من آن را به من شجاعت هر روز را به در. ما باید همیشه به گرامی داشتن انجیل ما، زیرا این بزرگترین نعمت است که ما در زندگی ما داشته باشد. ما باید آن را گرامی به خاطر این رفتن را به بسیاری از نعمت به ما. و ما هرگز چیزی در مورد زندگی ما را پشیمان خواهد شد.

من واقعا انجیل با بسیاری از مردم در محله من به اشتراک گذاشته و من بسیاری از تبدیل به کلیسای عیسی مسیح پیدا کرده اند. که به من می دهد بسیاری از شادی. انجیل قادر به شکل دادن به زندگی است. از آنجا که ما ابزار را در دست خداوند است، ما نباید اجازه هیچ گونه محاکمه و یا مشکلات است که ما عبور ما را از انجیل را متوقف کند. ما باید نگه به ​​خاطر آن است آسان نیست، زمانی که ما می بینیم مردم ترکیب با هم در راه های مختلف، تلاش برای مبارزه با با کسانی که در راه راست هستند. ما نباید ترس. ما باید در خود نگه دارد.

چون چیزی است که به من شادی از کتاب مورمون زمانی که Lehi در مورد ساختمان بزرگ صحبت وجود دارد. چگونه افرادی که راه رفتن بودند به خوردن میوه های شیرین، آنها چگونه آن را انتخاب کنید و آنها را می خورند. اما زمانی که آنها در آن است که در ساختمان بزرگ بود نگاه کنند و آنها به نوبه خود به دور. آنها را به دور چرا که آنها بسیاری بودند و فکر می کردند چرا که آنها در آن محل چند که آنها امن نیست.

من می خواهم برای تشویق هر زن، به عنوان یک سنت روز دوم، ما هرگز نباید ترس از هر گروه از مردم است، مهم نیست که چگونه بسیاری از آنها ممکن است. این که آیا آنها در خارج و یا داخل کلیسا می باشد. تا زمانی که ما در حال برگزاری بر روی درخت، ما می رویم در راه حق. ما باید ادامه یابد و هرگز.

ما هرگز نباید اجازه دهید هر مسخره ما را از راه راست مزاحم. تنها راهی که می تواند این مشکل را حل و فصل از طریق نماز ثابت، متون ثابت خواندن و توجه به روح القدس باشد. من می دانم که بسیار درست است. این به من خیلی کمک کرده است.

در یک نگاه

صبر Omorodion

Patience1
محل سکونت: لیون فرانسه

سن: 46

وضعیت تاهل: متاهل

کودکان: هفت (سنین 24، 22، 18، 11، 8، 7، و 18 ماه)

شغل: خانه دار

تاریخ غسل تعمید: آوریل 9،1985

مدارس: Iguodala دبستان، کالج نیجر، موسسه مد Cherryhome

زبان گفتاری در صفحه اصلی: انگلیسی، فرانسوی، ادو

سرود مورد علاقه: "به نام به خدمت"

مصاحبه های هایدی وایزمن . عکس با اجازه استفاده می شود.

10 نظر

  1. مایکل Bollero
    21:28 در 2014 فوریه 6

    خواهر Omorodion یک فرد باور نکردنی است و یک مثال فوق العاده برای من بود که من در بخش خود را به عنوان یک مبلغ مذهبی خدمت کرده است. هر هفته او به ارمغان آورد ما کیسه های غذا و به دو برابر اطمینان حاصل شود که ما نمی تواند گرسنه، ما اغلب به خانه اش دعوت شدند. همه از دوستان و همسایگان خود را به خوبی در انجیل و آن خبره آموزه-او آنها را تابش هر جا او می رود و به عنوان مثال راه رفتن از هر عضو یک مبلغ است. این کلیسا در شهادت می خواهم که از خواهر Omorodion ساخته شده است و من بسیار سپاسگزار به او در لیون دوست هستم. خداوند قطعا خانواده اش پر برکت خواهد شد و فرزندان بسیاری از او را برکت دهد به لطف خود گذشتگی او را. تشکر از شما خواهر O!

    مایکل Bollero
    ماموریت فرانسه د لیون 2010-2012

  2. خب من در نهایت رمز عبور من تنظیم مجدد | جوان و زیبا
    07:56 در 2014 فوریه 7

    [...] دو پست که من دیروز قدردانی: در اینجا و اینجا [...]

  3. Jacobsen در صوفیه
    11:25 در 2014 فوریه 7

    من او را دوست دارم. که تمام است.

    تشکر از شما برای به اشتراک گذاری این داستان فوق العاده است. آنها همیشه روز من روشن.

  4. امی
    05:36 در 2014 فوریه 7

    صبر، شما بسیار زیبا می باشد! داستان شما ساخته شده من خیلی خوشحال. تشکر از شما برای به اشتراک گذاری.

  5. آنا Munford
    22:45 در 2014 فوریه 7

    تشکر از شما برای تمام مصاحبه فوق العاده از تمام خواهران زیبا. من خیلی دوست دارم دوست شما: صبر، من هم همین احساس را در مورد کلیسای عیسی مسیح قدیسان روز واپسین، من آن را دوست دارم با تمام قلب من.

  6. هایدی وایزمن
    12:28 در 2014 فوریه 14

    از تولید مصاحبه: از زمانی که من برای اولین بار صبر Soeur چند سال Omorodian پیش دیده است، من احساس می کنم در زندگی من در راه همان نگاه کرد و به عنوان مثال او واقعا راه من تغییر کرده است، و در ادامه به پاسخ به شرایط. عشق او برای او پدر آسمانی و شادی که او در زیر دستورات او و خدمت در خانه اش را پیدا می کند تا عمیقا نگرش من و به نظر من از eternities و از امتیاز این است که من برای خدمت به خداوند، مهم نیست چقدر کوچک یا ناچیز من را تحت تاثیر قرار کار ممکن است در زمان ظاهر می شود.

    من بسیار سپاسگزار او بود که او موافقت کرد که وقت به من اجازه می دهد به او مصاحبه حتی اگر او و فرر Omorodian بسیار شلوغ با خانواده در حال رشد خود است. خانواده های آنها به معنای واقعی کلمه در روند حرکت در آن زمان بود، اما او و خانواده اش را در مورد این ماجراجویی جدید با قدردانی و خنده شاد کودکان انعکاس از طریق اتاق خالی و راهرو قرار بود.

    Soeur Omorodian یک عشق بسیار زیاد برای برادران و خواهران او در انجیل، و برای کسانی که هنوز در پری آن یافت پیام انجیل عیسی مسیح نیست. او همیشه به دنبال فرصت هایی را برای کمک به برادران و خواهران خود را پیدا صلح، شادی و قدردانی در زندگی آنها.

  7. iyiewuare راحتی
    16:46 در 2014 فوریه 18

    تو بزرگ ترین مادر روی زمین است. به عنوان مثال شما از عشق و ارادت قابل تحسین است. من شما را دوست دارم mom.I خواهد راه من را.

  8. iyiewuare راحتی
    04:48 در 2014 فوریه 18

    من بخشی از من انجام *

  9. مارجی Hamberlin
    11:23 در 2014 مارس 17

    چه یک زن زیبا، در داخل و خارج! با تشکر برای به اشتراک گذاری داستان صبر است. او به عنوان مثال بزرگ کسی است که از صمیم قلب در آغوش انجیل و روح و روان از عیسی مسیح است. من نمی دانم اگر بسیاری از ما تا به حال خواهد شد که به تجربه فداکاری صبر ساخته شده است برای حفظ خانواده اش رفتن (و با هم)، پس از آن الهام بخش در مورد او یادگیری به عنوان یک خواهر که ایمان خود را نگه می دارد و کسی که پیش رو در مواجهه معدن از چالش های زندگی.

  10. جنی رایت
    08:39 در 2014 مارس 24

    تشکر از شما برای به اشتراک گذاری تجربیات زندگی خود را. آنها واقعا الهام بخش من برای کار سخت تر در سپاسگزار برای همه I داده شده است از جمله آزمایش های من است. من امیدوارم که یک روز به همان اندازه از نمونه ای از شادی و قدردانی را به عنوان شما، صبر. من هم از همسر من به دلیل خدمت سربازی خود را و آسیب های پس از آن از هم جدا شده است، اما جدایی شش سال خود را بسیار طولانی تر و با دسترسی به ارتباطات بسیار کمتر بود. تشکر از شما به عنوان مثال شما در آن زمان آن را به عنوان جدایی خود من در چشم انداز قرار داده.

پاسخ دهید

SEO صفحه پلاتین SEO از Techblissonline